داستان درمان من از طریق خامگیاهخواری


من در دوران کودکی یک ملحد بودم و به دلیل تربیت غلط والدین و جامعه دچار بدبینی زیادی نسبت به دین و مدرسه و ملیت ایرانی شده بودم.

در پایان دوران نوجوانی بعد از زمانی که در المپیاد فیزیک در دبیرستان فعالیت داشتم، به پیامبر خدا محمد ایمان آوردم و مسلمان و یکتاپرست شدم و بعد از آن شدیدا به احکام دینی، به طور افراطی معتقد شدم طوری که هراسی نداشتم از اینکه بخاطر بجا آوردن نماز و دعا از طرف دیگران مسخره شوم. گرچه در ابتدا فهمیدن اسلام بخاطر عربی بودن قران و توضیح المسایل سخت بود ولی با همان سواد مدرسه تا حدی قضیه را حل کردم. در دوران کودکی بارها بیمار میشدم و آرزوی مرگ میکردم ولی در دوران نوجوانی دیگر پذیرفته بودم که دانشمندی همیشه سرماخورده باشم که در آزمایشگاه عطسه میزند و تا آخر عمرش همینطوری زندگی کند. در دوران نوجوانی، بیماری آستیگمات چشم داشتم که عینک میزدم. آلرژی فصلی داشتم که اول فقط فصل بهار بود اما بعدا همه فصول سال آلرژی و حساسیت شدید داشتم. همیشه آبریزش بینی داشتم و مانند شیر آب ادامه داشت که تمام نمیشد، با عطسه و سرفه مداوم و از این وضعیت خیلی رنج میبردم چون آبروی من را هرجایی که بودم میبرد. سینوزیت، یک مرض مزمن در من بود که حتی پزشکان گفتند باید عمل جراحی کنم اما خوشبختانه به دلیل اینکه مادر خوبی داشتم و پدر خسیس و حسودی، از خیال پول خرج کردند برای من گذشتند. این سینوزیت لعنتی هرگز از بین نرفت و در سالهای بعدی بدتر هم شد. جسم من نیز از هم سن و سالهایم کوچکتر باقی ماند و چون پدرم اجازه درس خواندن را به من نمیداد، من روحیه و فرصت زیادی برای مطالعه پیدا نمیکردم و از لحاظ روانی قاطی کرده بودم و با اینکه ورزش را که خیلی دوست داشتم اما پدرم همیشه به خاطر حسادتش مانعم میشد. آخرالامر بعد از اینکه نتوانستم به درستی دیپلم را بگیرم دچار بیماری افسردگی و چهار سال ناامیدی شدید روانی و روانپریشی و کمبود حافظه کوتاه مدت و نداشتن تمرکز شدم. در این چهار سال چندین بار دست به خودکشی زدم ولی چون راهش را بلد نبودم یا ترس داشتم باز پشیمان میشدم. یکبار که خودکشی را تا مرحله آخر رساندم طوری عقلم رشد کرد که سوگند میخورم به اندازه یک پیرمرد نودساله به زندگی واقف شدم و فهمیدگی یافتم و این دانستن زیاد، زودتر از سن واقعی که بیست و سه سالم بود وضعیت فکری مرا بدتر و ناامیدترم کرد. بعد از آن بود که با خودم حساب و کتاب کردم که من نه به ثروت رسیدم و میلیونر شدم و نه توانسته ام به دانشگاه بروم و ادامه تحصیل بدهم پس من که میدانم همه مشکلات با مطالعه حل میشود بگذار به جای اینکه به دنبال علم ریاضی و مهندسی و تئوری پردازی فیزیک باشم، فقط به فکر سلامتی خودم باشم و از طریق مطالعه بفهمم که چه باید بخورم که سالم بمانم و چه نباید بخورم که مریض نشوم. این پرسش مرا به کتابهای قدیم آقای طهمورث فروزین  در سال 1386 کشاند. فهمیدم که گوشت قرمز نباید بخورم و سفید و ماهی بهتر است و خیلی چیزهای دیگر. به محض اجرای نکات آن کتاب حالم بهتر شد زیرا والدینم بخاطر پولدار بودن هر روز آبگوشت درست میکردند و من هر روز بی حال بودم و نمیتوانستم درس بخوانم چراکه تا ظهر و بعد از ظهر خواب سنگینی داشتم. همین نتیجه مرا تشویق به مطالعه بیشتر کرد. ایشان با اینکه در آن زمان با گیاهخواری آشنایی پیدا کرده بودند ولی ظاهرا خودشان هم در حال تحقیقات بودند و همزمان یافته هایشان را کتاب میکردند و این کتابها بیست سال پیش نوشته شده بود و من آنها را میخواندم. تیزهوشانه هر کتابی به دستم میرسید را میخواندم و به هرکس میرسیدم از او درباره سلامتی میپرسیدم تا اینکه دوستی در کتابخانه به من چیزهایی گفت که نفهمیدم ولی به شماره تلفنی که داده بود زنگ زدم و به آنجا رفتم. ایشان دکتر عبدالمجید شکوه متخصص طب سنتی بودند که وقتی پیش ایشان رفتم به من گفتند اصلا گوشت نخور و به غذایی که آتش به آن رسیده باشد لب نزن. پرسیدم شما چی میخورید و او درب یخچالش که در همان اتاق کتابخانه اش بود را باز کرد و یک سالاد خیار و گوجه با حبه های سیر را درون کاسه را بیرون آورد تا نشانم دهد. بعد از آن از خامگیاهخواری صحبت کرد. من کلمه گیاهخواری را به ذهن سپردم و کتاب تالیفی ایشان که نامش تغذیه و درمان طبیعی بود را همانجا از ایشان خریدم. وقتی فردای آن روز پای اینترنت رفتم کلمه گیاهخواری را گوگل کردم تا به سایت انجمن گیاهخواران ایران و رستوران آناندا رسیدم و با مطالعه سایت آن از آن به بعد گیاهخوار شدم. هر روز حالم بهتر میشد و با خودم استدلال میکردم که فعالیتی از این با ارزش تر نیست که درباره سلامتی خودت مطالعه کنی و هیچ فایده ای ندارد که به دنبال کارهای دیگر بروم. آنقدر با گوگل جستجو کردم که به این توصیه یک گیاهخوار در سایت تالارگفتگوی ایرانیان گیاهخوار رسیدم که گفته بود کتاب خام خواری آوانسیان را بخوانید. من در فروشگاهها و کتابخانه های مشهد گشتم ولی چیزی نیافتم و خرید اینترنتی این کتاب هم وجود نداشت. بعد از هفته ای گشتن یک فروشنده از دورترین نقطه مغازه اش کتاب آوانسیان چاپ بعد از انقلاب را به من داد و من خیلی سریع آن را خواندم. خامگیاهخواری را بی توجه به مخالفت والدین شروع کردم ولی چون از لحاظ مخارج زندگی وابسته به آنها بودم نمیتوانستم به حرفشان نکنم. مثلا وقتی پدرم دید که من بر سر سفره غذا از شیر و لبنیات بد میگویم و به پنیر دست نمیزنم، برای کارشکنی به مغازه بستنی فروشی رفت و حدود یک متر ارتفاع بستنی نونی سفارش داد که من هنگامی که درب یخچال را باز کردم گمان کردم شاید میهمانی یا جلسه قرآن داریم و آنقدر خانواده ام جلوی من از این بستنی ها خوردند که من هم وسوسه شدم و روز سوم فرصت را غنیمت شمرده و مقدار زیادی از این بستنی ها را قبل از تمام شدنشان خوردم و دوباره آبریزش بینی شروع شد. از سال 1389 تقریبا خامگیاهخوار بودم و از همان زمان استقلال مالی را هم با جدا شدن از خانواده بدست آوردم و دیگر اجازه نمیدادم که کسی برایم تصمیم گیری کند یا زور بگوید. هروقت که پخته میخوردم یا هوس بستنی میکردم، بینی هایم میگرفت و آبریزش شروع میشد. با آشنایی با آبدرمانی به مدت سه روز و ده روز آبدرمانی کردم که چندین کرم مرده از روده هایم بیرون آمد. اکنون خوشحالم این روش زندگی را یافته ام و چون خودم استعداد نظریه پردازی و کارآفرینی دارم حتما در آینده برنامه هایی تجاری را در این زمینه راه خواهم انداخت. از خدا به خاطر هدایتی که شدم سپاسگذارم و درود میفرستم به مرحوم آرشاویردر آوانسیان گرامی و همه فعالان گیاهخواری و خامخواری!

حمید ناظمی شهریور سال 1390 شمسی




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391    | توسط: حمید ناظمی    | طبقه بندی: درد سرهای خانواده،     | نظرات()

مروری بر فرهنگ سنتی و طب ایرانی و درمانهای طبیعی

مروری بر فرهنگ سنتی و طب ایرانی و درمانهای طبیعی


امروز روز رستاخیز احیاست. احیای آن چیزهایی که قبل انقلاب 1357 به صورت عقده درآمده بود.

ما چه چیزهایی داشتیم که از دست دادیم و امروز باید به طور انقلابی آنرا احیا کنیم؟!




فهرستی تقریبی از طب های اسلامی و ایرانی و دیگر ملل:

حجامت درمانی، فصد و زالو درمانی که تاکنون نسبتا توسط استاد روازاده احیا شده است.
مشت و مال درمانی، که همان ماساژ است. دلاکان در حمام سنتی چنین میکردند.
یومیهوتراپی، ماساژ و نمک درمانی ژاپنی است.
عسل درمانی که برآمده از سنتهای دینی درمانی است.
عطسه درمانی، مانند دخول عنفیه در بینی ها.
استفراغ درمانی، نوعی سیستم سنتی واقعا پیشرفته برای پاکسازی درونی.
زیارت درمانی، درمان روحی و روانی مردمانی که دوستدار ائمه و پیامبرند.
روزه درمانی، آب درمانی، واتر تراپی،
آبمیوه درمانی، نوعی روزه داری و طب درمانی امراض لاعلاج
نمک درمانی، گذشتگان از نمک برای تکمیل خوراک خود استفاده میکردند و ساختن تالارهای نمک.
میوه درمانی، یعنی گرفتن یك رژیم خوراكی میوه برای چندین روز مانند انگور درمانی
سیر درمانی، زیتون درمانی، انگور درمانی، انار درمانی، و غیره
ذکر درمانی كه همان یاد درمانی در روانشناسی است.
دعا، نماز یا عزاداری شكلهای دیگر یاددرمانی هستند.
خام خواری، مبدع مکتب آن یک ایرانی به نام آرشاویردر آوانسیان است.
گیاه خواری، در غرب زاییده شده و تجربه شده است.
گیاه درمانی، در اسلام و فرهنگهای ملل تایید شده است مانند همین عطاری های بازار.
رگ گیری، در ایران گذشته و ملل دیگر تجربه شده است.
شیمی درمانی، همین پزشكی امروزی است.
عرقیات گیاهی، آب گیاه درمانی است که با جوشاندن از آن خارج میکنیم.
انرژی درمانی، هم در ایران رواج داشته و هم در شرق و غرب.
ورزش درمانی، نیاكان چه میکرده اند که توانمندی جسمی داشته اند.
سوزن درمانی، طب سوزنی که منشاء شرقی دارد.
داغ درمانی، طبی ایرانی که با داغ کردن نواحی خاصی از بدن بیماری را تعدیل میکردند.
نمک درمانی، ساختن بناهایی از نمک برای خوابیدن و گذراندن اوقات در آنجا و بهبود بیماری.
موسیقی درمانی، که در روانشناسی کاربردهای فراوانی دارد و تفریحی سالم میان مردم است.
کتاب درمانی، مانند اینکه جلساتی خانوادگی و محله ای از کتابهای ملی و مذهبی و قومی به صورت گروهی هر هفته خوانده شود و برایشان سخنران باشد و تفسیر برگزار گردد. مثلا جلسه محله ای بوستان و گلستان یا جلسه محله ای شاهنامه یا جلسه محله ای مثنوی مولوی، جلسه خانوادگی هفت پیکر نظامی یا برگزاری جلسه محله ای کتاب کلیله و دمنه برگزار کنیم و توسعه دهیم. همینطور است برای کشورهای دیگر جهان که کتابهای ادبی مخصوص خود را دارند. این قبیل کتاب ها درمانهایی برای مشکلات خانوادگی و اجتماعی مردم در بر دارند که مطالعه گروهی آنها به مردم کمک شایانی در رفع موانع زندگی میکند.
پول درمانی، درمان تنگناهای معیشتی خانواده و جامعه با پول یعنی آموزشهای اقتصادی مبتدی در راهنمایی و دبیرستان و آموزش سواد مالی پیشرفته در دانشگاه برای تمامی رشته ها گنجانده شود. زیرا هرکسی نیاز دارد که قبل از بلوغ مالی از نحوه تعدیل دخل و خرج خود و خانواده اش به صورت علمی مهارت پیدا کند.
شیمیایی درمانی، تحقیقات آزمایشگاهی منجر به برنامه های اجتماعی و فردی میشود که بهداشت عمومی و خصوصی را تشکیل خواهد داد. اما داروسازی نیز بر مبنای زنده خواری اجازه داده میشود. بهداشت حاصل از شیمیایی درمانی تکمیل درمانهای سنتی جامعه خواهد بود.
بدین ترتیب به بسیاری از روشهای زندگی سنتی میتوان دیدی درمانی داشت.


علاوه بر اینها ما سنت هایی داشتیم كه از یادها فراموش شده است. آنها را فهرست می کنم:



سنت های ایرانی و قدیمی نیاكان ما

بهداشت سنتی و دینی، مانند آنچه که در دین به وضو و غسل و تیمم یا نماز شهرت دارد.
حمام ایرانی، که طراحی معماران گذشتگان ما بوده است.
کیسه و لیف و صابون و هر سنتی که در حمام ایرانی روال بوده است.
توالت اسلامی، برای پیشگیری از توالت فرنگی فاسدی که باعث مرض است.
مسواک و خمیردندان سنتی و آرایش های قدیمی.
زیورآلات سنتی برای بانوان و آقایان
شیر و لبنیات سنتی مانند آنچه که اکنون عشایر انجام میدهند.
آشپزخانه سنتی و ایرانی، با تجهیزات قدیمی از کوزه گرفته تا آتش سنتی و دیزی سنگی برای پختن.
ظروف سنتی، ایرانیهای قدیم از چه فلزاتی و با چه طراحی هایی ظرف میساخته اند.
قاشق و چنگال و چاقوی سنتی، با همان زیبایی نگارگری ایرانیان گذشته.
لوازم خانگی ایرانی، مانند دیگ و سماور و قابلمه های مسی و برنجی و کاسه های ایرانی و سنتی.
لوازم خانگی شرقی، مانند آنچه که در کشورهای چین و روسیه و ژاپن رواج دارد.
بسته بندی سنتی، در گذشته کیسه نخی داشتیم نه پلاستیکی و نایلونی.
نان های قدیمی، مانند انواع کیک و کلوچه های سنتی.
پخت و پز ایرانی که روشهای سالم تغذیه را بر خلاف فاسد غربی آن در بر دارد.
عطرهای اسلامی و ایرانی و سنتی، که نیاکان ما از آن بهره میبردند.
پوشاک ایرانی و قدیمی، لباسهای سنتی در مقابل فرنگی آن.
نمک ها و آب های ایرانی مانند آنچه که از کویرها و دریاچه ها و آب گرمها بدست می آید.
چای های مذهبی و ایرانی، كه نیاكان قومی ما هنگام خستگی و گرسنگی مینوشیدند.
سرکه و آبلیمو و آبغوره و ادویه های ایرانی، و دیگر طعم دهنده های قدیمی.
نوشابه های سنتی ایرانی، که در گذشته مرسوم بوده است.
روغن های قدیم سنتی، مانند روغن زیتون و روغن کنجد و دنبه گوسفندی و روغن محلی.
تخمه ها و مغزهای خوراکی ایرانی، مانند مغزها و تخمه های کدو و آفتابگردان و هنداوانه و چلغوز.
تغذیه طبیعی ایرانی و فرنگی، یعنی غذاهای خام گیاهی متداول در ایران کنونی و غرب.
چاه ها و قنات های ایرانی، بهره برداری از منابع سالم تامین آب.
باغ ایرانی، نحوه باغ داری و باغچه داری ایرانی و اسلامی.
عسل های ایرانی، تنوع گوناگونی عسل
خاکهای ایران، و مصارفی که میتوان از آن برای درمان یا توسعه آشپزخانه داشت.
ادب و اخلاق ایرانی و اسلامی، در مقابل فرهنگ پر از ناسزاگویی زشت کنونی.
زیارتگاه ایرانی، سنت ساختن حرم و مقبره در مقابل فرهنگ تخریب زیارتگاهها در پادشاهی عربستان.
صحافی ایرانی و اسلامی، مانند نقوش و نگاره های اسلامی و سنتی.
مسکن سازی ایرانی، مانند معماریهای نیاکان متخصص ایران و مسلمانان دیگر جهان.
نمازهای اسلامی، آدابی تربیت کننده که به گونه های متنوع در دینداری نیاکان بوده است.
سخنرانی اسلامی، بکار بردن آداب دینی در سخنرانی مانند تلاوت كتاب مقدس پیش از سخنرانی.
کشاورزی قدیمی، نحوه کشاورزی نیاکان.
طب اسلامی و سنتی و ایرانی، که اساس همه رشدهای تمدن قدیم را برخوردار بود.

این بود مروری بر سنتهای درمانی كم هزینه و حتی رایگان قدیمی نیاكان ما!
مجموعه ای از سنتهای دیرینه و درمانهای قدیمی؛ كمكی موثر به ارتقای فرهنگی جمعیت ها خواهد بود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391    | توسط: حمید ناظمی    | طبقه بندی: فرهنگ گیاه خواری،     | نظرات()

تمدن نوین گیاهخوار

آغاز نهضت جدایی بهداشت و آزادی درمان

ورود به تمدن گیاهخوار Vegetarian Culture به چهار اصل کلی نیازمند است تا مبنای تاسیس کشورها و شهرهایی با فرهنگ گیاهخواری باشد. عصر زنده خواری از چنین شهرهایی آغاز میشود.



اصول تمدن گیاهخوار عبارتند از: (Vegetarian Culture Principles)

1- اصل گیاه خواری Vegan
2- اصل خام خواری Raw Food
3- اصل آزادی درمان Liberty of Treatment
4- اصل جدایی بهداشت Hygiene Independence


اصل گیاهخواری: پرهیز مطلق از محصولات حیوانی در خوراک و پوشاک

اصل خامخواری: پرهیز مطلق از پختن محصولات گیاهی در خوراک و لوازم آرایشی و اسباب بهداشتی

اصل بهداشت ملی: لغو وابستگی بهداشت كشور به بیگانگان و اصلاح ساختار تغذیه و بهداشت و ملی شدن آن

اصل آزادی درمان: احیای طب های سنتی ملل مختلف در جامعه و انقلاب در نظام طب شیمیایی جهان


توضیح دو اصل جدید:

اصل بهداشت ملی:National Hygiene
باطن بهداشت كنونی كشور ایران یا حتی بقیه كشورهای جهان باز میگردد به تصمیم گیری دانشمندان مزدور غربی، كه این وضعیت باید وارونه شده و توصیه های بهداشتی مملكت از دیدگاههای دانشمندان و حكیمان داخلی منشاء بگیرد. در این باره باید اندیشه بكنیم.


اصل آزادی درمان: Liberty of Treatment
هیچ پزشكی از درمانهای سنتی برای شفای مریضی بیماران استفاده نمیكند، زیرا از آزادی درمان محروم است و در چنگال سلطه نظام پزشكی گرفتار آمده است. راه حل اینست كه درباره آزادی درمان بیاندیشیم و مسائل حقوقی و قانونی را بكاویم.

گرایشات گیاهخواران در سالهای آینده بخاطر انحرافات غذایی عامدانه و استحاله بهداشت و خوراک روزانه مردم توسط خصومت های سیاسی از این قرار خواهد شد:

 مخالفت با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
 مخالفت با قوانین نظارت بر درمان
 مخالفت با انحرافات آموزش پزشکی و اصلاح آن
 مخالفت با آیین نامه های وزارت بهداشت ومقررات نظام پزشکی
 مخالفت با انجمن غذا و دارو FDA
 مبارزه بخاطر تحقق لیبرالیسم پزشکی یعنی استقرار آزادی درمان و استقلال بهداشت
o حق تبلیغات برای درمانهای گوناگون سنتی در رسانه های جمعی و صوتی و تصویری
o حق تجارت با درمانهای سنتی و راه اندازی شرکت و کسب درآمد
o حق برخورداری از آموزش و پرورش مانند تخصیص رشته های دانشگاهی
o حق رقابت درمانهای گوناگون در بازار همه پزشکان طب شیمیایی و سنتی
o حق پژوهش و تالیف کتاب و انتشارات آزاد مانند پوستر، مجله و روزنامه مخصوص
o حق اختراع و اکتشاف و مخصوصا نوآوری محصولات و خدمات درمانی
o حق برخورداری مردم به طور آزاد از درمانهای سنتی و غیر شیمیایی
o حق آزادی بیان مانند داشتن شبکه های رادیویی و تلویزیونی مخصوص
o حق رهایی و جدایی وزارت بهداشت از سلطه تصمیم گیری سازمانهای اجنبی
o ملی شدن بهداشت از طریق تشکیل شورایی ملی مذهبی از حکیمان کشور
 مبارزه برای احیای طب های سنتی ملل مختلف منجمله طب اسلامی
 مخالفت با استحاله تغذیه
o مخالفت با بسته بندی های زیانبار مواد غذایی و آرم های مندرج دروغین روی آنها
o مخالفت با تبلیغات سرد مواد غذایی در رسانه های صوتی و تصویری
o مخالفت با ظروف غیر بهداشتی مانند یکبار مصرف، پلاستیکی و استیل و آلومینیومی و غیره
o مخالفت با روشهای زیانبار پخت و پز مانند سرخ کردن و جوشاندن و غیره
o مخالفت با لوله کشی های آهنی آب درون شهری
o مخالفت با تصفیه و هیدروژنه کردن روغن های خوراکی
o مخالفت با انحرافات پاستوریزه و هموژنیزه کردن مواد غذایی
o مخالفت با شیمیایی کردن خوراکی های سنتی مانند سرکه و آبلیمو و کیک و کلوچه و غیره
o مخالفت با لوازم خانگی زیانبار مانند مایکروفر، زود پز، و ظروف استیلی و روی و غیره
 مبارزه برای افتتاح شبکه های رادیویی و تلویزیونی گیاهخواری
 افشای استحاله های تغذیه ی به وجود آمده در تاریخ قرن اخیر
 مخالفت با انحرافات جدید کنونی عامدانه در طب گیاهی و افشای آنها
 آغاز فقاهت و اجتهادهای دینی در حوزه تغذیه و اخلاق
o احیای طب های سنتی ملل مختلف و ابداع درمان های نوپا
 مخالفت با صنعت فروش اسلحه و توابع آن
 مخالفت با صنعت فروش مواد مخدر و محرک و توابع آن
 مخالفت با لوازم آرایشی و بهداشتی شیمیایی و توابع آن

در حالیكه گرایشات قدیم گیاهخواری از این قرار بوده است:
گرایشات وگانیسم:
 مخالفت با دامپروری صنعتی و کشتارگاههای صنعتی
 مخالفت با مصرف محصولات حیوانی در خوراک و پوشاک
 مخالفت با بهره کشی از حیوانات برای تفریحات دردناکی مانند سیرک و باغ وحش
 مخالفت با آزمایشات علمی روی حیوانات
 مخالفت با شکار حیوانات و انقراض آنها
 مخالفت با تخریبات محیط زیست توسط کارخانجات

گرایشات رافودیسم:
 مخالفت با پخت و پز در هر اندازه و صورتی
 مخالفت با لوازم خانگی منجر به پخت و پز
 مخالفت با تاسیس کارخانه های تولیدی خوراکهای مرده و شیمیایی
 مخالفت با دانش پزشکی، بیمارستان ها و صنعت داروسازی و داروخانه ها
 مخالفت با مشاغلی مانند قصابی ها و دارو فروشی ها و بقالی ها و نانوایی ها

خروج از سیاره زمین و پراكنده كردن بشریت به سیارات دیگر بستگی شدید به تحقق تمدن گیاهخوار دارد. اما بنیادگزاری تمدن گیاهخوار نیز وابستگی تمام به زدودن انحرافات خوراكی و بهداشتی در معادلات اقتصادی خواهد داشت.
بخاطر اینكه نمیتوان این انحرافات غذایی سوپرماركتی را در جمهوریهای مرده خوار كنونی اصلاح نمود و طرز تغذیه مردم را بازسازی كرد، پس تصمیم میگیریم كه در داخل همین جمهوریهای مرده خوار كنونی، شهرهای جدید با فلسفه زنده خواری تاسیس بكنیم تا فرزندان مردمان گیاهخوار این شهرها، شروع به نوآوری و آفرینش فناوریهای جدیدی در حوزه تغذیه و بهداشت با توجه به گفتمان حفظ تندرستی و نگهداری محیط زیست داشته باشند.

تمدنهای آینده بشری با دو مسیر كلی رشد خواهند كرد.
مسیر اول: فناوریهای الكترونیك میباشد.
مسیر دوم: گرایشات گیاهخواری میباشد.


پس تمدنهای بشری آینده، تمدنهایی الكترونیك و خامگیاهخوار خواهند بود.
هنگامی كه نمیتوانیم یا نمیخواهیم كه بر روی زمین درست زندگی كنیم، چطور انتظار مهاجرت به سیارات بعدی و سكونت های در ایستگاههای فضایی را داشته باشیم.

نیاز امروز، اینست كه شهرهای گیاهخوار تاسیس بكنیم... .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 فروردین 1391    | توسط: حمید ناظمی    | طبقه بندی: سیاست گیاهخواران،     | نظرات()

فایلهای سمعی كتابهای گیاهخواری تهیه شد

با صدای خودم فایلهای سمعی و شنیداری كتابهای گیاهخواری را تهیه كرده ام كه هركسی میتواند آنها در موبایل یا پلیر خودش یا در ضبط صوت ماشین خودش گذاشته و گوش بكند و از وقتش استفاده بكند.

فولدر نهایی دانلود این مجموعه های صوتی

http://www.4shared.com/folder/JOpibFwT/Audio_Boxes_Of_Books.html

 

 

جعبه شنیداری سایت انجمن گیاه خواران (با چندین مبحث الحاقی)

جعبه شنیداری کتاب خام خواری، آرشاویردر آوانسیان ( لینک دوجلدی )

جعبه شنیداری کتاب پخته خواری، آرشاویردر آوانسیان

جعبه شنیداری کتاب آیا گوشت بخوریم؟ ،سوامی شیواناندا

جعبه شنیداری کتاب فوائد گیاهخواری، صادق هدایت

جعبه شنیداری کتاب غذاهای خام گیاهی، احمدرضا مهتابی

جعبه شنیداری کتاب صد و یک دلیل برای اینکه من گیاهخوار هستم، پاملا رایس

جعبه شنیداری مقاله آبدرمانی درونی، گردآوری حمید ناظمی

جعبه شنیداری کتاب  آب درمانی، الکسی سوفورین

جعبه شنیداری کتاب معجزه انگور، خانم دکتر یوهانا برانت

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391    | توسط: حمید ناظمی    | طبقه بندی: توصیه های گیاهخواری،     | نظرات()

تغذیه طبیعی از دیدگاه قرآن (حکم کلی قرآن درباره خوردن گوشت حیوانات)

حکم کلی قرآن درباره خوردن گوشت حیوانات...

آیه 173 از سوره بقره کتاب قرآن: نشانه صد و هفتاد و سه از ردیف گاو از نوشته خواندنی

انما حرم علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل به لغیر الله

مهمترین نکته: چرا قرآن رو اشتباه ترجمه میکنند این مترجم های لعنتی! گفته اند:

جز این نیست که خداوند بر شما، مردار و خون و گوشت خوک و حیوانی را که وقت تذکیه نام غیر خدا بر آن برده شده حرام کرده. آیت الله مشکینی.

اهل یعنی چه؟ ما اهل به لغیر الله یعنی چه؟

اهل یعنی : خو گرفت، انس گرفت، اهلی شد؛ جانور اهلی، هلاک شد.

ترجمه درست خودم : "همانا آنچه ناروا شده بر شما، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه خانگی بگردد (خوگیرد و اهلی شود) جز برای خدا". یعنی حکم کلی اینست که هر حیوانی که بدست انسان خانگی شده باشد و او را اهلی کرده باشند یا کشته باشند و به هلاکت رسانده باشند بر شما حرام و ناروا است.

اشتباه ترجمه بالا که از آیت الله مشکینی است اینست که میگوید: وقت تذکیه و کشتن نام غیر خدا را برده باشد. یعنی بکش و نام خدا را ببر و حالشو ببر!!... . در حالی که قرآن گفته هر آنچه که بدست انسان اهلی و خانگی شود بجز برای خدا، خوردنش حرام است. یعنی اگر ما مرغ وخروس و خوک و گوسفند و گاو رو خانگی و اهلی میکنیم و کاری میکنیم که او با انسان زندگی بکند، پس خوردن او حرام است زیرا این حیوانات بجز برای خدا نباید خانگی شوند، یعنی این حیوانات باید توسط انسان پناه بگیرند و غذا داده شوند فقط بخاطر خدا که او راضی و خرسند شود. یعنی انسان با هر حیوانی که دوست شد و او را به خانه خودش دعوت کرد یا راه داد مانند خوک و گربه یا سگ و حتی گوسفند و گاو، هرگز نباید توسط انسان خورده شود حتی اگر بمیرد و مخصوصا خون او نباید خورده بشود. و چون خوک بیشتر از بقیه حیوانات با انسان دوست شده و خانگی و اهلی شده، پس قرآن، گوشت آن را مثال میاورد که هم مردار است و هم خون و بعد هم یک حکم کلی میدهد که هر آنچه که اهلی و خانگی بشود و با انسان زندگی بکند، خوردن او حرام است، و قرآن گفته لغیر الله، یعنی اگر آن حیوان را اهلی میکنید و خانگی میکنید باید برای زندگی دادن و کمک کردن به خوشبخت زندگی کردن حیوان باشد، ما اهل به لغیر الله، یعنی آنچه خانگی بشود جز برای خدا، آنچه با انسان مانوس و دوست بشود جز برای خدا، یعنی ما فقط حق داریم برای دفاع از زندگی حیوانات و کمک به آنها و راحت تر زندگی کردن آنها، این حیوانات را به خانه بیاوریم و اهلی بکنیم و به آنها غذا بدهیم. حالا دارم درک میکنم ... که محمد هنگام گفتن این آیه به شدت عصبانی بوده و حکم قرآنی آورده که هر حیوان مرده و خون او و این گوشت خوک و به طور کلی حکم نهایی که هر حیوانی که توسط انسان به خانه اش آورده شده باشد و خانگی شده باشد، خورن او ناروا و حرام است.

ادامه آیه : فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم

ترجمه آیت الله مشکینی: اما کسی که ناچار از خوردن آنها شود در حالی که در اصل طالب آن نبوده و برضد امام عدل قیام نکرده و از حد ضرورت هم تجاوز ننموده باشد بر او گناهی نیست که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. ظاهرا این حاج آقا، قرآن را ترجمه سیاسی کرده است!!

ترجمه خودم از ادامه آیه: پس کسیکه ناچار شود جز ستمگری و خوگیری پس بر او گناهی نیست همانا خدا آمرزنده ای مهربان است.

تفسیر خودم: محمد که عصبانی بوده است.... پس از ناروا اعلام کردن خوردن هر حیوان خانگی شده بدست انسان، برای کسانیکه که از گرسنگی و کمبود غذایی و بی پولی مجبور میشوند حیوان خانگی خودشان را بکشند و بخورند به شرط اینکه به این کار خو نگیرند و ستمگر نشوند، اجازه میدهد و میگوید که گناهی بر ایشان نخواهد بود زیرا خدا آمرزش میکند و مهربان است.

به به! معلوم میشود که امامان و پیروان اسلام برای گوشت خوردن، خودشان را با تکرار و گفتن نام خدا راضی کرده اند و بعدش هم هر چی دوست داشتند مردار و خون و گوشت خوردند.... . نوش جانشان! اما چرا قران را عوضی ترجمه میکنند؟! چرا میگن هر حیوونی که دوست داری بخور ولی قبلش بسم الله بگو؟! چرا نمیبینند که قرآن در ابتدا هر حیوان مرده و کشته شده و مخصوصا خون او و بعد هم چون مردم گوشت خوک میخوردند و خوک را بیشتر در خانه ها نگه داری میکردند مثال میاورد که گوشت خوک خوردن! و چون بازهم کافی نمیبیند دوباره حکم نهایی میدهد که اصلا هر حیوانی که با انسان زندگی بکند و اهلی بشود و به خانه او بیاید، خوردنش حرام و ناروا است، اما محمد چون می دیده که بعضی ها از سر ناچاری مجبور شده اند حیوان خانگی خودشان را که در آن زمان، حیوان خوک بیشتر از بقیه نگهداری میشده بخورند و سیر بشوند، پس دستور داده که در صورت ناچاری ایراد ندارد ولی نباید این کار شما به عادت و خوی و اخلاق تبدیل شود و شما ستمگری پیشه کنید و تند و تند، بکش بکش راه بیاندازید و حیوان خوری بکنید.

آنوقت ما به محمد و قرانی که اجازه نمیدهد تا ما بکش بکش راه بیاندازیم و حیوان خوری بکنیم، نسبت دروغ میدهیم که قران گفته است "بکش بکش! ولی حتما نام خدا را ببر، اونوقت بکش و بخور!!!!!" بعد هم حیوانات را دو قسمت میکنیم، حلال گوشت که خوردنشان روا است و حرام گوشت که خوردنشان ناروا است. در حالیکه قرآن گفته است که اصلا هر حیوانی که خانگی بشود نباید جز برای رضای خدا خانگی بشود و شما اصلا حق خوردن او را ندارید و این بر شما ناروا و ممنوع است که بخواهید با حیوانات زندگی بکنید و بعد هم آنها را بخورید!!!

یا محمد!! یا خدا!! تعجب میکنم و حیرانم! با قرآنی که حتی اجازه خوردن حیوانات خانگی را نمیدهد ، ما اجتماعی ساخته ایم که در آن دامداری و کشتارگاه تاسیس شده تا همه حیوانات را اهلی و خانگلی بکنیم فقط برای خوردن و سیر شدن!!! عجب دوره و زمانه ای شده! اسم خودمان را مسلمان گذاشتیم و به طوری که نفهمیده ایم چنان زمانه ای بوجود آورده ایم که کارخانه های سلاخی حیوان به نام قران و خدا، همه حیوانات را ذبح میکنند و میکشند تا ما بخوریم و سیر شویم و حال بکنیم!!!...!.

وقتی قران اجازه خوردن حیوانات خانگی را نمیدهد دیگر تکلیف و اجازه شرعی برای دامداری صنعتی و کشتارگاه معلوم است که چیست! خدایی که آورنده قرآن است اجاز خوردن حیواناتی که با آنها در منزلمان زندگی میکنیم را نمی دهد چه برسد به اینکه ما منزلی مخصوص برای پرورش و کشتن آنها اختراع بکنیم و نامش را مرغداری و گاوداری و خوک داری و کشتارگاه بگذاریم... . (دارم از تعجب شاخ در میارم!!)

راستشو بگم که این ترجمه کنندگان قران، همه جای این کتاب مقدس رو اینطوری ترجمه کردند!! طوری ترجمه کردند که همیشه، هیچی از قران نمیفهمی!... به وبلاگ نماز فارسی از وبلاگ های خودم مراجعه بفرمایید.

با همین یک آیه، قران دستور نهایی و قطعی صادر کرده است که انسان گوشتخوار نباشد، زیرا اگر چه بارها قرآن دستور داده که انسان گیاهخوار باشد یا حتی از میوه خوری صحبت کرده است اما حتی اگر یقین حاصل بکنیم که وگان شدن دستور قرآن نیست ولی حتما گوشتخوار نشدن حکم قطعی قرآن است. و در آیه قبلی که شماره 172 از سوره بقره است قرآن به گیاهخواری راهنمایی میکند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391    | توسط: حمید ناظمی    | طبقه بندی: سیاست گیاهخواران، فرهنگ گیاه خواری، تغذیه درمانی،     | نظرات()