وجتاریانیسم {گیاهخوارخواهی}
تشكیل کشورهای حیوانی فرو گذار "روزه آب خوراك خام کشاورز مردم سالار" در مقابل فن شناس پزشکی اجاق پخت ساز دام پرور فرد سالار 
برای جستجوی مطلب در اینجا بنویسید
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
برچسب مطالب
نیاز خواننده
لینک وجتاریان فارسی ایرانی
.
نویسندگان
ادامه تحصیل در ایران
ادامه تحصیل به زبان خارجی
کودک و نوجوان ایران
علوم روحی و برونفکنی
دانشنامه کلید دانش
لینک دوستان
همه لینکها
مضرات مصرف تخم مرغ برای انسانها چیست؟ و چرا برخی بر علیه آن، موضعگیری میکنند؟!

کسانی که عاشق خوردن تخم مرغ هستند، مصرف این ماده غذایی را بی‌خطر و بی‌زیان، جلوه میدهند و خوردن تعداد اندکی از آن را به مردم، توصیه میکنند. اما خطرناک بودن تخم مرغ وقتی آشکار میشود که به تعداد زیادی خورده شود و یک عمر به آن عادت کرده باشیم. حالا به گفته متخصصان تغذیه توجه بکنید که خوردن تخم مرغ برای اشخاص زیر را ممنوع میکنند و مضر میدانند.

ضرر یکم: مصرف زیاد تخم مرغ برای مبتلایان به اضافه وزن، چربی خون، و بیماران قلبی-عروقی، مضر است.

ضرر دوم: سفیده آن برای کسانی که مشکلات کلیوی دارند، محدودیت مصرف دارد.

ضرر سوم: به جهت آنکه سفیده تخم مرغ، حاوی ترکیبات آلرژی زا است، مصرف آن برای کودکان زیر یکسال توصیه نمیشود.

ضرر چهارم: سفیده خام از تخم مرغ که به دلیل محتوای پروتئینی از سوی ورزشکاران به صورت خام مصرف میشود، جذب برخی از ویتامین‌ها را مختل کرده و پخته شده از آن، توصیه میشود.

ضرر پنجم: مصرف زیاد و افراطی تخم مرغ، که سرشار از اسیدهای چرب است، میتواند روی ph خون، تأثیر گذاشته و استخوانها را حساس و آسیب پذیر کند و به بروز پوکی استخوان، کمک نماید.

شما نیازی ندارید تا با خوردن تخم مرغ، بقا و تکامل نسل خودتان را پیگیری کنید، بلکه پرهیز از این ماده غذایی، کمک مؤثری به سلامت بدن میکند و اصلا باید پرسید که تخم مرغ میتواند غذا باشد و چرا نگاه ما به آن به عنوان یک غذا شده است بلکه این نگاهی غلط است زیرا خدا تخم مرغ را برای تولد جوجه به وجود آورده است نه برای فراهم کردن خوراک میان آدمیان.

اگر گیاهخوار نیستید، تلاش کنید که تخم مرغان را به مقدار اندکی مصرف کنید، مثلا هفته‌ای یکبار خوب است. و اما اگر گیاهخوار هستید، هرگز تخم مرغ را مصرف نکنید تا در کمال تندرستی و اوج بی‌گناهی باقی بمانید و خوش باشید. به علاوه، پول و هزینه خرید تخم مرغ در جیب شما باقی میماند تا غذاهای گیاهی سالمتری را تجربه کنید. به طور مثال خرما بخرید، عسل بخرید، ارده بخورید یا حلوا شکری بخرید اما تخم مرغ‌ها را از مغازه نخرید و یخچال خودتان را بدون تخم مرغ، نگاهداری کنید وگرنه هم پولتان را از دست دادید و هم جانتان را هلاک میکنید.

عکس گذاشته شود




طبقه بندی: ناقص، گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
[ 1396/08/13 ] [ 22:34 ] [ حمید ناظمی ]

چرا پیشوا خمینی، در هنگام حکومت پهلوی، نظریه ولایت فقیه، به بیان بهتر، دیدگاه مدیریت دانشمند، را به مردم به عنوان راهگشا و راهکار برای گشایش مشکلات عموم و حل مسائل مملکت معرفی کرد؟ جواب اینست که پیشوا، مشاهده میکرد که حاکم و محکوم، دولت و ملت، سلطان و رعیت، مدیر و کارگر، سر و جسم، هر دو به یکدیگر ستم میکنند و از بالا به پایین، گناهان سرازیر میشوند و از پایین به بالا، گناهان پرتاب میگردند. به عبارت دیگر، پیشوای آیین پاک محمدی، میدانست که هر نظام اجتماعی برای برقراری خودش، نیاز به رضایت عمومی دارد و رضایت عمومی، تنها با کاهش گناهان و ستمها و ضررها و جرمها و جنایتها به دست می‌آید. اگر حاکم، ظالم نباشد و اگر محکوم، ظالم نمیبود، آنگاه هر دو نفر از یکدیگر راضی می بودند. اما چون سلطان، ستم میکند و رعیت هم، ستم میکند، هر دو از یکدیگر، ناخشنود هستند. اگر مدیر، زیان نرساند و کارگر، زیان نرساند، هر دو ادامه میدهند. اگر سر، پُر باشد و جسم هم، پُر باشد، زندگی ادامه دارد. اگر از بالای جامعه، به پایین جامعه، گناهان سرازیر نباشند، و از پایین جامعه به بالای آن، گناهان پرتاب نشوند، همگان خوشحال می‌مانند. بنابر این، آنچه موجب ناخشنودی و خشم در میان مردم میشود، ستمی هست که آنان بر یکدیگر میکنند. آنچه دعوا و جنجال و جنگ و جدال و غضب و عصبانیت و فریاد را میاورد، گناهانی است که همگان بر همدیگر، روا داشته و حلال نمودند. پیشوا خمینی دانست که با "کاهش گناهان" میتواند "گشایش مشکلات" را به وجود آورد. او یک رابطه مستقیم ریاضی را کشف کرد. او فهمید که یک نظام اجتماعی باید بتواند هدف "کاهش گناهان"‌ را ممکن کند تا هدف "گشایش مشکلات" رخ داده و چهره نماید و اقتصاد از افتضاح، خارج شود. پیشوای تیزهوش، دریافت که دین اسلام، با همه جنبه‌هایش، میتواند چنین بکند.

عکس کاهش گناهان موجب گشایش مشکلات

اکنون پیشوا خمینی، راه حل مسائل مملکت و راه گشایش مشکلات جامعه را یافته بود. راهکار و شاهراه، این بود که نوعی نظام اجتماعی را نوآوری کرده و پدید بیاورد که موجب "کاهش گناهان" بشود. او به مدل نظام اجتماعی در ایران نگاه کرد و سلطنت شاهنشاهی پهلوی را دید. سپس به حوزههای علمیه نگاه کرد و روحانیون مذاهب را دید. آنوقت در ذهن خودش، جای انسانها را عوض کرد. او در ذهن خودش، تصمیم گرفت تا کسانی که ظلم و ستم نمیکنند، با کسانی که ظلم و ستم میکنند، جایگزین شوند. چه کسانی درباره گناه و ستم و زیان، مطالعه کردند و از آن چیزها پرهیز میکنند؟ روحانیون مذاهب. چه کسانی درباره گناهان و ستمها و زیان و آسیب و تخریب، دانش ندارند و آن را انجام میدهند؟ باقی مردم. سپس پیشوا خمینی دوباره به آن فرمول کشف شده نگاه کرد. فرمول میگفت که نوعی نظام اجتماعی را نوآوری کن که بتواند با "کاهش گناهان" شرایط لازمی را ایجاد کند که "گشایش مشکلات" رخ نماید. او دریافته بود که باید بر "کاهش گناهان" در میان افراد جامعه، تمرکز بکند و راهی برای آن پیدا نماید چون وقتی چنین بشود، "گشایش مشکلات"، کاری ساده و خیلی ممکن خواهد بود. سپس اندیشید که آیا میتواند همه ایران را به یک حوزه علمیه تبدیل بکند؟ جوابش آسان نبود. او دوباره اندیشید که آیا میشود کاری کرد که هم سلطان، یک روحانی مذهبی باشد و هم رعیت، یک روحانی مذهبی باشد؟ جوابش آسان نبود. او به مقدار بیشتری، اندیشه ورزید که آیا من میتوانم نوعی نظام اجتماعی را به وجود آورم که در آن ابداع جدید بتوانم، همه مدیران جامعه ایران را از افرادی انتخاب بکنم که دارای تعهد اخلاقی باشند و پایبند مذهب بمانند و به علاوه، بتوانم همه کارگران جامعه ایران را هم از افرادی برگزینم که دیندار و باتقوا و دارای تعهد اخلاقی و پایبند به مذهب، باشند؟ جوابش آسان نبود. آنگاه او اندیشید که چنین کاری آسان نیست زیرا باید همه گروهها و مردم را به حوزههای علمیه برد و همه آنان را با تقوا و پرهیز و اخلاق و مذهب آشنا کرد و دیندار نمود و آنگاه نظام اجتماعی ایران را دوباره برپا ساخت. اما مردم میمیرند و متولد میشوند ولی منتظر نمیمانند که کسی آنها را تربیت بکند و پس از تزکیه نفس و تربیت الهی، آنها را متولد بکند تا آنها نظام اجتماعی خوب را تشکیل بدهند. پیشوا خمینی با حیرت و بهت به فرمول خودش نگاه کرد و گفت: چنین چیزی ممکن نیست که همه گروههای مردم را به حوزههای علمیه ببرم و آنها را دیندار و باتقوا تربیت نمایم و آنوقت که همگان پرهیزکار شدند، همه آنها را دوباره متولد نمایم تا آنها نظام اجتماعی خوبی را تشکیل بدهند که در آنجا خبری از گناهان گوناگون نباشد تا مشکلاتشان به آسانی گشایش شود و همه از یکدیگر خوشحال باشند. چطور میتوان همه را قبل از تولدشان، تذهیب و تزکیه داد؟ چنین چیزی ممکن نیست!.

پیشوا خمینی، با مشکل جدیدی روبرو شده بود. مسئله جدید این بود که مردم باید قبل از تولدشان، تربیت مذهبی میشدند تا وقتی که به دنیا آمده و متولد میشوند طوری با همدیگر زندگی بکنند که از همدیگر راضی و خوشحال باشند. این مسئله جواب آسان نداشت ولی یک چیز واضح بود و اکنون انجام شده بود. اینکه بخش اندکی از مردم به حوزههای علمیه میرفتند و اخلاق و فقه را میاموختند. البته آنها پس از تولدشان، اخلاق و فقه را میاموختند ولی به هرحال زندگی ایشان به خوبی میگذشت. زیرا اگر مدیر بودند، اخلاق را رعایت میکردند و اگر کارگر بودند، بازهم به اخلاق، پایبندی داشتند. پیشوا خمینی به این نتیجه رسید که اگر نمیتوان مردم را قبل از تولدشان با علم اخلاق، آشنا کرد اما میتوان از همین کسانی که پس از تولدشان با علم اخلاق، آشنا میشوند، استفاده نمود. او اندیشید که تصمیم سلطان مهمتر از تصمیم رعیت است. دستور مدیر مهمتر از کوشش کارگر است. ملت اگر احمق باشد ولی دولت نباید احمق باشد. محکوم اگر ظالم باشد ولی حاکم نباید ظالم باشد. جسم اگر سست باشد ولی سر هرگز نباید خالی باشد. گناهان اگر از پایین جامعه به بالایش پرتاب شوند ولی نباید گناهان از بالای جامعه به پایینش سرازیر شوند. او اندیشید که باید راهی را پیدا کند که بتواند از همین کسانی که پس از تولدشان، تربیت درستی را یافتند و از علم و دین  باخبر شدند، استفاده کند. او به فرمول خودش نگاه کرد و تصمیم گرفت روشی برای "کاهش گناهان" پیدا کند تا "گشایش مشکلات" ممکن شود. پیشوا خمینی، هنوز نمیدانست که چگونه میشود و میتوان، همه مردم را از علم و دین باخبر کرد تا کاردان باشند و پرهیزکار بمانند. او لحظه به لحظه استرس و اضطراب را تجربه میکرد. او لحظه به لحظه حیرت داشت و تعجب میکرد. او از خودش پرسید که من چگونه میتوانم از این جمعیت اندکی که در حوزههای علمیه، تربیت شدند استفاده کنم؟ چون اگر من نمیتوانم همه را "تربیت سپس متولد" کنم، پس باید از همین کسانی که "متولد سپس تربیت" شدند، به خوبی استفاده نمایم. او اندیشید که روزگاری در آینده، باید همه مردم را "متولد سپس تربیت" کرد. او به این نتیجه رسیده بود که رفتن به حوزههای علمیه برای همه گروهها و افراد، لازم خواهد آمد و اگر چنین باشد، افراد جامعه از همدیگر خوشحال خواهند ماند و به همدیگر زیان و آسیب نخواهند رساند. یعنی تربیت همه مردم پس از تولدشان، الزامی و اجباری است. میبینیم که "کاهش گناهان" برای همه گروهها و افراد، ضرورت دارد تا "گشایش مشکلات" برای همه آنها امکانپذیر بشود. اما آیا من، خمینی، به تنهایی میتوانم "کاهش گناهان" را برای همه گروهها و افراد جامعه، به وجود آورم؟ آیا من میتوانم هزاران و میلیونها نفر را مجبور کنم که باتقوا و پرهیزکار و دیندار و خوش اخلاق و مذهبی باشند؟ اگر منِ خمینی، نمیتوانم هزاران و میلیونها انسان را عوض کنم ولی باید بتوانم همین یک انسان که مدیر و رهبر و رئیس و سر و حاکم و سلطان است را عوض کنم. شاید من، نتوانم راهی پیدا کنم که ملت ایران پرهیزکار بشود چون حجم ملت، بزرگ است ولی من میتوانم حجم دولت که کوچک است را پرهیزکار بخواهم. پیشوا خمینی اندیشید که در یکسوی جامعه، میلیونها کارگر است و در سوی دیگر جامعه، چند مدیر است. اگر تربیت میلیونها نفر، شدنی و آسان نباشد ولی آیا تربیت چند نفر، شدنی و آسان نیست؟! پیشوا خمینی، تصمیم گرفت که کار ناشدنی و سخت را به کار شدنی و آسان تبدیل نماید. او چنین خیال کرد که اگر من نمیتوانم ملت را عوض کنم، باید بتوانم دولت را عوض کنم. سپس تصمیم گرفت که جای انسانها را در ذهنش جابجا کند. ابتدا خیال کرد که چه میشد اگر هم حاکم و هم محکوم، اگر هم سلطان و هم رعیت، اگر هم مدیر و هم کارگر، هر دو روحانی باشند. چه میشد اگر در بالای جامعه، انسانهایی تربیت شده وجود داشته باشند و در پایین جامعه هم، دوباره آدمهای تربیت شده وجود داشته باشد. آیا بهتر نبود اگر همه مردم، آخوند و کشیش و روحانی میشدند؟! او تکانی به خودش داد و گفت: چنین چیزی ممکن نیست و رسیدن به آن آسان نیست. سپس به گوشه‌ای از خانه رفت و در خیالها واندیشه‌هایش غرق شد و به دیوارها خیره ماند. دیوارها مانع میشد تا بتوان آنسوی دیوار را نگاه کرد. اندکی زمان گذشت و سپس ناگهان لرزید و تکانی به خودش داد و گفت: من چنین چیزی را قبلا دیده‌ام. رابطه استاد با شاگرد. بودن مربی در کلاس درس. آموزش معلم برای دانشجو. بله من آن را قبلا دیده‌ام. مقلد از مرجع، تقلید و تبعیت میکند. یکنفر مرجع تقلید است و هزاران و میلیونها نفر، مقلد او هستند. یکنفر مربی است و دهها نفر شاگرد او هستند. در یک مدرسه یا یک دانشگاه، البته که چند نفر استاد هستند ولی صدها نفر دانشجویان آنها هستند. آیا جامعه را باید با مدرسه مقایسه کنم؟ آیا مملکت را باید با حوزه علمیه مقایسه کنم؟ آیا باید بخواهم که همه ایران به یک حوزه علمیه بزرگ تبدیل بشود؟ آیا شاه در این کشور باید یک مرجع تقلید باشد؟ آیا مردم در این کشور باید، میلیونها مقلد باشد؟ آیا مدیر باید مربی باشد و کارگر باید دانشجو شود؟ اگر اینطور باشد که مجبور هستیم همه ایران را مدرسه کنیم. اما چنین چیزی ممکن نیست. ممکن نیست که من از شاه بخواهم تا او یک مرجع تقلید دین اسلام باشد و مردم را تربیت کند، و شدنی نیست که من از مردم بخواهم که آنها مقلدان آن مرجع باشند و تربیت او را بپذیرند؟‌ آیا شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت همایونی، باید یک مرجع تقلید و رهبر دینی شود و رعیت و ملت ایران باید مقلدان مرجع و رهروان دین باشند؟ آیا کسی به حرفهای من گوش میکند؟ آیا چنین حادثه‌ای رخ خواهد داد؟ سپس پیشوا خمینی از جایش برخاست و به کنار پنجره رسید و به آسمان نگاهی کرد. آسمان به رنگ آبی بود و آفتاب میدرخشید. ابری بزرگ و تیره به خورشید نزدیک میشد و وقتی ابر توانست خورشید را پنهان کند، اتاق مطالعه پیشوا، تاریک شد. اضطراب و استرس، وجودش را گرفته بود. کتابش را به گوشه‌ای انداخت و سیگاری روشن کرد و به حیاط رفت. او بر روی خاک زمین در حیاط خانه، نشست و به دیواری تکیه داد. دود سیگار در هوا پراکنده میشد و وقتی به دودها نگاه میکرد، پیوسته میگفت: آه خدای من! آه خدای من. تو از من میخواهی که به شاه بگویم، مرجع تقلید باش و به مردم بگویم، مقلد او باشند. در این موقع، سیگارش تا نصف آن، آتش گرفته بود و دودهای سیاه سیگار، چشمانش را کور میکرد. شتابان به درون اتاق مطالعه بازگشت تا تفکراتش را ادامه دهد. ولی دید که کتابش بدون احترام به گوشه‌ای پرتاب شده است. او بارها شنیده بود که کشیدن سیگار برای سلامتی مضر است. با خودش اندیشید که من یک مرجع تقلید هستم و برای کشیدن یک سیگار که گناهی از گناهان بود، آن کتابم را بدون اعتنا و احترام، رها کردم. اگر من مدیر جامعه باشم و برای کشیدن دودهای سیگار، کتاب علم و کتاب دین را فراموش کنم، چه بر سر جامعه خواهد آمد؟! عکس محمدرضا شاه پهلوی در گوشه اتاق بود و به آن نگاهی انداخت. یادش آمد که او هم سیگار میکشد و بسیار زیاد، سیگار میکشد. پیشوا خمینی از خودش پرسید که چه فرقی میان من و او وجود دارد؟ دوباره به همان کتابش که بی ادبانه رها شده و افتاده بود، نگاهی انداخت. افسرده و ناراحت شد و آن را با دو دستش برداشت و عاشقانه بوسید و روی میزش گذاشت و به درون خودش به فکر فرو رفت. به خودش گفت که من برای انجام یک گناه، پذیرفتم که علم و دین را رها کنم، پس شاه مملکت هم برای کشیدن همین سیگار، علم و دین را رها میکند. قطره اشکی روی لپ قرمز او آمده بود و چهره او گریان و غمگین دیده میشد. سپس از خودش پرسید: اما تفاوت من با او در چیست؟‌ سپس جوابش را خودش به خودش داد: تفاوت من که مرجع تقلید هستم با این شخص نادان آنست که من کتاب را میبوسم و علم و دین را انتخاب میکنم و میپذیرم که یاد بگیرم، گناهانم را ترک کنم. کشیدن این سیگار نزد خدای متعال، یک گناه است و من آن را ترک میکنم تا پیروانم هرگز این گناه را از من نبینند و آن را از اسلام محمدی ندانند. اما این شاه نادان، هرگز علم و دین را انتخاب نمیکند و نمیپذیرد که یاد بگیرد تا گناهانش را ترک کند و کشیدن سیگار را کنار بگذارد و از مردم بخواهد که سیگار نکشند. بنابر این، تفاوت یک مرجع تقلید دانا که باید رئیس مملکت باشد، با یک شاه جاهل و نادان، آنست که اگر هر دو گناه بکنند، آن دانشمند پشیمان میشود اما آن نادان، جسور میگردد. شاید که یک مرجع تقلید، گناه بکند ولی او گناهش را ترک میکند اما مقلدان و جاهلان و مفسدان، گناه میکنند و میکنند و هرگز ترک نمیکنند و نمکینند.

حالا پیشوا خمینی، راه را یافته بود. راه این بود: اگر گناهان، ترک شوند، مشکلات گشایش میشوند و اگر نظام اجتماعی، دارای مدیران پرهیزکار و کارگران پرهیزکار باشد، زندگی به خوشنودی ادامه دارد و چنین چیزی وقتی رخ مینماید که مدیر، همان استاد باشد و کارگران، همگی شاگرد او بمانند. در حوزههای علمیه، استادها، مدیر هستند و شاگردها، کارگر میشوند. اما در کشور ایران، مدیر هرگز استاد نیست و کارگر هرگز شاگرد نیست. از اینرو، نظام اجتماعی، باید طوری باشد که مدیرها، تنها از میان استادها انتخاب شوند و کارگران، همگی بخواهند شاگردان ایشان باشند. کاشکی فقیه مرجع، میتوانست شاه مملکت باشد و باقی مردم یاد بگیرند که مقلد و تابع او باشند. کاشکی مدیر، دانشمند باشد و کارگر، دانشجو بماند.

پیشوا خمینی، به حیاط بازگشت و نگاهی به سیگارش کرد و آن را روی زمین انداخت. آن سیگار تا نصفش سوخته بود و دود میکرد. پیشوا، پای چپش را روی آن گذاشت و فشار داد. سیگار خاموش نشد و دودش بیرون میامد. پیشوا، عصبانی شد و با پای راستش بر روی سیگار، طوری کوبید، که آن سیگار از وسط پاره شد و ردی سیاه از خودش بر روی زمین حیاط بجا گذاشت. سپس به درون خانه آمد و به کتابهایش نگاه کرد. نشست و کتابی را باز کرد و از همانجا، نگاهی به سیاهی بجا مانده از پارههای سیگار روی زمین کرد و به خودش گفت: من این کتاب را احترام میکنم زیرا به من میگوید چه بکنم و چه نکنم. اگر بخواهم در گناهان غرق شوم و کشیدن دودها را ادامه دهم، باید این کتابها را رها کنم و اگر بخواهم این کتابها را بخوانم و به آنچه نوشته شده، پایبند بماند و گامهایش را بردارم، باید گناهان را ترک کرده و این سیگار لعنتی را رها کنم. آینده من را سیگارها نمیسازند بلکه کتابها میسازند. این علم و این دین میگوید سیگار را نکش ولی شاه مملکت، نه علم را احترام میکند و نه دین را محترم میداند. چنین کسی به سیگار کشیدن ادامه خواهد داد. من مرجع تقلید هستم. من دانشمند هستم و گناهم را ترک میکنم و خطایم را جبران میکنم و اشتباهم را میپذیرم. کاشکی که شاه مملکت، میتوانست، یکنفر ولی فقیه و یکنفر مرجع دینی یا یکنفر دانشمند علوم باشد. آهی کشید و بلند شد تا به پنجره رسید. سپس از پنجره به بیرون، نگاهی انداخت و اکنون می‌دید که آن ابر تیره، حالا از خورشید عبور کرده است و آفتاب درخشان خورشید به درون اتاق مطالعه می‌تابد.

چند هفته‌ای گذشت و پیشوا خمینی، از خودش میپرسید که آیا میتوان از شاه مملکت درخواست نمود که او یک مرجع دینی بشود و درس بخواند و به مکتب برود؟ در آغاز، تردید زیادی داشت اما بعدها به این نتیجه رسید که وقتی باید همه کارگران، شاگرد باشند و همه مدیران، استاد باشند، چاره نداریم جز اینکه شاه مملکت، یک مرجع فقیه باشد و رعایای مملکت، همگی مقلدان او بشوند. سپس دلیل آورد که اگر تغییر دادن میلیونها نفر، ساده و ممکن نیست ولی تغییر دادن یکنفر، آسان و شدنی است. پیشوا، در ماههای بعدی به این نتیجه رسید که باید نظام اجتماعی در کشور ایران را طوری واژگون کند که فقط و فقط یک مرجع فقیه بر صندلی قدرت ریاست کشور تکیه بزند و از مردم بخواهد تا مقلد او باشند. پیشوا در سالهای بعدی، به این نتیجه رسیده بود که تشکیل حکومت باید و باید به طرزی باشد که مدیران از میان دانشمندان انتخاب شوند و کارگران از میان شاگردان پذیرفته گردند. حالا او روش خوبی برای سامان دادن اقتصاد کشور و سیاست دولت و اخلاق گروهها را کشف کرده بود. پیشوا تصمیم گرفت تا این خبر را به همه مردم بدهد که اگر آنها بجای این شاه جاهل، یک مرجع فقیه را در مقام مدیریت بگذارند، وضعیت به نفع آنها عوض میشود. در سالهای بعدی، او بیشتر اندیشید و تصمیم گرفت تا درباره حکومت ایران، نظریه ولایت مرجع فقیه را در کتابی بنویسد. او کتابها را نوشت و سخنرانیها را انجام داد. اما شاه جاهل از این تفکرات جدید او، خوشحال نبود و نمیدانست که چگونه، او را سرکوب نماید ... هنوز بیست سال نگذشته بود که پیروانش، نظام سلطنتی شاه جاهل را واژگون کردند ... سپس پیشوا و پیروانش، فرصت لازم را یافتند تا نظام جمهوری اسلامی را بر مبنای فلسفه "مرجع، تقلید، مقلد" و با روش "استاد، درس، شاگرد" و به شیوه "مدیر دانشمند، کارگر دانشجو" به خوبی، پایه‌ریزی کنند تا همه گروههای سیاسی با "کاهش گناهان" بتوانند به "گشایش مشکلات" دسترسی داشته باشند ... وقتی پیشوا به بستر بیماری و مرگ افتاده بود، او به پیروانش گفت که من با روانی آرام و دلی مطمئن میمیرم، که البته چون در مملکت مشکلات زیادی وجود داشت هیچ کس در آن موقع، نفهمید منظور او چیست  و از چه چیزی، حرف میزند ... .

 منابع بیشتر برای مطالعه گوگل کنید: بررسی نظریه ولایت فقیه؛ سیگار کشیدن پیشوا خمینی؛ سیگار کشیدن محمدرضا شاه پهلوی




طبقه بندی: مقالات تحلیلی فلسفی و پژوهش‌های علمی تکنیکی، گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی، ناقص،
برچسب ها: سیگار،
[ 1396/03/27 ] [ 21:39 ] [ حمید ناظمی ]

آگاه باشید: نانی که میخورید از سه قسمت ساخته شده است: قسمت پساب، قسمت برشته، قسمت سوخته.

قسمت پساب: این قسمت از نان، رنگی سفید دارد یا اینکه رنگ زردی را دارد زیرا معمول است که به خمیر، زردچوبه بزنند تا نان، چهره‌ای زیبا داشته باشد. قسمتهایی از نان که به خوبی پخته شده باشد ولی هنوز تغییر رنگ به سرخ را نداده باشد و هنوز سفید مانده باشد، پساب است. پساب بودن، به آن معنی است که آن قسمت، به خوبی در پی پختگی، آبش را بخار کرده و اندکی رطوبت را باقی گذاشته است. سلولهای این قسمت از نان، هنوز زنده هستند و مصرف قسمتهای پساب از نان، موجب تندرستی و نیرومندی میشود.

قسمت برشته: این قسمت از نان، رنگی قهوه‌ای یا سرخ یا نارنجی را دارد. اگر شما را در تنور بگذارند و بیش از صد درجه سانتیگراد به شما گرما بدهند، شما هم مانند این نان، سرخیده و سرخ رنگ میشوید. البته رنگ سرخ، قشنگ است ولی مرگ سلولها را نشان میدهد. سلولهای مرده در قسمت برشته نان، توسط جسم انسان، قابلیت استفاده را نداشته و مشکل سرماخوردگی و تولید خلط گلو را ایجاد میکند.

قسمت سوخته: این قسمت از نان، رنگی سیاه و مشکی و تیره را دارد. اگر شما یک چوب را بر روی آتش به مدت زیادی نگه دارید، رنگ آن مانند زغال، سیاه میگردد. مانند این مثال، اگر شما نان را مدت زیادی در گرمای زیاد تنور نگه دارید، رنگش سرخ تیره یا سیاه میگردد. چنین نانی، موجب بیماری و تب شبانه و سردرد شدید میگردد. هرگز چنین قسمتهایی را مصرف نکنید. هم قسمت برشته و هم قسمت سوخته از نانهای تولیدی، قابل مصرف نمی‌باشد.

عکس قسمتهای مختلف نان

Ghesmat haye moktalefe nan.JPG

دستور تندرستی: تنها و تنها و تنها قسمت سفید رنگ نان که پساب می‌باشد را مصرف نمایید و دو قسمت دیگر که برشتگی و سوختگی دارند را دور بیاندازید. با انگشتهایتان، هر قسمتی از نان را که تغییر رنگ داده بود و سرخ شدگی یافته بود، جدا کرده و بیرون بریزید. وقتی به نانوایی میروید بگویید: لطف بکنید به من نان سفید بدهید. بگویید: لطفاً همین که خمیر، خودش را گرفته بود و پخته شده بود ولی هنوز برشته نشده، آن را از تنور برایم بردارید. سپس نان سفیدی که هنوز خمیر پخته شده آن داغ است را در هوای خنک بگذارید تا سرد بشود و پس از گذشت نیم ساعت، نان سفیدی که سرد نمودید، قابل خوردن و مصرف می‌باشد.

عکس نان سفید بگذار

عکس نانوایی کلاس فنی حرفه‌‌ای بگذار




طبقه بندی: مقالات تحلیلی فلسفی و پژوهش‌های علمی تکنیکی، ناقص،
برچسب ها: نان،
[ 1396/03/26 ] [ 12:35 ] [ حمید ناظمی ]

پرسش:

سلام علیکم. عده‌ای سالها، ناراحتیها و بیماریهایی داشتند که با خامگیاهخواری یا میوهخواری، درمان شدند و هر زمان که محصولات حیوانی یا غذاهای پخته مصرف مینمایند، ناراحتی‌ها و بیماری‌های ایشان، شروع به برگشت میکند با توجه به احادیث مربوط به (آثار چهل روز گوشت نخوردن) و در مقابل، حکم فقهی (حرام بودن خوردن هر چیزی که ضرر دارد) بفرمایید تکلیف این گروه چه می‌باشد؟

الف) آیا اجازه دارند که به طور کلی، از مصرف محصولات حیوانی و غذاهای پخته، پرهیز بکنند؟
ب) آیا اجازه دارند که تحقیقات و تجربیات خودشان را ترویج و اشاعه نمایند؟
ج) پیروی دیگران از این گروههای خامگیاهخوار و میوهخوار، چه حکمی دارد؟

پاسخ:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
الف) اشکال ندارد.
ب) و ج) فی نفسه، اشکال ندارد.
موفق و موید باشید.


برادران باگذشت و خواهران شکیبا، از شما خواهشمندیم برای نجات جان همسایگان و همشهریان خودتان هم که شده، لطف کنید کتابهای خامگیاهخواری را به تعداد بسیار زیاد بخرید و فقط به کتابخانه‌های شهرستان خودتان، اهدا نمایید تا سالانه دهها نفر به رایگان، آنها را بخوانند تا مریضی خودشان را خوب کرده و بهبودی حاصل کنند. با این لطفی که شما میکنید، هزینه‌های کمرشکن پزشکی که بر ضد اقتصاد مملکت میباشد را کمتر میکنید چون، آن مهندسان و دکترهایی که به حال مرگ و ضعف و کسالت افتادند را نجات میدهید و وقتی شما بتوانید زندگی را برای ایشان، طولانیتر بکنید، آنها میتوانند سالهای بیشتری به شما خدمت بکنند و سازندگی بیشتری برای کشور شما بیاورند و شما هستید که سودش را خواهید گرفت. شما اندکی پول برای اهدای کتاب میدهید اما در سالهای آینده، هزارها برابر آن پول از راههایی که بیخبر هستید دوباره به شما بازگشت میکند.

آیا کسی هست که برای خدا، کاری کند تا خدا، پاداش آن را چند برابر به او بازگرداند.

خواندنی باگذشت، قرآن کریم.

 

عکس استفتای خامنه‌ای از خامگیاهخواری

esteftaazkhameneibarakhamgiahkhari.JPG




طبقه بندی: گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی، ناقص،
[ 1396/03/26 ] [ 12:15 ] [ حمید ناظمی ]

همانطور كه بیماری، پس از ورود خوراك سمی و خطرناك به درون جسم ایجاد میشود، افسردگی هم، پس از ورود باورهای منفی و مخرب به درون روان، به وجود می‌آید. بیماری، روندی است كه جسم در آن موقع، تلاش میكند تا خوراك سمی و خطرناك را بیرون اندازد و این كارش برای هركسی، دردناك است. افسردگی هم، روندی است كه جسم در آن موقع، تلاش میكند تا باورهای منفی و احساس ناتوانی را بشناسد و از روان، بیرون بفرستد. در بیماری، هدف آنست كه بدن را پاكیزه كند و در افسردگی، هدف آنست كه ذهن را پیراسته نماید. پس خوراكی خوب است كه پاكیزه و بی‌گزند باشد. پس باوری خوب است كه مثبت و سازنده باشد. اما آیا افسردگی، افسردگی است؟ و آیا بیماری، بیماری است؟.

اینكه ما خیال بكنیم، بیماری به زیان ما است، اشتباه است. زیرا بیماری، كوشش بدن است برای پاكسازی از آلودگی مادی. به علاوه، اینكه ما خیال بكنیم، افسردگی به زیان ما است، آنهم اشتباه است. زیرا افسردگی، كوشش ذهن است برای پاكسازی از آلودگی معنوی. پس در واقع، افسردگی با باور منفی روبرو است و بیماری با خوراك سمی روبرو می‌باشد و هدف بدن و ذهن، رسیدن به پالایش و آسایش است.

شخص افسرده، حتی به دنبال خودكشی است. شخص بیمار هم به زندگی، اشتیاقی ندارد. ولی پزشكان، هر دوی ایشان را با داروهای گوناگون میخواهند درمان كنند. آیا راهش این است كه دارو بخوریم؟! البته راه اینست كه به آن فرآیند پاكسازی، كمك بیشتر بكنیم. دارو هم اگر نوعی اعتیاد به سموم و مخربها باشد، به زیان او تمام میگردد. هر دو حادثه افسردگی و بیماری، دارای دوره‌ای كوتاه مدت و دردناك هستند. باید این دوره كوتاه به پایان برسد و نباید با آن، دشمنی كرد. هرگاه كسی افسرده بود، پس او باورهای منفی به خودش داده است. هرگاه كسی بیمار بود، پس او خوراك سمی به خودش داده است. حالا پرسش اینست كه چگونه آن منفی و آن سمی را باید اخراج و تبعید كرد؟ حالا پرسش اینست كه چگونه دوره كوتاهی كه بیرون اندازی آن منفی و آن سمی است میتواند زودتر و بهتر به پایان برسد؟

هر خوراكی كه در آن "حیوانی" و "پختنی" باشد، سمی خواهد بود و خوراك سمی، بیماری را زایش میكنید.
هر باوری كه در آن "نمیتوان" و "نمیشود" باشد، منفی خواهد بود و باور منفی، افسردگی را زایش میكند.

دكتر هاوزر میگوید: یك ذره پیشگیری بهتر از یك خروار درمان است. این سخن میگوید برو پیشگیری كن كه كاری آسان برای پیروزی است ولی اگر چنین نكردی، برو درمان كن كه بسیار سخت به پیروزی میرسی. حالا ببینیم برای اینكه افسرده نشویم و برای اینكه بیمار نگردیم، چگونه باید پیشگیری بكنیم؟

هر بار كه خوراك میخواهیم بخوریم باید آن چیزی را بخوریم كه در آن "حیوانی" و "پختنی" نباشد؛ گرچه ممكن است اشتباه بكنیم ولی هدف ما باید پرهیز جدی و دوری كامل از آنگونه خوراكهایی باشد كه در آن از حیوانی و از پختنی، گذاشته و آمیخته، وجود دارد.

با همین روش درباره افسردگی، دلیل میاوریم.

هر بار كه باور میخواهیم بدهیم باید آن چیزی را بدهیم كه در آن "نمیتوان" و "نمیشود" نباشد؛ گرچه ممكن است اشتباه بكنیم ولی هدف ما باید پرهیز جدی و دوری كامل از آنگونه باورهایی باشد كه در آن از نمیتوان و از نمیشود، گذاشته و آمیخته، وجود دارد.

ما میدانیم كه همه جمعیت كشورهای قارهها به بیماری و افسردگی مبتلا هستند. كسانی كه خیلی زیاد به این دو مشكل گرفتار شوند، به بیمارستان و زندان میروند. آنها كه به بیمارستان میروند، گفته بودند كه من بیمار هستم و خوراك پخته حیوانی را خورده بودند. آنها كه به زندان میروند، گفته بودند كه من افسرده هستم و باور نمیتوان نمیشود را داده بودند. حالا بیاییم كسی را خیال بكنیم كه هرگز خوراك پخته حیوانی نخورد و باور نمیتوان نمیشود را ندهد. او نه بیماری دارد و نه افسردگی خواهد داشت. البته چنین چیزی، خیالی است چون همیشه مقداری خوراك سمی و مقداری باور منفی به درون اشخاص راه پیدا میكنند ولی كسانی برنده و آسوده هستند كه خودداری و پرهیزكاری را آموخته و خودشان را با همین دانش جلو ببرند و آنان تن‌درست و روان‌شاد میشوند.

اگر خوراك، نباید پخته باشد و اگر خوراك، نباید حیوانی باشد، پس چه باشد؟ خوراك باید خام و گیاهی باشد.

اگر باور، نباید نمیتوان باشد و اگر باور، نباید نمیشود باشد، پس چه باشد؟ خوراك باید میتوان و میشود باشد.

بنابراین ما توانستیم دو راز بزرگ را بشكافیم و دو راه پیشگیری را پیدا بكنیم. راز پیشگیری از گرفتاری جسم به آلودگی، خوراك خام گیاهی است و راز پیشگیری روان از آلودگی، باور میتوان میشود می‌باشد.

آیا بهتر نیست از دارو استفاده كنیم؟ هرگز اینطور نیست كه دارو بهتر از خوراك خوب و بهتر از باور خوب باشد. بلكه كوشش جسم و روان برای پیراستن خوراك بد و باور بد را باید ارزشمند دانست. جسم، شایسته خوراك خوب است و روان، شایسته باور خوب است. وقتی بدانیم كه جسم و روان، چه دارو بخوریم و چه دارو مصرف نكنیم، به دنبال پیراستن و پاكیزه شدن هستند، آن موقع خواهیم دانست كه باید به آن دوتا كمك كنیم كه راهشان را بروند و خودشان را رها سازند. دوره‌ای كه آنها برای پاكیزه شدن نیاز دارند، كوتاه مدت است و حتی اگر این دوره، بلند مدت هم باشد، نباید با دارویی كه با آن دوره درمانی، دشمنی ورزد را مصرف  نمود. البته هر دانشی كه درمانی را پیشنهاد میكند، نیكو و شكافنده و گشاینده خواهد بود و باید به آن با خوش‌بینی نگاه كرد و احترامش را حفظ نمود. اما هرگز نباید به دشمن درمان كه نام دارو به خودش میدهد، سازش داشت و همراهی كرد و آن داروی ضد انسانیت را مصرف نمود. حتی اگر مقداری از آن پیشنهاد میشود، ولی باید دانست و پافشاری كرد كه مصرف آن دارو، زیانبار است و هرچه فوری باید مصرفش را قطع كرد. به هر حال، همانطور كه روش "خوراك خام گیاهی" و روش "باور میتوان میشود" برای پیشگیری از بیماری و افسردگی سودمند بود، برای درمان افراد بیمار و افراد افسرده هم سودمند است. بهترین كار اینست كه همیشه به همین روشهای پیشگیری برای انجام پیشگیری و برای انجام درمان، اعتنا گردد.

بیماریها در یك شب و با خوردن یكبار از خوراك پخته حیوانی، به وجود نمی‌آیند بلكه وقتی به طور پیوسته خوراك سمی، به درون جسم سرازیر گردد، بیماریها شروع خواهند شد. افسردگیها هم در یك شب و با دادن یكبار باور نمیتوان نمیشود، به وجود نمی‌آیند بلكه وقتی به طور پیوسته باور منفی، به درون روان سرازیر گردد، افسردگیها آغاز میشوند. ولی شما باید با همان یكبار و با همان یك شب، به مبارزه و جلوگیری برخیزید و كوچكترین سستی و بی‌مسئولیتی موجب گرفتاری شما در آینده به بیماریها و افسردگیها میگردد.

پس ای دوستان گرامی، بیاییم به خوراك خام گیاهی و به باور میتوان میشود، پایبندی داشته باشیم و از خوراك پخته حیوانی كه بیماری میاورد و از باور نمیتوان نمیشود كه افسردگی میاورد، برای همیشه دوری كامل بكنیم و هرگز با خوردن خوراك بد و دادن باور بد، همرنگ دوستانمان نشویم كه هركس اشتباه كند، به زودی تاوان آن را خواهد داد و تنبیه میشود و جریمه میدهد و درد میكشد و شكنجه میگردد.

به طور خلاصه روزانه چندین بار به خودتان بگویید و مراقبت نمایید كه:

خوراك پخته حیوانی، موجب بیماری میشود پس به خوراك خام گیاهی برای تن‌درستی، پایبند باش و همچنین، باور نمیتوان نمیشود، سبب افسردگی میگردد پس به باور میتوان میشود برای روان‌شادی، پافشاری كن.

جمله بالا را در نماز یا اوقات دیگر در شبانه روز، به خودتان بارها بگویید و خودداری و پرهیزكاری را بارها تمرین كنید تا درمان و پیشگیری را با هم داشته باشید و اگر بیمار و افسرده شدید، نگران نشوید چون دوره كوتاهی دارد و به زودی تندرستی و به زودی روان‌شادی را تجربه خواهید نمود.

عكس بررسی ورودیهای جسم و روان و نتایج آن

بررسی ورودیهای جسم و روان و نتایج آن

وروی *** صفت ورودی *** نتیجه

خوراك پخته حیوانی *** سمی و خطرناك *** بیماری

خوراك خام گیاهی *** پاكیزه و بی‌گزند *** تن‌درستی

باور نمیتوان نمیشود *** منفی و مخرب *** افسردگی

باور میتوان میشود *** مثبت و سازنده *** روان‌شادی




طبقه بندی: گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی، ناقص،
[ 1396/03/26 ] [ 12:12 ] [ حمید ناظمی ]

در بسیاری از فیلمها و کتابها و مجلات، همیشه گفته میشود: تغذیه سالم. اینکه تغذیه سالم چنین است و تغذیه سالم چنان است. حالا بیایید آن را بررسی بکنیم.

تغذیه = واژه عربی است به معنای خورانیدن، خورش دادن،‌ خوراک دادن، خوردن.

سالم = بی‌عیب، بی‌گزند، درست، صحیح، تندرست، صحیح المزاج.

اکنون آنها را با هم ترکیب میکنیم: خورش دادن درست، خوراک دادن تندرست، خورانیدن بی‌گزند، خوردن صحیح.

میان آنها یکی را که بهتر بتواند ما را به هدف فهمیدن، نزدیک کند، انتخاب میکنیم. "خورانیدن بی‌گزند".

اکنون با داشتن یک واژه ترکیبی فارسی، نیازی نداریم تا از عربی آن، استفاده بکنیم. میتوانیم به جای تغذیه سالم، بگوییم: خورانیدن بی گزند. و حالا باید جستجو نماییم که چه خوراکی برای خورانیدن به مردم، بی گزند است و عیبی ایجاد نمیکند.

خوراک به چهار قسمت در یک مربع، تقسیم میشود. ربع اول: گیاهی. ربع دوم: خام. ربع سوم: حیوانی. ربع چهارم: پخته. گرچه میتوانیم چیزهای دیگری مانند سوخته، مانند شیمیایی، مانند میکروبی، مانند کثیف، مانند آلوده، مانند فاسد و غیره را هم به آن بچسبانیم. به هرحال، خوراک را میتوان علاوه بر "گرم" و "سرد" و "تر" و "خشک" که در مزاج‌شناسی، طبقه بندی شده است، به "گیاهی" و "خام" و "حیوانی" و "پخته" در گیاهخوارخواهی، طبقه‌بندی نمود.

عکس تقسیم بندی پزشکی نوین

پزشکی سنتی، درباره آلوده بودن خوراک، خیلی حساس نیست ولی بهداشت به وجود آن آلودگی، اهمیت میدهد و وزارتخانه میسازد و حتی درباره وجود آلودگی در خوراک، برخی را جریمه و پلمب میکند. پزشکی سنتی، کاری جز سفارش کردن به پرهیز ندارد و این پرهیز، کاری فردگرایانه و شخصی هست که هرکس دوست داشت بکند و هرکس دوست نداشت، نکند. اگر او بیمار شود به خاطر مصرف یک خوراک آلوده و گزندرسان، و اگر او بیمار شود به سبب آنکه جامعه هنوز دارای خورانیدن بیگزند نیست، آنوقت تلاش میکند تا دارویی مهیا بکند و او را مداوا نماید.

به نمودار تقسیم انواع خوراک در گیاهخوارخواهی، نگاهی بکنید. خوراک، اگر حیوانی باشد، میکروب و انگل و قارچ و خون و آلودگی و بیماری را با خودش میاورد مانند همین گوشتهایی که اسلام برای مردم، حلال کرده است. پس خوراک حیوانی، خوراکی نیست که تندرستی بیاورد. خوراک، اگر برشته و سوخته باشد یا به روشهای برقی و گازی، خیلی زیاد، پخته شده باشد، برای هرکسی سرماخوردگی و سرطان میاورد. مانند همین نان که به زور در تنور، برشته میکنند و همین آش که وقت گذاشته و خوب میجوشانند. پس هم خوراک حیوانی و هم خوراک پخته، دارای گزند و عیب است و وقتی خوراک پخته حیوانی، دارای گزند و عیب و خطر باشد، پس هرگز "خورانیدن بی‌گزند" نخواهد بود. اما خوراک خام مانند میوه و خوراک گیاهی مانند سالاد، هیچگونه گزند و عیب و ایراد و خطر را ندارد و آن هنگامی که ما به این خوراک خام گیاهی، بسنده بکنیم، پس جامعه دارای خورانیدن بی‌گزند، خواهد بود.

خوراک پخته حیوانی، خورانیدن بی‌گزند، نیست اما خوراک خام گیاهی، خورانیدن بی‌گزند است. از اینرو، میتوانیم به جای واژه ترکیبی عربی، یعنی تغذیه سالم، که حرفی مبهم و گیج‌آور است، خیلی ساده و آشکار، بگوییم: خوراک خام گیاهی ! بنابراین بیاییم مردم را به طوری فوری به ریشه درست برسانیم و آنها را گیج و حیران نکنیم. هرگز نگوییم برو تغذیه سالم بکن. او با خودش، خیال میکند که تغذیه سالم یعنی خوردن گوشتهای حلال اسلامی که اگر همین حلالها و روا شدهها را بخورد، میکروب و انگل و آلودگی وارد بدنش میشود و اندامهایش از کار کردن میافتند و بازهم خیال کرده است که او، تغذیه سالم یعنی خورانیدن بی‌گزند را انجام داده است. بلکه باید بگوییم برو خوراک خام گیاهی بخور. آنگاه او از خودش، می‌پرسد که خوراک پخته حیوانی چه ایرادی دارد که نباید بخورم و پاسخ آن، پرهیزی است که او را به تندرستی خواهد رساند.




طبقه بندی: ناقص، *، گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
[ 1396/03/26 ] [ 00:02 ] [ حمید ناظمی ]

به طور کلی، چهار نوع مزه در مواد خوراکی وجود دارد. آنها عبارت هستند از شیرین و تلخ، ترش و شور. قسمتهای حساس به مزه‌های گوناگون، جوانه‌های چشایی نامیده میشوند که در روی زبان قرار دارند. این جوانه‌ها به صورت گروههایی در پرزها یعنی همان برجستگیهای کوچک، روی زبان تجمع یافتند. به نظر میاید که این پرزها به بیش از یک نوع مزه، حساسیت داشته باشند. ولی به طور کلی، هر مزه در محل مشخصی در روی زبان اثر خودش را طبق شکل زیر، ظاهر میکند و به این ترتیب احساس میشود.

عکس محل احساس مزههای مختلف در روی زبان

Mahale ehsas maze ruye zaban.jpg

مکانیزم اثر ترکیبات ایجاد کننده مزه بر روی مراکز حسی روی زبان، هنوز به طور کامل و دقیق، شناخته نشده است. اما طبق یک نظریه، احساس یک مزه خاص، ناشی از اثر آن روی پروتئینهای مخصوصی است که در سلولهای دریافت کننده مزه قرار دارند. از آنجا که ارتباط یا اتصال عامل ایجاد کننده مزه با سلولها یا قسمتهای دریافت کننده آن،‌ ضعیف است، زمان لازم برای آنکه مزه‌ای احساس بشود، چیزی در حدود 0.025 ثانیه می‌باشد. ملوکولی که سبب ایجاد مزه میگردد به شکل ضعیفی در سطح محل دریافت کننده جذب میشود و این جذب، سبب به وجود آمدن تغییرات و به هم خوردگی‌هایی در آن سطح میگردد، که به دنبال آن، بعضی از یونها قادر خواهند بود تا عبور نمایند. در اثر عبور یونها، یک حالت دپلاریزاسیون به وجود می‌آید که منشاء شروع یک جریان عصبی میگردد. رابطه میان میزان عاملی که سبب ایجاد مزه میگردد با شدت جریان حسی که در سیستم عصبی ایجاد میشود، مسئله پیچیده است. با افزایش مقدار ماده محرک، میزان احساس نیز زیاد میگردد. اما از افزایش میزان احساس نسبت به افزایش مقدار ماده محرک، پیوسته کاسته می‌شود، تا به نقطه‌ای میرسد که دیگر، اضافه کردن ماده محرک، سبب افزایش میزان احساس نمیگردد. علت این امر، محدود بودن و معین بودن تعداد مراکز یا نقاطی است که در مقابل مزه، حساسیت دارند.

حساسیت به مزه، به طور نسبی در مقابل تغییرات اسیدیته PH و درجه حرارت، بی‌تفاوت است و بدون تغییر می‌باشد. هیچگونه ارتباطی میان حساسیت به مزه و سن یا جنسیت، ملاحظه نشده است. اما کسانی که به میزان زیادی دخانیات و دودها را مصرف میکنند،‌ با افزایش سن از قدرت حس چشایی آنها کاسته میگردد. معمولا مزه‌های شیرین و شور، نسبت به مزه‌های تلخ و ترش به شکل بهتر و مشخص‌تری توسط افراد مختلف، احساس میگردد. اولین شرط لازم برای آنکه، مزه خاصی احساس شود محلول بودن ترکیب سازنده آن مزه در آب می‌باشد.رابطه ساختمان شیمیایی یک ترکیب خاص با مزه ای که ایجاد میکند به شکل دقیقی مورد بررسی قرار گرفته در مورد نسبت آن به ارتباط ساختمان شیمیایی یک ترکیب به وجود آورنده بو با نوع بوی ایجاد شده توسط آن، اطلاعات بیشتری در دست می‌باشد. میتوان گفت که تمام مواد اسیدی دارای مزه ترش هستند. کلرید سدیم و سایر نمکها، شور بوده ولی با افزایش وزن ملوکولی نمک، مزه آنها تلخ میگردد. مثلا برمید پتاسیم دارای مزههای شور و تلخ همراه با هم است ولی یدید پتاسیم، تنها مزه تلخ را از خودش، ظاهر می‌سازد. مزه شیرین، خاص قند است ولی استات سرب و بسیاری از مواد شیرین کننده مصنوعی، نظیر ساکارین، چنین مزه‌ای را از خودشان نشان میدهند. الکالوئیدها، مزه تلخ ایجاد میکنند.

تغییرات جزئی در ساختمان شیمیایی، ممکن است سبب ایجاد تغییرات زیادی در مورد یک مزه خاص بشود. اختلاف مزه، نه تنها با تغییر محل عوامل شیمیایی در یک ملوکول مشخص ایجاد میگردد (ایزومر مکانی)، بلکه ایزومرهای فضایی نیز به نوبه خود، مزههای مختلفی را ارائه میدهند. روی هم رفته در مورد اسیدهای آمینه، هشت نوع از آنها، عملا فاقد مزه هستند. سه نوع از آنها دارای مزههای گوناگون هستند که احتمالا ناشی از تجزیه قسمت گوگردی آنها میباشد. و بالاخره، هفت نوع از اسیدهای آمینه (تریپتوفان، فنیل آلانین، تیروزین، هیستیدین، گلیسین، لوسین، آسپاراژین) دارای مزه شیرین یا تلخ هستند که شکل L تلخ مزه و نوع D دارای مزه شیرین است. مثلا Dـتیروزین، 5.5 مرتبه شیرین‌تر از قند معمولی می‌باشد. اساسا شکل D هیچ اسید آمینه‌ای، تلخ نیست و شیرین یا خنثی می‌باشد. اثر شکل فضایی ملوکولها روی مزه در مورد قندها نیز صادق است. به عنوان مثال L-گلوکز بر خلاف D-گلوکز که شیرین است، نه تنها شیرین نیست، بلکه تا حدودی نیز شور است.




طبقه بندی: مقالات تحلیلی فلسفی و پژوهش‌های علمی تکنیکی، ناقص،
[ 1396/03/25 ] [ 23:21 ] [ حمید ناظمی ]

در این روش، پروتئین مورد نظر، به موش، تغذیه میشود. سپس نسبت افزایش وزن آن به میزان پروتئین خورده شده، اندازه‌گیری میگردد.

PER = Protein Efficiency Ratio
تقسیم میزان افزایش وزن بر میزان پروتئین خورده شده، مساوی میزان کارایی پروتئین مورد نظر است.

عکس میزان کارآیی پروتئین

PER mizan karaeeye perotin.JPG

مقدار PER برای موارد زیر چنین است:
تخم مرغ = 3.9
ماهی = 3.5
شیر گاو = 3.1
گوشت گاو = 3
گندم = 1.5
برنج = 2
سویا = 2.3

بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت: 1) پیامد مصرف شیر گاو مساوی پیامد مصرف گوشت گاو در افزایش وزن است 2) مصرف تخم مرغ و ماهی، بیشترین پیامد در افزایش وزن را دارد 3) مصرف گندم مانند فرآوردههای نان و شیرینی و ماکارانی و کیک، پیامد اندکی در افزایش وزن دارد یا بهتر است بگوییم که فرآوردههای گندم، تاثیری در فزونی وزن ندارند 4) مصرف برنج و سویا، در افزایش وزن دارای تاثیر و پیامد می‌باشد.

منبع: کتاب شیمی مواد غذایی، صفحه 100




طبقه بندی: ناقص، گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
[ 1396/03/25 ] [ 23:12 ] [ حمید ناظمی ]

چوبدست راهگشا چیست؟  عصا چوبی است که به دست گیرند و در راه رفتن به آن تکیه کنند، ابزار عصا، قرن‌ها است که به عنوان وسیله کمکی برای نابینایان، به کار می‌رود. عصای آنان سفید رنگ است. عصا در دست جادوگران و پیامبران و کهنسالان و نابینایان، وسیله راهپیمایی بوده و در دست جنگجویان و ورزشکاران، وسیله دفاعی است که به نام شمشیر و نیزه، خوانده میشود. عصا به فارسی چوبدست گفته میشود. منبع: دانشنامه ویکیپدیا

عصایی که امروز آن را معرفی میکنیم و از آن میگوییم برای برطرف کردن مشکلات اجتماعی مفید است. چون گشایش گرفتاریها، کار او است پس او را راهگشا صدا میزنیم و از خودمان می‌پرسیم که چوبدست راهگشا چیست؟

چوبدست راهگشا چیست؟ آن چوبدستی، چنین است که میگوید: "خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد." حالا چوبدست راهگشا را به دست بگیر و از کوهها و درهها عبور کن.

چوبدست راهگشا دارای چهار جزئیت است. قسمت یکم، خوشی، قسمت دوم، سود، قسمت سوم، ستم، و قسمت چهارم، زیان است. همه کالاها و همه کارها، پیش از آنکه این چوبدست بر آن تکیه کند، مردود هستند. اما اگر این چوبدست راهگشا بر آن پا گذاشت، آن چیزها از مردودی بیرون آمده و مقبول میشوند. بنابراین ما میتوانیم نوعی عصا را در ذهن خودمان، خیال بکنیم که همه چیزها از قبل از پا گذاشتن از این عصا به نام چوبدست راهگشا، مردود می‌باشند. بر روی این عصا نوشته شده است که "خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد". اگر هر چیزی بتواند با این جمله صدق بکند و درست درآید، آنوقت از وضعیت مردود بیرون میاید و قبول میشود. با این ترتیب، چوبدست راهگشا، به ما کمک میکند تا بفهمیم که در اجتماع انسانی، کدام کالا به ما خدمت میکند و کدام کالا به ما خیانت دارد. اگر کالایی یا مکانی به مردم خیانت بکند، باید قدغن شود چون ضرورتی برای ماندن ندارد. اما اگر کالایی یا کاری یا مکانی به مردم خدمت بکند، میتواند مقبول باشد و نیازی به ممنوعیت آن وجود ندارد.

خوب آنست که چوبدست راهگشا، بر آن بماند و بد آنست که چوبدست راهگشا بر آن بلغزد. اکنون برخی توانمندیهای چوبدست راهگشا را  به شما، نشان میدهیم.

درباره سیگار و قلیان

چوبدست راهگشا را بدست بگیر و درباره سیگار و قلیان، داوری بکن. آیا خوشی هست؟ بله هست. آیا سود هست؟ شاید باشد. آیا ستم هست؟ شاید باشد. آیا زیان هست؟ بله هست. بنابر این، در کالای سیگار و کالای قلیان، گرچه خوشی و سود هست، اما قرار بود ستم و زیان نباشد. اکنون می‌بینیم که زیان هست. پس این کالا باید قدغن گردد و پخش نشود.

درباره گوشت و تخم مرغ

چوبدست راهگشا را بدست بگیر و درباره گوشت و تخم مرغ، داوری بکن. آیا خوشی هست؟ بله هست. آیا سود هست؟ شاید باشد. آیا ستم هست؟ بله ستم است. آیا زیان هست؟ بله زیان هست. بنابراین در کالای گوشت و تخم مرغ، گرچه شاید خوش‌باشی و سودمندی، وجود داشته باشد ولی به طور جدی، ستم‌گری و زیان‌مندی، وجود دارد. پس نباید در قدغن کردن این کالا تردید داشت و باید از پخش آن جلوگیری کرد.

درباره تفنگ و بمب و شمشیر

چوبدست راهگشا را بدست بگیر و درباره تفنگ و بمب و شمشیر، داوری کن. آیا خوشی هست؟ شاید باشد. آیا سود هست؟ شاید باشد. آیا ستم هست؟ بله هست. آیا زیان هست؟ بله هست. بنابراین کالاهای تفنگ و بمب و شمشیر، گرچه ممکن است خوشی بیاورند و سود برسانند اما حتمی است که ستم میرسانند و زیان میاورند. پس خردمندانه است که نگذاریم تکنولوژی شمشیر و تفنگ، در جامعه پخش بگردد و توزیع بشود. پس قانون، باید آنها را ممنوع کرده و از میان مردم بردارد.

درباره پایکوب‌خانه و آواز و ترانه

چوبدست راهگشا را بدست گیر و درباره پایکوب‌خانه و آواز و ترانه داوری کن. آیا خوشی هست؟ بله هست. آیا سود هست؟ بله هست. آیا ستم هست؟ نه نیست و نباید باشد. آیا زیان هست؟ نه نیست و نباید باشد. بنابراین مکان پایکوب‌خانه یعنی رقصکده یا رقاص‌خانه، همینطور آواز و ترانه، هم خوشی هستند و هم سود هستند و هم ستم نیستند و هم زیان نیستند. پس اگر میان مردم از پایکوب‌خانه و آواز و ترانه پُر شود، نباید نگرانی داشت و قدغن نمیگردد. با اینحال ضرایفی و جزئیات و چیزهای کوچکی وجود دارند که اگر در آنها ستم یا زیان دیده شود، باید آن ستم و آن زیان برطرف گردد. به هرحال چوبدست راهگشا، آن را می‌پذیرد.

درباره ازدواج و دونفری شدن

چوبدست راهگشا را بدست بگیر و درباره ازدواج داوری بکن. آیا خوشی هست؟ بله هست. آیا سود هست؟ به طور معمول سود هست. آیا ستم است؟ بله ستم رویداد دارد. آیا زیان هست؟ شاید زیان اتفاق افتد. بنابراین ازدواج، چیزی است که چوبدست راهگشا آن را نمی‌پذیرد. مگر آنکه به طوری جدی قاعده "خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد" برایش مطابق افتد.

درباره طلاق و جداشدن دونفری

چوبدست راهگشا را بدست بگیر و درباره طلاق و جدا شدن دو نفر همسر، داوری بکن. آیا خوشی هست؟ شاید باشد. آیا سود هست؟ نه نیست یا شاید باشد. آیا ستم هست؟ شاید باشد. آیا زیان هست؟ شاید باشد. بنابراین طلاق، چیزی است که چوبدست راهگشا آن را نمی‌پذیرد، مگر آنکه به طوری جدی، خوشی باشد و سود باشد اما ستم نباشد و زیان نباشد. اما اگر چنین تطابقی نبود، حتی آن هم، درستی و صحت ندارد.

درباره ماشین‌‌ها و کامپیوترها

چوبدست راهگشا را بدست بگیر و درباره ماشینها و آلات و دستگاه‌ها و کامپیوترها، داوری کن. آیا خوشی هست؟ بله و شاید باشد. آیا سود هست؟ بله هست. آیا ستم هست؟ نه و شاید باشد. آیا زیان هست؟ نه و شاید باشد. بنابراین این دستگاه‌ها را باید طوری طراحی کرد و طوری کاربری داده شوند که خوشحالی بشود و سودآوری بماند اما ستمکاری نگردد و زیان‌آوری نباشد. اگر چنین شد، روا و آزاد هستند و اگر چنان نبود، ناروا و قدغن میشوند.

درباره زشت‌ترین کارها و بدآیند‌ها

چوبدست راهگشا را بردار و درباره زشتی‌ها و پلیدی‌ها و بدآیندها، داوری بکن. آیا خوشی هست؟ شاید باشد. آیا سود هست؟ شاید باشد. آیا ستم هست؟ شاید نباشد و شاید باشد. آیا زیان هست؟ شاید باشد و شاید نباشد. بنابراین اگر اعمال قبیح و کارهای پلید و زشت، طوری انجام شوند که "خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد" آنگاه همان کارهای زشت میتوانند روا باشند و قدغن نباشند و ادامه یابند.

درباره خشم‌آورها و دشمنی‌ها

چوبدست راهگشا را بردار و درباره آنچه که خشم میاورد و دشمنی می‌سازد، داوری کن. آیا خوشی هست؟ شاید و باید باشد. آیا سود هست؟ شاید و باید باشد. آیا ستم هست؟ شاید و نباید باشد. آیا زیان هست؟ شاید و نباید باشد. بنابراین اگر درباره آن کارهایی که میکنیم، آشکار بشود که از زیان و ستم، تهی است اما همچنان خشم دیگران را سبب بگردد و دشمن داشته باشد، با این حال بازهم روا است. گرچه بهتر است که آن کارها را انجام ندهیم اما نمیتوانند قدغن بشوند یا از ادامه آنها جلوگیری بشود. اگر گناه را آن چیزی بدانیم که خشم بر میانگیزد، پس با اینکه برخی کارها شاید از ستم و زیان تهی باشد، ولی به دلایلی دیگر خشم دیگران را بر انگیزد و با این وصف، بازهم توسط چوبدست راهگشا، قدغن نمیشود و میتواند ادامه یابد. اما گناهانی که به طور دقیق، از ستم و زیان پر باشند، چوبدستی بر آنها می‌لغزد و ما را سرنگون میکند.

حالا به این نتیجه میرسیم که {چوبدست راهگشا = خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد} را باید بدست بگیریم و درباره این کالا و آن مکان داوری کنیم. باید چوبدست راهگشا را بدست گیریم و درباره هرچیزی که تردید میکنیم با این عصای جادویی، قضاوت نماییم. باید همه جا این عصا را به همراه خودمان داشته باشیم و برای همه چیز از آن استفاده بکنیم تا بتوانیم هدایت بشویم و راه را پیدا بکنیم. ما میتوانیم با این عصا بر سر هر چیزی بکوبیم و آن قدر بکوبیم تا آن چیز با این عصا به طور صادق و سالم دربیاید و عصای ما، آن را بپذیرد.

چوبدست راهگشا میگوید خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد. حالا چوبدست راهگشا را بردار و برای هر تردید و نگرانی با آن وسلیه داوری بکن. اگر چوبدست راهگشا، بر آن تردید بماند، آن چیز مردود نیست و اگر چوبدست راهگشا بر آن تردید بلغزد، آن چیز مردود است.

روا آنست که چوبدست راهگشا، بر آن بماند و ناروا آنست که چوبدست راهگشا بر آن بلغزد.

به طور خلاصه: چوبدست راهگشا میگوید خوشی و سود باشد اما ستم و زیان نباشد. حالا چوبدست راهگشا را بردار و با آن برای هر چیزی داوری کن. روا آنست که چوبدست بر آن بماند و ناروا آنست که چوبدست بر آن بلغزد. اکنون آماده هستی تا از کوهها و درهها عبور کنی و نجات یابی.

عکس چند عصا بگذار




طبقه بندی: مقالات تحلیلی فلسفی و پژوهش‌های علمی تکنیکی، ناقص،
[ 1396/03/15 ] [ 15:36 ] [ حمید ناظمی ]

جامعه ی "دود کش، نان برشته، خوراک آبگوشت" در مقابل جامعه ی "بی‌ دود، نان پساب، خوراک آبگیاه"

جامعه "دود کش، نان برشته، خوراک آبگوشت" چیست؟ جامعه‌ای است که مردم در آن دود‌ها را میکشند، نان را برشته میکنند و خوراک را با آب و گوشت میسازند. این جامعه با "دست آویختن به مرگ دیگران" برای بقا تلاش دارد، اما خودش نابود میشود.

جامعه "بی دود، نان پساب، خوراک آبگیاه" چیست؟ جامعه‌ای که مردم در آن دودی مصرف نمیکنند، نانی را برشته نکرده بلکه پساب فراهم میکنند، و خوراک را با آب و گیاه میسازند. این جامعه با "دست آویختن به پرهیز از مرگ دیگران" برای بقا تلاش میکند و پیروز میگردد.

جامعه‌ی "دود کش، نان برشته، خوراک آبگوشت" برای دادهای مردم، خانه عدل ساخته است ولی هرگز نتوانسته برای جلوگیری از "دست آویختن به مرگ دیگران" کاری خوب انجام دهد. اما جامعه‌ی "بی دود، نان پساب، خوراک آبگیاه" علاوه بر اینکه برای دادهای مردم، خانه عدل ساخته است ولی توانسته برای "دست آویختن به پرهیز از مرگ دیگران" برنامه‌‌هایی اندیشه کند. هر دوی آنها جامعه هستند، یکی به "غلط ها" چنگ میزند زیرا هر غلطی که بکنی، تو را وا میدارد که غلطی دیگر بکنی!‌ اما دومی به "درست ها" چنگ زده است زیرا میداند که انجام هر درستی، تنها با دانستن غلط ها ممکن میگردد. جامعه دوم، غلطها را کرده، سپس فهمیده که درستها کدام است. جامعه اول، هنوز در غلط کردن، مانده است بلکه تازه شروع به کار کردن کرده است. هر جامعه نیاز به هنرمند و دانشمند دارد. جامعه باید شمار زیادی هنرمند و دانشمند بزاید تا از غلط‌ها بیرون آمده به درون درست‌ها وارد شود. جامعه اول، هنوز به اندازه کافی هنرمند و دانشمند نزاییده که غلط‌ها را از درست‌ها تشخیص بدهد. جامعه دوم، آنقدر هنرمند و دانشمند زاییده که از انجام غلط‌ها خسته شده، غلطها را شناخته و اکنون دنبال درست‌ها است. از اینرو هر جامعه، دوران کوتاهی از غلط‌ کردنها را دارد تا بتواند به دوران درستکاری‌ها برسد.

دود کشیدن، غلطی است که جامعه اول میکند. همینطور نان را برشتن غلطی دیگر است و برای فراهم کردن خوراک، آمیختن آب با گوشت، هم غلطی بزرگ است. جامعه دوم با دانستن هر کدام از این غلط‌ها و یافتن درست برای هر کدام، شکل گرفتن را آغاز میکند. او دود مصرف نمیکند، نان را برشته نمیکند و برای فراهم کردن خوراک، هرگز آب را با گوشت، آمیخته نخواهد کرد. جامعه دوم بر آمده از همان جامعه اول است. انسان همان انسان است ولی دانش او تفاوت کرده است.

عکس مردم که آبگوشت میخورند

 




طبقه بندی: مقالات تحلیلی فلسفی و پژوهش‌های علمی تکنیکی، ناقص،
برچسب ها: نان،
[ 1396/03/15 ] [ 15:03 ] [ حمید ناظمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

پایگاه گیاهخوار خواهی مردم سالار؛ مرکز دیدگاه پرداز میان کشوری دانشها و فنون

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

* VEGETARIANism *
درباره وبلاگ

-------------------------
مرکز بین‌المللی نظریه‌پردازی
علوم و تکنولوژی
-------------------------

اینجانب، بنده خدا، کوشا هستم تا تجربیات گیاهخوارخواهی خود را به رایگان به شما هموطنان انتقال دهم. شکایت، انتقاد، پیشنهاد، و تبلیغ پذیرفته میشود.

جهت راهنمایی مردم و پشتیبانی از بیماران، زحمت بکشید و کدهای بنرهای تبلیغ فراهم آمده را در سایت خودتان بگنجانید یا لینک آنها را به مراجعان خودتان بدهید.

نسخه برداری از مطالب، تنها از مقالاتی مجاز میباشد که حداقل چهار سال از انتشار آن گذشته باشد چون مطالب گنجانده شده، همیشه در معرض ویرایش و اصلاح و تغییر و تبدیل و تکمیل هستند.

با گذاشتن نظر، خرابی هر لینک از مطالب را اعتراض بدهید تا آن را درست نماییم.

از تاریخ شهریور سال 1394 همه کتابهای وبلاگ به طور تمیز با صفحات وسط چین آماده چاپ شدند پس فایلهایی که در گذشته دانلود کردید را پاک نمایید و دوباره دانلود کنید.

مقاله های ارزشمند از تجربیات و تفسیرهای خودتان تهیه کنید و به ما ارسال نمایید تا آن را با خوشحالی با یا بدون نام شما به چاپ برسانیم. اگر از تجربیات خودتان عکس و فیلم گرفتید آن را در اختیار ما بگذارید تا به نسل بعدی منتقل بکنیم.

این سایت بر خلاف معمول دیگر سایتها، مخالف تخریب عکسها و جدولها و نمودارهای فراهم آمده از طریق گنجاندن تبلیغ و فخرفروشی بر روی آنها است و تصاویر تهیه شده را سالم و تمیز و بدون تبلیغ و نامنویسی در هر مطلب، نشان میدهد.


مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطف کنید نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خودتان را به طور علمی و دقیق و به فارسی بدون فینگلیش بنویسید و به طور کامل، تجربه خودتان را توضیح بدهید و حتما منبع و نشانی لازم و شماره تماس را برای مراجعه بگذارید. قبل از ارسال نظر، خودتان دیدگاهتان را بازبینی و ویرایش کنید.
2- نظراتی که شامل دروغ پردازی و زشت نویسی باشد، و بدگویی از مسئولین مملکت بکند یا توهین به مکاتب غرب و شرق بکند، با اهانت به اسلام، بی‌احترامی به دانشمندان، پست شمردن قومیت‌ها و باطل دیدن مذاهب، بدبینی به عقاید دیگران یا انتقام جویی و یا حسدورزی به بزرگان جامعه داشته باشد و یا میل به بداندیشی و سرنگونی آمریکا داشته باشد یا از دشمنی با قدرتهای برتر و نابودی کشورهای خاص منطقه و جهان حرف زده باشد، و یا اینکه مغایرت با حقوق بشر یا دیگر مقررات عمومی جهان داشته باشد و یا اینکه متضاد با قوانین محلی ایران و غیره باشد و یا مخالفت جدی با پیشرفت فلسفه بکند و یا دنبال جلوگیری از گسترش صنعت و رسانه باشد و یا برای ترویج مبارزه و جنگ نوشته شده باشد یا اینکه اسلام را مساوی توسعه افکار خشن و خطرناک جلوه بدهد و یا با شکوفایی افراد و احزاب و گروهکها مخالفت بکند و یا با آموزه‌های اخلاق مخالف باشد و برای رشد آزادی و ایجاد تکامل، مانع گذاشته باشد، هرگز منتشر نمی‌شوند.
3- از ارسال دیدگاههای نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متنهای طولانی خودداری نمایید.
4- از آنچه که در نظرات بیاید، برای تکمیل مطلب استفاده خواهد شد.
5- قبل از ارسال نظرتان، آن را بازبینی بکنید تا عیب نداشته باشد.
6- تبلیغات گذاشته شده در بخش نظردهی اگر مرتبط به مطلب نباشد حذف میشود.


.............................

نشانیهای مهم برای درمان بیماری:

الف) به طور اینترنتی تحت معالجات فارغ‌التحصیلان غذادرمانی پرفسور خرسند در سایت ایشان، فرم مشخصات بیمار جدید را پر نمایید تا روند درمان شما را پیگیری نمایند.

تلفن تماس خارج از کشور ایران 31.076.5879591 و 31.06.64272022
تلفن تماس داخل کشور ایران 98.09355593759 و 98.09174475469
سایت پرفسور خرسند www.khorsand.org

ب) به "انجمن و رستوران تغذیه طبیعی ایران" در تهران
به آدرس: بالاتر از میدان پونك، انتهای اشرفی اصفهانی، بلوار سیمون بولیوار، خیابان البرز، نبش كوچه ششم، پلاك 22 مراجعه کنید.
شماره تماس به انجمن با نام خانم حسینی:
تلفن تهران 02144804556
09121164728 یا 09194694257
سایت IranRawVegan.ir
اینستاگرام salamatmehrzamin
تلگرام khamgiahkhari

..............................

در اینجا میتوانید هرگونه مرض لاعلاج که شما را از درمانش ناامید کردند را بدون هزینه از طریق روش خوراك خام، شفا بدهید.

مهم: حتما از این انجمن درخواست بکنید تا پکیج مخصوصی از کتابهای مهم را برایتان به شهرستان پست بکند، چون متاسفانه از این کتابها در مغازه ها پیدا نمیشود.

شما برای تکمیل تحصیلات خودتان میتوانید با گرفتن پکیج از انجمن، به طوری غیر حضوری، دوره مهم آموزشی پژوهشی خودتان را در اینجا بگذرانند. بعلاوه شرکتهای مواد غذایی میتوانند از این "پکیج" برای نوآوریهای تولیدی صنایع غذایی خودشان استفاده ها بکنند چون دستورها و اطلاعات نایاب دارد. ماهانه توسط خانم حسینی، همایش ملی خوراک خام گیاه خواری به رایگان برگزار میشود که ورود به آن برای همه علاقه مندان آزاد است و از همه شهرستان های ایران به آنجا میایند و شما میتوانید شماره موبایلتان را به انجمن بدهید تا برایتان زمانش را پیامک بفرستند. اگر هم توفیق شرکت نیافتید فیلمهایش را درخواست بکنید.

...........................

توصیه من اینست که آن شهرستانی هایی که میخواهند فعال جدی گیاهخواری باشند باید مبالغی چند صدهزار تومانی و حتی بیشتر را برای خرید کتاب و فیلم آشپزی گیاهی از فروشگاه گوویندا درخواست بکنند تا برایشان پست بکند.

فروشگاه گیاهی گوویندا: تهران، خیابان پاسداران، بهستان دهم، اختیاریه جنوبی، روبروی پارک نیلوفر، پلاک 26
تلفن 22584621 و 22110618
سایت govinda-veg.com

انجمن گیاهخواران و رستوران آناندا: تهران، پاسداران، بهستان دهم، اختیاریه جنوبی، جنب مخابرات
تلفن : 22556767 ، 22551352
سایت ivegs.com

..........................

کسانی که دوست دارند تا مردم را به رایگان با خوراک خام، درمان بکنند میتوانند نشستهای خانگی، تشکیل بدهند. پس هرگز هزینه نتراشید و هرگز مغازه یا خانه را اجاره نکنید. بلکه مانند برگزاری جلسات قرآن و دعا که همسایه ها به دیدن یکدیگر میایند و کنار هم مینشینند، شما هم میتوانید میهمانان گیاهخوار را دعوت کنید تا در اتاقی از منزل شما، کنار یکدیگر بنشینند و درباره خوراک خام و طرز درمان بیماریها گفتگو بکنند.
هدف شما از برگزاری این جلسات، نباید تجارت کردن و پولدار شدن باشد. بلکه باید میهمانان را هر دو هفته به منزل خودتان دعوت بنمایید و هرکس مایل بود، تعدادی میوه و خشکبار و یا خوراک خام که نوآوری کرده است را با خودش به جلسه بیاورد و همگی آنها به رایگان، با یکدیگر گفتگو بکنند و مباحثه بکنند و همدیگر را یاری نمایند تا با همدلی و همکاری، خامگیاهخواری را ادامه بدهند.

..........................

از نیکوکاران و خیَرین محترم، خواهشمندیم که هزاران نسخه از کتاب خامخواری آوانسیان را به هزینه شخصی چاپ بکنند و در تمامی مسجدها و کتابخانه ها و مدرسه ها و دانشگاههای شهرهای کشور و گروه خودتان؛ به رایگان توزیع نمایند تا به امید خدا، انقلاب تغذیه پس از انقلاب اسلامی، شدنی و ممکن گردد. چون میلیونها دلار صرفه جویی در تبادلات مالی و سود پولی در هر کشور به وجود خواهد آمد که رقم زیادی است و آن پول که در راه خشنودی خدا و پیامبر و پیشوا و خدمت به مردم، خرج نشود بر روی زمین ماندگار نمیماند بلکه در انحرافات بزرگ و راههای بیهوده، تلف خواهد شد پس پولهایتان را برای خشنودی خدا خرج کنید تا ماندگار شود و نجات یابد.

..........................

باز هم برای هزارمین بار تکرار میکنیم که محصولات حیوانی و پختن خوراک و مصرف دارو، عامل اصلی همگی بیماری‌هاست و تا هنگامی که شما با این دو عامل اصلی مخالفت نکنید، به کار بردن دیگر توصیه های سلامتی، پیروزی مهمی برایتان نمیاورد. مخالفت با آشپزی حیوانی، باید مهمترین قدم و اولین گام شما باشد. پس از آن بقیه علوم پزشکی و توصیه های سلامتی به سلیقه‌ها و خوشایند شما بستگی دارد.

زین استخوان و آتش، تباه شوند خوراکها
گر تو نمیپسندی، تغییر ده خوراک را

سخن گرانبهای دکتر هاوزر: یک مثقال پیشگیری بهتر از یک خروار درمان است.
...........................

اگر برای مشاوره جهت گیاهخوار شدن با من میخواهید تماس بگیرید یا دنبال درمان قطعی با برنامه میوه خوار و برنامه خوراک خام و برنامه روزه آب هستید، نشانی: تهران. موبایل من 98.09353669432 میباشد و به طور تلفنی به رایگان پاسخ میدهم اما مراجعه حضوری امکان‌پذیر نیست.

لطفا پیام نگذارید چون اینترنت، وقت گیر است و من به پیام ها جواب نمیدهم.

...........................

حتما اگر اولین باری است که به این بلاگ مراجعه میکنید، پیشنهاد میکنم که "کتاب راهنمای خوراک خام" یعنی کتاب خامخواری آوانسیان را از قسمت بالای وبلاگ که نوشته "مهمترین کتابها" پیدا کرده، آن را چاپ کنید و مطالعه بفرمایید.

اگر نیازی فوری به درمان دارید، میتوانید با جستجو در فروشگاههای شهرتان، كتاب "خام‌خواری نویسنده آوانسیان" را پیدا كرده و با اجرای آن كتاب از ناراحتی هایتان خلاص بشوید.

...............................

ْاز گوگل برای جستجوی گیاهخواری استفاده فرمایید.

Google: Vegetarian

Google: Vegan

Google: Raw Food

Google: water/juice Fasting

Google: Vegan Bodybuilding

Google: Vegan Democracy

..................................

لطف کنید برای تبلیغ از زحمات این وبلاگ، بنرهای تهیه شده یا لینک اصلی را در سایت خود بگذارید سپس به ما اطلاع بدهید تا در اولین فرصت جبران کنیم.

.............................

We want to establish a community of "Fasting Raw Food Vegan liberal Social Democratic Republics" worldwide

ما استقرار جمهوری های فاستینگ رافود وگان لیبرال سوسیالیستی لائیک دموکراتیک کمونیستی یعنی "توده های روزه دار خوراک خام گیاه خوار آزادی خواه برابری جوی بیطرف مردم سالار " را در سرتاسر سیاره زمین واقع در منظومه شمسی درون كهكشان راه شیری خواستاریم !!!

-------------------------------

:-)

طرز گرفتن خوراک خام برای درمان بیماریها چنین است: {میوه + سبزی + سالاد + نوآوری}.

همه خوراکهای پخته شده با اجاق گاز مانند آش جوشیده و نان برشته و سرخ کردنیها به علاوه همه فرآوردههای حیوانی که با دامپروری فراهم میشوند مانند آبگوشت جانوران و آملیت تخم مرغان و شیرآوردهای پستانداران باید برای همیشه به طور جدی قدغن شده و کنار گذاشته شوند. رنجش در هر کدام از اندامهای جسم و دردهای موقتی، نشانه پاکسازی و بازسازی بافتها بوده که سبب بهبود بیماری شما میشود. پس باید در سختیهای آن، شکیبا بمانید و خدا را سپاس بگذارید تا پله‌های تندرستی را یکی پس از دیگری بالا بروید. رفتن به بیمارستان ممنوع است زیرا پرستاران آنجا، شما را از مصرف خوراک خام پشیمان میکنند و به شما خوراکهای پخته و داروهای سمی میدهند و پزشکان هم هزینه های گزاف از شما میخواهند. دقت کنید که مصرف تمام داروها باید در کمتر از دو هفته از شروع خوراک خام به طور همیشگی فراموش شود. مدت دوره از یک ماه تا سه ماه یا شش ماه و بیش از آن است. انجام آن را به روش خیلی ساده با خوردن میوه آغاز نمایید. مثلا برای صبحانه یک هندوانه کامل، برای ناهار نیم کیلو خرما و برای شام یک کاسه سالاد از گوجه و خیار را امتحان کنید و روزهای بعدی را متفاوت از امروز غذا بخورید. هرگز غذاهای حرارت دیده با تنورهای سنتی و صنعتی یا اجاق گاز منزل یا مایکرویو مانند آش جوشیده، نان برشته، ته دیگ قابلمه و مواد سوخته، شیرینی سرخ شده، شیر گاو و ماست و پنیر گوسفند و املت تخم مرغ و کله پاچه و آبگوشت و کباب و پلومرغ و همبرگر و قند سفید و غیره را نخورید. در مدت خامخواری، هر روز، شعار زیر را پیوسته تکرار نمایید.
شعار: پختنی نخورید، حیوانی نخورید، دارو نخورید، از خوراک خام گیاهی هر اندازه دوست دارید بخورید.

:-)

طرز گرفتن روزه آب برای درمان بیماری‌ها چنین است: {روزی هشت لیوان آب خالی + یک لیوان آبمیوه به اجبار}.

پیش از انجام روزه آب، باید به مدت یکماه از برنامه خوراک خام پیروی بکنید وگرنه نباید وارد روزه آب بشوید. سپس تصمیم میگیرید تا به مدت یک هفته یا یک ماه تا دو ماه از خوردن هر گونه مواد جامد خوراکی پرهیز نمایید. بنابراین، نه صبحانه و نه ناهار و نه شام خواهید داشت. در این مدت، روزی بیش از هشت لیوان آب می‌نوشید. علاوه بر آب خالی، باید هر روز به اجبار یک لیوان آبمیوه دلخواه مانند آب هندوانه، آب انار، آب انگور، آب پرتقال، آب سیب، آب هویج، آب عسل لیموترش، عرقیات یا چای یا آب سبزی و غیره را بنوشید. جسم شما پس از چندین بار احساس گرسنگی، شروع به سوزاندن چربیهای موجود در میان بافتها میکند و از آن موفع به بعد، گرسنگی تا پایان دوره مشاهده نمیشود. در این مدت، هر پنج روز، یکبار به توالت میروید تا سرگین سیاه رنگ قیر مانندی را خالی کنید. هر موقع که خلطی به گلو آوردید، آن را به بیرون تف بکنید چون نباید خلطها بلعیده گردند. بدانید خلط زرد و سرگین سیاه، همان آشغالهایی خطرناکی هستند که از ذوب شدن چربی‌ها و پاکسازی اندام‌های مسموم توسط جسم به بیرون راهنمایی میشوند. پس از پایان روزه آب، باید شروع به مصرف خوراک خام بکنید. برای انجام برنامه آسان روزه آب، ضروری است تا با یک پاسخگوی گیاهخوار تماس بگیرید و تحت نظر او شروع نمایید و هر جمعه، وزن خودتان را به او گزارش بدهید. در مدت روزه آب با خودتان پیوسته شعار زیر را تکرار کنید.
شعار: همه دردها نشانه بیرون ریزی مواد سمی است بنابراین به هیچ خوراکی مشتاق نباش و هر روز، بیش از دیروز بر روزه آب پایداری کن.

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

توضیحات تئوریک سلامتی:

رنجش ها و مشکلات جسمی مردم یا بخاطر تصادفات بیرونی به وجود میایند، مانند تصادفهای خیابانی هنگام رانندگی یا بخاطر اختلالات درونی روی میدهند مانند مریضیهایی که تجربه میکنیم. تمامی امراض، که اختلالات درونی جسم ما میباشند، پیامدی از خطاهای خوراکی و اشتباهات غذایی بوده و با اصلاح تغذیه که به بازسازی خوراک روزانه بینجامد، بهبود واقعی پیدا میکنند.
بیماریهای صعب العلاج از قبیل امراض قلبی و عروقی ، چاقی مفرط، سرطان ها، رفلکس شدید معده و سرطان روده و ضعف دستگاه گوارش، واریس و التهاب ستون فقرات، زانو درد شدید، نفخ و گاز بدبو، عفونتهای رحم زنان و مثانه، دیسک کمر یا گردن، آرتروز، نقرس، استرامپل، آسم و گواتر، مشکلات پوستی و جوش و دمل، قند و چربی و فشار خون، آلرژیهای فصلی، اعتیادها، ضعف های جنسی مانند زودانزالی مردان و قاعدگی زیاد زنان، سیروز کبدی و ضعف کلیه و دیالیزی، سینوزیت مزمن، برونشیت مزمن، سل، حتی بیماریهای لاعلاجی مانند ایدز و هپاتیت و تومور مغزی و ام اس، (یعنی همانهایی که بهشان گفته شده بزودی میمیرند)، همچنین کمک به رفع افسردگی ها و تمایلات به خودکشی، پیری زودرس در جوانی، طاسی یا سفیدی موی سر، و غیره، که همگی این بیماریها توسط "برنامه آموزشی یکماهه تا چندماهه خوراک خام گیاهی" قابل درمان قطعی بدون عوارض جانبی میباشد. خوشبختانه انجام این برنامه شما را از هزینه های گزاف چند میلیون تومانی تکنولوژیکال برای درمان مریضیهایتان نجات میدهد.

"برنامه خوراک خام گیاهی" بر این فلسفه مبتنی است که تمامی بیماریهای جسمی و حتی روانی منشاء تغذیه دارند.
هرگاه سلولهای عضوی از جسم خاصیت ارتجاعی نداشته باشند و نتوانند وظایف خود را خوب انجام بدهند و علاوه بر آن در اثر گرسنگی شدید و مسمومیت زیاد بخاطر تمرکز آلودگی ها برای بیرون ریزی همین سموم و برطرف کردن گرسنگی خودشان دست به کوشش زیاد بزنند آن وقت است که ما به واکنشهای دردناکی مبتلا میشویم و میگوییم که مریض شده ایم.
به طور کلی خوراک ما به دو گونه گیاهی و حیوانی تقسیم میشود. خوراکهای حیوانی مانند انواع گوشتها، تخم مرغ ها و شیر و لبنیات، همگی آنها سمی هستند، و کثافت های چسبناکی دارند که در درون مویرگها و بافتهای عضلات و بیرون آن به صورت چربی تجمع پیدا میکند.
البته جسم انسان، اندکی چربی پاکیزه را برای مصرف بیش از یکماه گرسنگی نگه میدارد اما سموم ناشی از خوراکهای حیوانی که در مغازه های ساندویچ فروشی، فست فودها، قصابی ها و رستورانها به فروش میروند به وزن ده ها کیلوگرم در بدن به این چربی پاکیزه ضمیمه میشود. بدن ما کثافت های چسبناک را با زحمت زیادی به بیرون بافتها و ماهیچه ها هل میدهد و از ناچاری پیرامون قلب و شکم و بالای جمجمه مغز زیر پوست سر ذخیره مینماید تا به درون جسم ما آسیب نرسد و از سکته های قلبی و مغزی از کودکی تا جوانی در امان بمانیم... .
روش بدن برای بیرون ریزی کثافات چسبناک گندیده قدیمی اینست که آنها را خمیر میکند و پس از سالها با بازگردانی به روده به گازی بدبو تصعید مینماید. گوشتها و تخم مرغها حاوی کلسترول، چسبنده ای پنبه مانند هستند که درون رگها رسوب میکند. آنها حاوی آنتی بیوتیک و استروئیدها هم هستند. هضم تخم مرغ برای بدن بسیار مشکل است و گوشت در روده دراز ما خیلی فوری متعفن میشود. به عبارتی بهتر آنها موادی مرده هستند زیرا گوشت و تخم مرغ یعنی جنازه یک حیوان مرده که بدنمان نیازی به آنها ندارد. باید هشدار داد که بر خلاف خوش باوری مردم، که شیر حاوی کلسیم است، میگوییم که شیر سبب دفع کلسیم استخوانهاست زیرا همه پروتئینهای حیوانی حتی لبنیات خون را اسیدی میکنند. بدن ما باید اندکی قلیایی (یعنی آلکالی یا بازی) باشد. جسم هوشمندانه برای ادامه سوخت و ساز و کارکرد ارگانها مقادیری از کلسیم استخوانها و دندانها را جدا میکند تا خون را به حالت قلیایی برگرداند. چنین دفع کلسیمی در بلند مدت سبب نرمی و سپس پوکی استخوانها میشود. امروزه علم ثابت کرده است که پرخاشگری اخلاقی بخاطر اسیدی شدن خون روی میدهد. وقتی به بازار میرویم میبینیم که به بهانه امگاسه، جان ماهی را گرفته اند، به بهانه آهن، جگر گوسفند را دریده اند، به بهانه کلسیم، شیر گوساله وشتر را ربوده اند، به بهانه پروتئین، ماهیچه های گاو را چاقو زده اند، به بهانه ویتامین، مرغ را به سیخ کشیده اند و به بهانه رنگ سرخ، غذاها را با روغن میسوزانند. ما این همه گناهان را با نامهای بیوشیمیایی میکنیم و هزارجور سم و کثافت و انگل و باکتری و ویروس و آشغال سوخته را داخل بدنمان میکنیم و و وقتی مریض شدیم، فیلسوف میشویم و با مغز معیوب مان، درباره وجود یا عدم عدالت الهی، شروع به تئوری پردازی میکنیم. حالا درباره خوراکهای گیاهی توضیح میدهیم که بدبختانه آنها نیز توسط حرارت اجاقهای گازی و برقی با عملیات پخت در بیش از نصف دمای جوش آب به مواد سوخته تبدیل میشوند. نان برشته و مواد سوخته در غذاها به رنگهای زرد، طلایی، قهوه ای ، سرخ و مشکی قابل شناسایی با چشم میباشد. البته مواد برشته همرنگ را بخاطر اینکه همرنگ غذای اصلی است نمیتوان تمیز داد. از مواد برشته رنگی میشود به ته دیگ قابلمه، برشتگی انواع نانها، پخته شدن حبوبات آش و سوختگی سبزی کوکو در روغن و کباب گوسفند و مرغ پخته شده، یا پیاز سرخ شده و شیرینی های طلایی رنگ شده اشاره نمود. مواد سوخته که به رنگ مشکی و حتی قهوه ای باشند، خوراک گیاهی را به شدت زیادی مسموم میکند. بدن ما این مواد برشته سرخ و سوخته را به ترتیب به زیر پوست سر و چهره، سپس کمر و سینه و بعد پاها و دستها و یا آلت تناسلی اخراج و تبعید میکند تا رگها خالی مانده بتوانند خونرسانی بکنند که شما آنها را جوش قرمز مینامید. در چندین روز بعد چنانچه جسم فرصتی برای تخلیه آنها پیدا بکند پس از فراخوانی از سطح پوست به دستگاه گوارش، به صورت خلط زرد یا قهوه ای رنگ به دهان شما بالا میاورد که باید آن را تف بکنید. این بیرون ریزی با واکنش هایی مانند عطسه، سرفه، تب و سردرد یا آبریزش همراه است و نیاکان ما خیال میکردند که میکروبها و سرما یا گرمای هوا است که در آنها این واکنش ها را ایجاد میکند و به اصطلاح خودشان میگفتند سرما خوردم ! زیرا تغییرات درجه دمای باد در ذوب مواد برشته موثر و مفید میباشد. آنها به جاهایی میرفتند پر از مریض ! که نامش بیمارستان بود و تحت نظر افرادی سفید پوش به بلعیدن قرص و کپسول تشویق میشدند.
سفید پوشهای بیچاره ای که پزشک نام داشتند وقتی میدیدند که مریضها داغ شدند و خیلی تب کردند، ظالمانه با زدن آمپول های دردناک به آنجای مردم کوشش میکردند تا آنها را تسکین دهند چون که از چرخ و فلک زدن مواد برشته و سوخته به رنگ سرخ و مشکی داخل خون مریض هایشان بی خبر بودند. حالا کی و چطور واردات این مواد سوخته تیره رنگ انجام شده بوده نسل آنها نمیدانست !
اما ما امروزه میدانیم که مردمان نسل های قبلی تنور نانوایی و اجاقهایی گازی و برقی خانگی به صورت ملی ! بلکه بین المللی !! تولید میکردند که با آنها بتوانند خوراکهایشان را آنقدر بسوزانند تا سطح آن خوراکها پر از خاکسترهای تیره رنگ خوشگل بشود !!!.

ولی جسم هرگز نان برشته قهوه ای و کوکو سبزی سوخته سیاه و ته دیگ برشته و هر تفاله غذایی پخته سوخته که خاکستر شده را نمیتواند بجای غذا قبول بکند بلکه آن خاکستر بر آمده از غذاهای جوشیده و سوخته را سم به حساب آورده و تلاش میکند تا از بدن خارج بکند.
پختن توسط اجاق گازهای لعنتی، آنزیمهای گیاهی را نابود میکند، ویتامین ها را میسوزاند، طوری که از سلولهای غذاهای گیاهی تنها کربنی بدون مواد معدنی مینرالها باقی میماند. عملیات پختن بر روی غذاهای حیوانی هم سبب آزاد شدن ماده بنفش یا آبی رنگ به نام دیگوکسین که شبیه نفت است میشود.
از آنجا که مواد برشته ناشی از طبخ و پختن خوراک های گیاهی مانند کثافت های گندیده ناشی شده از خوراکهای حیوانی برگرفته از لاشه متعفن جنازه گاو و مردار خونین گوسفند، چسبنده نیستند، بیرون ریزی آنها برای جسم آسانتر است.
آگاه باشید که تغذیه ما در طول این چند هزار سال تاریخ بشریت به طور اساسی غلط بوده است و نباید با بردن نام پیامبران چوپان و بهانه جویی از اینکه امامان ما، نان پزی و شیر دوشی میکردند و با توصیف تناولهای غذایی پیشوایان دینی و یادآوری اعتیاد پدرانمان به دودهای سیگار و قلیان، غلط بودن مصرف مردار حیوانات را کار درست پنداشت !! و خیالات کرد که اجداد ما مریض نمیشدند !!!
جالب آنست که عمر ما انسانها حدود 250 تا 350سال است و شما باید هر روز سیگار و گوشت و غذای پخته و شیر مصرف کنید تا قبل از 50سالگی به آغوش مرگ بروید !
چون اگر معتاد به اینجور چیزها نباشید و هر ماه برگه های دفترچه تامین اجتماعی تان توسط مطب ها، سیاه نشود به بالای 100سالگی میرسید. توضیح بیشتر آنستکه برای جسم دهها سال طول میکشد تا کثافات گوشتی را خارج بکند در حالی که خارج کردن خاکستر سرخ و سیاه غذاها، به بیشتر از چندین ماه نیاز ندارد. برخی از دواهای مدرن و خوراک های سوپرمارکتی از قبیل کنسروها و بیسکویت ها هم مواد شیمیایی دارند که چون جسم از آنها متنفر است توی لثه ها زیر گلو یا جاهای دیگر متمرکزشان میکند تا وقتی فرصتی پیدا کرد بیرون بریزد.

لازم است بدانید که خوراکهای حیوانی و نان برشته و غذاهای شیمیایی سوپر مارکتها در بدن انسان، هزاران نوع اختلالات متضاد به وجود میاورند و سلولهای متخصص اعضای بدن را به سلولهای گرسنه، تنبل و ناتوان تبدیل میکنند. باکتری ها و ویروس ها تنها میتوانند بر سلولهای تنبل زائد غلبه بکنند که اگر شما "سنت های اجتماعی و مذهبی نظام خوراک پخته حیوانی و گازی امروزی" را بر اندازید و به "برنامه نوین پیشنهادی خوراک خام گیاهی و برقی" بپیوندید آنگاه خداوند به شما جسمی طبیعی با سلولهایی قدرتمند و متخصص خواهد داد جوری که هیچ میکروبی رخصت تکثیر و شجاعت آزار رسانی به دستگاههای بدنتان را نخواهد داشت. "برنامه خوراک خام گیاهی" بسیار پیشرفته بوده و محدودیت سنی ندارد. بهمین خاطر از کودکان گرفته تا بزرگسالان همگی میتوانند از فواید آن بهره مند بشوند. برای نوزادان بی دندان تازه متولد شده، میشود شیرهای گیاهی سویا و بادام داد یا اینکه آبمیوه ها را جایگزین هایی خوب و کافی به جای شیر مادر دانست. مثلا انگور مساوی است با شیر مادر !
تکرار میکنم: انگور مساویست با شیر مادر!!
چرا به جای شیر فاسد گاو به نوزادان خودمان، آب انگور و پرتقال و گوجه ندهیم؟ برای شیرخواران، حتی عصاره میوه ها از شیر مادر هم بهتر است. آهای مادرانی که در سینه هایتان، شیر ندارید تا به نوزادتان بدهید، با آبمیوه ها کودکانتان را تنومند بپرورانید... .
هیچ نوزادی به شیر مادر دیگر جانوران پستاندار جنگل، نیاز ندارد بلکه تنها با آب سبزیجات و آبمیوه ها میتواند استخوان بسازد و فربه شود و به رشد و بلوغ برسد. در برنامه خوراک خام، شما مختار هستید که از میوه ها و سبزیجات، خشکبار و مغزها و جوانه حبوبات و غلات به هر مقداری که دوست دارید و در هر موقعی که مایلید تناول بنمایید. زنان میتوانند با کنار گذاشتن اجاق گاز و مایکروفر به سلیقه خودشان با چرخ کردن، خرد کردن، برش زدن، پودر کردن، خشک کردن و با اضافه کردن روغن و نمک و چاشنی ها، سالادهایی قشنگ اختراع کنند.

شایان توجه است وقتی که عطسه میکنید یا آبریزش و سر درد دارید، شما از واکنشهای شدید درمانی ناراحت هستید ولی گلایه دارید که مریض شده اید. به هیچ وجهی بیمارستان نروید. چون وقتی چنین شد میتوانید جسم را تحت فرایند پاکسازی فوری قرار بدهید به این شیوه که از خوردن هر خوراکی، به مدت سه روز یا بیشتر خودداری بکنید و تنها آب و مایعات بنوشید و سپس برنامه آموزش خوراک خام گیاهی را آغاز بکنید. جسم است که درمان میکند و پزشک و داروها هیچ کاره اند بلکه خرابکارند.
همیشه این نکته خیلی مهم را بخاطر داشته باشید که پختن خوراک، سبب ریشه ای همگی بیماریهاست و داروی هر بیماری تنها میتواند خوراک خام گیاهی یعنی خوراک نسوخته نجوشیده نابرشته ! باشد. در نتیجه، دارو چیزی نیست جز همان خوراک خام گیاهی !!
بدن شما در این سه روز گرسنگی ! با خیال راحت، خاکستر خوراکهای پخته را از مویرگهای خون خارج میکند و شما بهبودی خوبی پیدا میکنید. تاسف آور است که حتی پرسوادترین پزشکان هم در مصاحبه های رادیویی تلویزیونی استدلال میاورند که همه مشاغل برای سلامتی خطرآفرین هستند زیرا به گمانشان چند عضله تحرک دارند و بقیه ندارند و واسه مردم گمانه زنی میکنند که بیماریهای شایع امروزی پیامد آلودگی هوا و پشت میز نشینی یا ورزش نکردن است !!!.
نادانی این پزشکان پرسواد ! از موضوع تغذیه آنقدر زیاد است که قدرت تشخیص و تفهیم سمی بودن شیر و نان و آبگوشت را ندارند و برای ورزشکاران کتاب مینویسند و تخم مرغ تجویز میکنند. ورزشکاران بیخبر بدبخت هم آنقدر سیب زمینی پخته و تخم مرغ و همبرگر و کالباس و سوسیس میخورند که جسمشان زودی فرسوده بلکه منفجر میشود و پیر و کچل میشوند. در وضعیت فاسد تغذیه ای جامعه خوراک پخته گوشتخوار سیاره زمین، ما چه ورزشکار باشیم یا نباشیم، به هر حال، جان سالم بدر نخواهیم برد... .

امروزه همه کشورهای جهان تحت سیاستهای سلامتی، سالانه میلیونها دلار بودجه برای گسترش فناوریهای پزشکی به منظور ریشه کن سازی بیماری ها انجام میدهند و متاسفانه همیشه هم دچار بحرانهای اقتصادی هستند. بخاطر "رافود وگان" نبودن جامعه های خوراک پخته گوشتخوار کنونی، وضعیت رفاه و اقتصادی کشورها چنان افتضاح شده است که جوانان، اخلاق را رها میکنند تا برای داشتن مسکن و پول ازدواج، دست به دامن دزدی، قتل، جرم خیابانی و جنایت های خانوادگی شوند اینطوری است که صفحات حوادث روزنامه ها از داستانهایش هر روز پر میشود. از طرف دیگر پزشکان و بقیه اقشار جامعه هم نمیدانند که تمامی بیماری های عجیب و لاعلاج میان ما انسانها بخاطر مصارف خوراک حیوانی و واردات مواد سوخته میباشد اینطورست که بخاطر جهالت فراگیر کنونی، هرکسی تقصیر را به گردن میکروبها میاندازند. ولی باید دقت کرد که هیچ کدام از این صنعت های پزشکی و روشهای تشخیص به بدن ما کمک نمیکند و تا جسم یک بیمار با شکیبایی و صبر، این کثافات و سوخته ها را به بیرون از خودش انتقال ندهد روند رشد امراض در دهه های بعدی عمر به گونه های بدتری ادامه مییابد. شوربختی اینجاست که هیچ کدام از فناوریهای گرانقیمت پزشکی قادر نیست تا مویرگها را از مواد سوخته خالی بکند مگر تصمیم قاطعانه خود بیمار به نخوردن مواد سوخته ! و نپختن خوراکهای گیاهی ! به همین خاطر ما به سیاست گذاران مملکتمان تذکر میدهیم که تمام این پولهایی که منحرفانه در فناوریهای پزشکی خرج میشوند، تلف شده و به باد رفته اند ! چون نمیتوانند به هدف درمان نایل بشوند... . اقتصاددانان باید بدانند که این افتضاح ترین گردش مالی کلان در اقتصاد یک کشور است که میلیاردها تومان پول و میلیونها ساعت زمان مردم، بخاطر وجود منحوس صنایع پخت و پز به نابودی کشانده میشوند و جنگ و تبعات بحرانی انقلابی بجا میگذارند. بهترین راه همین است که شما در هر شغل یا جایگاهی که قرار دارید از توسعه برنامه خوراک خام گیاهی در شهرستان خودتان حمایت بکنید. قابل یادآوری است که بیمار پس از درمان خودش در این برنامه آموزشی بنا به انگیزه ای که دارد تغذیه خودش را هر اندازه بتواند از 80 تا 95درصد یا 100درصد به این برنامه نزدیک میکند تا همیشه از بیماریها مصون بماند.
جهت مشارکت و توسعه فرهنگ وگان در ایران و کشورهای دیگر، استفاده از نظریه پردازیها و مطالب تحلیلی و آپلود فایلهای این بلاگ، در کتابها و سایتهای دیگر با حفظ حقوق مادی و معنوی نویسنده مجاز است و باید با هماهنگی انجام گیرد.

شما را مژده میدهم به اینکه کوشش تان برای تشکیل جامعه حیوانی‌فروگذار مردمسالار Vegan Democratic Society از طریق گذار از ساختار غلط"فرد سالاری، فناوری پزشکی، خوراک پخته، نان برشته، گوشت خوار" به ساختار درست "مردم سالاری، روزه آب، خوراک خام، نان پساب، گیاه خوار" (فاستینگ رافود وگان دموکراتیک)، همگی معضلات اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی کشور را حل خواهد نمود.


شاد کام و آینده ساز باشید.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
کادر راست وبلاگ
......................

پارسی طب

..................... ....................... دانلود ....................... ....................... .......................
.......................
.......................

.......................

.

.......................
.......................
.......................
.......................
....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ..................... ..................... ......................
...................... ...................... ...................... ......................
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات