تبلیغات
وجتاریانیسم {گیاهخوارخواهی}

وجتاریانیسم {گیاهخوارخواهی}
تشكیل کشورهای حیوانی فرو گذار "روزه آب خوراك خام کشاورز مردم سالار" در مقابل فن شناس پزشکی اجاق پخت ساز دام پرور فرد سالار 
برای جستجوی مطلب در اینجا بنویسید
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
برچسب مطالب
نیاز خواننده
لینک وجتاریان فارسی ایرانی
.
نویسندگان
ادامه تحصیل در ایران
ادامه تحصیل به زبان خارجی
کودک و نوجوان ایران
علوم روحی و برونفکنی
دانشنامه کلید دانش
لینک دوستان
همه لینکها

بسیاری از خانوادهها خیال میکنند غذای آبگوشت جانوران و آملیت تخم مرغان برای تقویت و صحت بیمار گرامی ایشان خوب است و موجب درمان او میشود و وقتی که آن مریض، در بستر افتاده است، برایش به طور پیوسته، عصاره گوشت، آبگوشت، کباب، مرغ، جگر، املت تخم مرغ و آش جوشیده و سوپ و شیر و غیره میدهند. اگر به بیمار خودتان، این چیزها را بدهید، شاید او بمیرد و این مرگ، داستانی است که برای خیلیها اتفاق افتاده است.

یک داستان اینست که بیمار در خانه در بستر افتاده است و ناله میکند، خانم او یا مادرش برایش آبگوشت و تخم مرغ میپزد. پزشک به او داروهای گوناگون داده است. بیمار به خواب میافتد و نمیتواند بیدار بماند. چهره او زرد رنگ شده است. از خوردن هر میوه و سبزی، دوری میکند و میگوید که میوه برایش خوب نیست و بیمارتر میشود. شما به بیمارتان، آش جوشیده و سوپ جوشیده میدهید اما او حوصله خوردن آن را ندارد. برای او میوه میاورید اما او قبول نمیکند. روز بعدی، وقتی به بستر او میروید میبینید که بیدار نمیشود و برای همیشه به خواب رفته و مرده است.

داستان دیگر اینست که بیمار در درمانگاه، بستری شده است و پای او باد کرده است یا اندامهایش آسیب دیده است. پزشکان میگویند که کبد او یا کلیه او ضعیف شده است. پرستار برای او آش جوشیده میاورد و پافشاری میکند که آمپول بزند یا قرصها را مصرف کند. بیمار به خانه میرود، به خیال اطرافیان، آبگوشت را برای سلامتی و آملیت تخم مرغ را برای تقویت میخورد اما از میوه خوردن، متنفر است. سپس او دوباره بیمارتر میشود و به بیمارستان فرستاده میشود و بستری میگردد. آنجا ناله میکند و خوابش میاید. چهره او افسرده و خواب آلود و پریشان است. دوست دارد که بمیرد تا دردهایش تمام شوند. برای او آش جوشیده میاورند. به او سرم وصل میکنند و آمپول به او میزنند. هرگونه میوه و سبزی خام را از آن بیمار، دور میکنند تا او مریض نشود. یکروز وقتی که صبح به سراغش میروند، می‌بینند که او به مهربانی خدا، رفته است و زندگیش را به شما بخشیده است.

در مواردی از این قبیل داستانها،‌ آنچه که همیشه مشاهده میشود، افتادن بیمار در بستر خواب، زرد شدن چهره و بیحال شدن او، تمایل او به مرگ، اشتیاق اطرافیان به خورانیدن آبگوشت و آملیت تخم مرغ، تجویز قرص و آمپول و کپسول، تنفر شدید بیمار از مصرف میوه و سبزی خام، بی میل بودن او به خوردن آش جوشیده و البته نتیجه همیشه آنست که او درد میکشد و می‌میرد.

آیا میخواهید که بیمارتان از مرگ نجات پیدا کند و تندرستی را بتواند لمس بکند؟ از همین امروز،‌ خورانیدن آبگوشت جانوران مانند جگر، کباب، کله پاچه و غیره و به علاوه، خورانیدن آملیت تخم مرغ به او را برای همیشه، فراموش بکنید و آگاه باشید که بیمارتان از خوردن همین دو غذا،‌ امروز به بستر بیماری افتاده است. شما با خورانیدن آش جوشیده و نان برشته به او، موجب بدتر شدن بیماری او میشود. پزشک با تجویز آمپول و قرص و کپسول، موجب بدتر شدن بیماری او میشود. اگر او اندکی میوه یا سبزی خام بخورد، حالش را به هم زده و بیشتر احساس درد و مرض میکند. حالا باید چه کرد؟ و چگونه باید با او کنار آمد؟

هنگامی که بیمار به بستر افتاده و خوابیده است، به او آبمیوه بدهید. به او آب عسل بدهید. نگران نباشید از اینکه او چیزی نمیخورد، زیرا گرسنگی برای او سودمند است. جسم او به دلیل کثافاتی که در خونش دارد، مایل است تا بدون خوراک به پاکسازی و بهسازی و بازسازی اندامها ادامه بدهد. شما به طور پیوسته و به اجبار زیاد، حتی اگر بیمار نطلبد، باید و باید به او آبمیوههای غلیظ بدهید و عسل را به او بخورانید. تلاش کنید که قرصها و کپسولها را از بیمار، دور بکنید و به او بفهمانید که مصرف قرص و کپسول و آمپول برایش زیانبار است. هنگامی که او درد میکشد و می‌نالد، به او آرامش و شکیبایی بدهید و بگویید که دردها را تحمل بکند تا خوب بشود. پس از مدتی، به او میوه خام و سبزی خام بدهید اما هرگز آبگوشت و تخم مرغ ندهید. شما باید او را مجبور کنید که میوههای خام و سبزیهای خام بخورد و برای او سالاد خام درست بکنید. هرگز به او شیر جانوری ندهید. هرگز به او ماست و پنیر و لبنیات ندهید. بلکه به او آبمیوه برسانید. کوشش کنید که به او آش جوشیده و سوپ جوشیده نخورانند البته ضرر این دو کمتر است و میتوان به اینکه، خانواده به او، آش جوشیده و سوپ پخته میدهند، اعتنا نکرد و مخالفت نکرد زیرا آنچه مهم است، آنست که به او آبگوشت و تخم مرغ و قرص و کپسول، نرسانند. بیمار از بستر پا شده و احساس بهبود میکند. خیال نکنید که او خوب شده است. شما باید همه داروها را بر او حرام و تعطیل بکنید و او را با میوه خوری و سبزی خوری، مأنوس و دلگرم نمایید. او دوباره میگوید که جاهایی از بدنش درد دارد و شاید بگوید که میوه خوری، موجب آزار او میشود. اما شما پافشاری بکنید که خوردن میوه برای او شفابخش و درمان رسان است. اگر مایل شدید، داروهای گیاهی و عرقیات به او برسانید و حتی او را برای آن اندامی از جسمش که خراب شده است به درمانگاه ببرید تا او را حجامت بکنند. اگر خانواده یا پزشکان، با خورانیدن میوه به او مخالفت کردند، واکنش منفی نشان ندهید زیرا هنوز آنها نمیدانند که برای زنده ماندن بیمار، خورانیدن میوه به او ضروری است. این داستان وقتی ادامه یابد، بیمار از مرگ حتمی، نجات خواهد یافت.

هشدار را جدی بگیرید: مصرف آبگوشت جانوران گوناگون جنگل و مصرف آملیت تخم مرغان آسمان و زمین، موجب همه بیماریها شده و مردم شهرهای کشورهای قارهها را به بدبختی انداخته است. این عامل موجب مرض بوده اما مردم خیال میکنند که درمان و شفا در خورانیدن همین گوشت و خون و چربی و استخوان و تخم و شیر و داروها است. بنابر این، اگر شما به یک بیمار، به طور پیوسته، آبگوشت و آملیت بدهید، به زودی مرگ او را شاهد و ناظر خواهید بود و کمترین لطفی که میتوانید به او بکنید، آنست که او را از خوردن جانوران، بترسانید و منع نمایید.




طبقه بندی: گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
برچسب ها: میوه خوار، بیماری،
[ 1396/03/27 ] [ 22:01 ] [ حمید ناظمی ]

کسانی که خامگیاهخواری را شروع میکنند، معمولا تردیدهایی دارند که در زیر به آنها پاسخ دادیم.

خامگیاهخواری یعنی خودداری از خوردن جانوران کره زمین. جانورانی مانند آهو و خرس و گاو و سوسک و گوسفند و مگس و خوک و زرافه و فیل و میمون و سگ و گربه و موش و پلنگ و مار و ماهی و میگو و نهنگ و مورچه و زنبور و کبوتر و پروانه و عقاب و طوطی و گنجشک و دایاناسور و مانند اینها. وقتی شما خوردن جانوران را غلط دانستید و هیچ جانوری را نخوردید و کشاورزی را شروع کردید، آنوقت شما یک خامگیاهخوار هستید.

مبتدی: صدایتان نمیاید، پیامک بدهم؟

پاسخگو: بله، پیامک هم جواب داده میشود.

مبتدی: پزشک برایم قرص کلسیم  و آمگا سه و آمپول فلان را تجویز کرده است؟ کلیه‌هایم درد میکند.

پاسخگو: دارو، اگر گیاهی باشد یا مالیدنی باشد، خوب است. اما در میان داروها، سه چیز شامل قرص و کپسول و آمپول، به شما خیانت میکند و کلاهبرداری است. داروها را پس از یکهفته خامگیاهخواری قطع کرده و متوقف کنید.

مبتدی: داروها را کنار گذاشتم و خامگیاهخواری را شروع کردم ولی وزنم خیلی کم هست. چه کنم؟

پاسخگو: خوراک خام گیاه خواری را تا سه ماه یا شش ماه انجام بدهید و وزنتان را کم کنید و حجامت کنید.

مبتدی: روش خاصی دارد؟ چه بخورم بهتر است؟

پاسخگو: خرما روزی تا یک کیلو بخورید. عسل را با دارچین قاطی کنید که برای هر دردی خوب است و هر بیماری را قدرتمندانه خوب میکند.

مبتدی: مزاج من سرد و خشک هست. میوه و سبزیجات را به چه صورت مصرف کنم؟

پاسخگو: قاعده ندارد، هرچی گیاهی باشد، خوب است. در خامگیاهخواری، پرخوری مفید است و افراط در میوهخواری زیان ندارد. زیاد بخور و خوش باش.

مبتدی: لطفا وعدههایش را مشخص کنید. مثلا صبح یا ظهر یا شب؟

پاسخگو: خوراک خام = میوه و سبزی و سالاد. پوست میوهها هم خورده شود. مخارج زندگی با گیاهخواری کمتر میشود.

مبتدی: آیا در شرایط فعلی، هیچ میوه یا سبزی هست که ضرر داشته باشد؟ آیا از هر نوع میوه میتوانم استفاده کنم؟

پاسخگو: سبزی و میوه، هیچ عیبی ندارد و چیزهای جدید پیدا کنید و بخورید و زیاد بخورید.

مبتدی: خیار که طبعش سرد هست. آیا برای من که طبع سرد دارم، ضرر ندارد؟

پاسخگو: توجه به طبع و مزاج، برای نژاد "نان برشته گوشت گوسفند خوارها" است. البته گرمی‌جات باعث پاکسازی بیشتر در خامگیاهخواری است.

مبتدی: بیش از حد، لاغرم. آیا میتوانم با این روش به حد نرمال برسم؟

پاسخگو: نخیر باید لاغرتر بشوی که میشوی. پس از یک یا دو یا سه سال شروع به چاق شدن خواهی کرد.

مبتدی: هرچه خورید خوب است و قاعدهها به سلیقه شماست. از اخبار روزنامه یا از طب سنتی بپرسید که چه خاصیت دارد. ولی من گفتم همه چیز، سود دارد و فرقش کم است. سیر و پیاز هر شب بخورید.

پاسخگو: تخم کدو یا تخم آفتابگردان؟ از آجیل هم میتوانم استفاده کنم؟

مبتدی: به فروشنده بگویید فقط بادام خام و تخمه خام باشد.

پاسخگو: در مورد آب مصرفی هم میشود توضیح بدهید.

مبتدی: آب لوله کشی زنگ زده کلر دار شهر خوب است. اگر پول داشتید، دستگاه تصفیه آب بخرید. اگر وقت داشتید به سر چشمه بروید.

پاسخگو: آبی که گرم هست ولی به حد جوش نرسیده، آیا خوب است؟

مبتدی: مایعات جوشیده ضرر ندارد ولی جامدات جوشیده مانند آش و سوپ، موجب بیماری است. پس چای و عرق گیاهی خوب است.

پاسخگو: از اینکه وقت با ارزشتان را صرف من کردید ممنونم.

مبتدی: با دیگران درباره گیاهخوار شدن حرف نزنید تا محیط منفی و انکار و تمسخر ایجاد نشود. فقط عمل کنید که بهبود پیدا کنید. دنبال دوستان جدید هم باشید که با هم غذای گیاهی درست کنید و البته بچه‌تان را مجبور به خامخواری نکنید.




طبقه بندی: گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
برچسب ها: میوه خوار، پرسش و پاسخ،
[ 1396/03/27 ] [ 21:50 ] [ حمید ناظمی ]

پیامد میوهخواری بر درس خواندن را بررسی کنیم:

آیا رژیم میوهخواری، میتواند برای درس خواندن، مفید باشد؟ بله، همینطور است و فایدههای آن زیاد است.

هر بار که شما در سر سفره با خانواده، غذا میخورید، حدود 20 تا 30 دقیقه طول میکشد و اگر زود بجنبید شاید بتوانید غذا خوردن را به 10 دقیقه تمام بکنید وگرنه زمانی دراز از شما گرفته میشود. یکی از سودهای رژیم میوهخواری آنست که شما نیازی ندارید تا از محل کتابخانه  به محل خانه برای غذا خوردن بروید و شما با مصرف چند میوه، توانستید لااقل حدود 2 ساعت از رفت و برگشت و سر سفره نشستن را کم کرده و نجات بدهید. سودی دیگر از رژیم میوهخواری آنست که وزن شما سبک میشود و احساس چابکی دارید و خواب شبانه برایتان کمتر خواهد شد و کسالت روزانه ناشی از زیاد غذا خوردن غذاها، از بین میرود. اگر قبلا حدود یکی یا دو ساعتی در ظهرها میخوابیدید و شبها حدود هفت ساعت در خواب بودید، حالا با میوهخوار شدن، خواب ظهر را میتوانید حذف بکنید و خواب شبانه را به حدود پنج ساعت کاهش بدهید. و اما از دیگر فواید رژیم میوهخواری، آسان بودن حمل و نقل میوهها به محل کتابخانه یا دانشگاه است. سود دیگر در رژیم میوهخواری، ارزان بودن میوهها در مقابل ساندویچها است. از فواید دیگر برای میوهخوارها، دسترسی همیشگی در خیابانهای شهر به مغازههای فروش میوه است یا اینکه همسایگان از دادن یک میوه به شما دریغ نمیکنند و خواستن میوه از همسایه، آنها را خوشحال میکند و حتی شما میتوانید پولی را از جیب خودتان خرج نکنید چون میوههای یخچال منزل پدرتان را بر میدارید. میوههایی مانند پرتقال و خرما و سیب و هویج و خیار و گوجه و موز و کدو، برای درس خواندن توصیه میشود. اما خوردن چیزهایی شبیه سیر و پیاز و فلفل و بادمجان، هم آسان نیست و هم سبب بدبو شدن دهان میگردد و البته موجب آزاررسانی به دیگران هم میشود. آیا میدانستید که مصرف گوشت جانوران و شیرآوردهای پستانداران باعث تخریب دندان میشود، و البته وقتی کسی، میوهخوار شده باشد، او نیاز کمتری به مسواک زدن خواهد داشت.

از اینرو، خوراک را با میوهها، عوض کنید. چون میوه برای شما، ارزانی و آسانی و چابکی و تندرستی میاورد. ولی بدبختانه، خوراکها برای هر کسی، گرانی و سختی و سنگینی و بیماری ایجاد میکنند. درس خواندن با میوهخواری، خیلی راحتتر و سریعتر است. برای میوهخوار شدن، چند میوه را بردارید و بخورید و هر موقع، سر سفره غذا نشستید، میوههایی پیدا کنید و فقط آنها را بخورید. کاسه آش و بشقاب برنج و لقمه نان را فراموش کنید. بخورید و بخورید اما فقط میوه باشد و بس.




طبقه بندی: گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
برچسب ها: میوه خوار،
[ 1396/03/26 ] [ 13:13 ] [ حمید ناظمی ]

اگر در محیطی پر از میكروب و ویروس و احتمال مریض شدن، قرار گرفتید، به راحتی میتوانید با گرویدن به میوهخواری مطلق، خودتان را از مرگ نجات بدهید. شما در آن محیط به میكروبها آلوده میشوید و حتی مریض میشوید اما با میوهخواری، هرگز نمی‌میرید. شاید دیگران بمیرند اما شما زنده می‌مانید چون میوهخوار هستید. حتی میتوانید برای جلوگیری از بیمار شدن یا برای كمتر كردن دردهای آن، روزه آب بگیرید. وقتی روزه آب بگیرید، میكروبهای كشته شده كه در گوشه‌‌ای از پوست، تجمع كرده بودند، حالا به خون وارد شده و خارج میشوند. بیمار به حالت سرماخوردگی میافتد ولی اگر میوهخوار یا روزه آب دار باشد، نجات مانده و زنده میماند. مثالی از این اتفاق، موقع شیوع یك بیماری واگیردار است. كسانی كه تغذیه گیاهی دارند شاید زنده بمانند ولی كسانی كه تغذیه جانوری دارند، ممکن است زنده نمانند. از اینرو اگر در جایی شنیدید یا دیدید كه شیوع بیماری شكل گرفته، بروید و میوهخواری را به مردم پیشنهاد بدهید یا اگر در چنان محیطی گرفتار هستید، برای نجات خودتان روزه آب را بگیرید. گرچه شما هم مریض خواهید شد ولی زنده خواهید ماند و رهایی پیدا میكنید و مدت بیمار شدن برای شما كمتر از دیگران میباشد. یادتان باشد كه هر خلطی به گلو آوردید باید تف بكنید و هرگز نباید خلط گلو را ببلعید زیرا خلطها همان میکروبهای کشته شده و به شکل جوش قرمز پوست درآمده بودند كه اكنون تبعید و اخراج میشوند.  

منبع الهام: فیلم ایرانی شیوع





طبقه بندی: روزه آب ،
برچسب ها: میوه خوار،
[ 1396/03/26 ] [ 12:48 ] [ حمید ناظمی ]

برادران و خواهران گرامی، شما که اکنون گیاهخوار هستید و درمان آسان آن را چشیده و خوشحال هستید، بیکار ننشینید و بی‌تفاوت نمانید. هنگامی که در اخبار تلویزیون یا گزارشات روزنامه‌ها و صفحات خبرگزاریها، میخوانید یا میشنوید که یکی از بزرگان کشور، گرفتار بیماری شده و مردم، نگران مردن او هستند، بی‌اعتنایی نکنید. به سودها و منافع خودتان و آینده کشورتان باندیشید. به اینکه آن شخص، برای شما کاشته و شما خوردید و چاق شدید ولی اکنون او در بستر بیماری افتاده و منتظر راهی برای زنده ماندن است تا به مردمش خدمت بکند. روزگاری، او برای شما، زحمت کشیده، کتابی نوشته، فیلمی ساخته، شرکتی یا تیمی را مدیریت کرده، مدرسه یا مسجد یا سازمانی را احداث کرده، برنامه‌هایی ترتیب داده، قانونهایی را مصوب نموده، سفرهایی کرده و زندان بوده یا جنگیده یا جانباز شده، بارها شکست خورده تا آنکه امروز پیروزیهایش را برایتان بجا گذاشته است. آیا شما خجالت نمیکشید که با میوهخواری و گیاهخواری و خامخواری و آبخواری، آشنا هستید و میدانید که چه آسان و رایگان و بی‌زحمت و چه سریع و ساده و فوری و قطعی، میتوان یک انسان را با این روشها، از مرگ و مرض و درد، رهایی داد و حتی آیا شما نمیفهمید که روشهای دیگر پزشکی مانند شیمی درمانی و جراحی، موجبات مرگ و فوت او را فراهم میکند. آیا شما حاضر نیستید از اشخاصی که سود و منفعت و شکوفایی شما را تضمین و تسهیل کردند، حمایت و پشتیبانی بکنید؟! به خودتان، زحمت بدهید تا تلفن بزنید؛ به خودتان زحمت بدهید تا نامه بنویسید؛ به خودتان زحمت بدهید تا چیزی را برای او بفرستید تا او بتواند با انجام یک ماه میوه خواری، بیماری خودش را بهبود بدهد و از خطر مرگ، رهانیده شود. وقتی چنین بکنید، او زنده میماند و علاوه بر آنکه گیاهخوار میشود و چیزی از آن میفهمد، میتواند به شغل قبلی خودش ادامه داده و خدمات و محصولات و کارهای بیشتری را به سود شما و مملکت شما، انجام بدهد. بنابراین هم شما سود میبرید، هم او سود میبرد، هم مملکت سود خواهد برد. اندکی زحمت، هزار منفعت!

مثال میزنم: به طور مثال، او یک مربی ورزش است و گرفتار سرطان معده شده است. اگر زنده بماند، بارها برای شما کارهای مهم و بزرگ و مربیگری و غیره را انجام میدهد ولی اگر شما به او، نامه ننویسید و اطلاع ندهید که با میوه‌خواری، خودش را درمان بکند، پس او میمیرد و شما از وجود پربرکت او محروم میشوید و دوستان و همشهریان شما زیان میکنند و آینده خودتان هم تیره و تاریک میماند.

مثال میزنم: به طور نمونه، او یک فیلم ساز یا آهنگ ساز یا ترانه ساز است و گرفتار آلرژی و دیابت شده است.  اگر زنده بماند، بارها برایتان ترانه ساخته و فیلم فراهم میکند و شما با خوشحالی از آنها استفاده می‌برید، ولی اگر شما هنگامی که خبر مرض او را در روزنامه میخوانید، بی اعتنایی بکنید و بی خیال باشید و کاری نکنید، چند ماه که گذشت، او فوت میکند و عزای عمومی اعلام میشود. آیا شما خجالت نخواهید کشید که امروز برای عزای عمومی او گریه بکنید درحالیکه موقع زنده بودنش، حتی حاضر نشدید یک تلفن بزنید یا نامه بنویسید؟! اگر او زنده میماند، هم او از گیاهخواری، دفاع میکرد، هم به وظایف حرفه خودش ادامه میداد تا خدمتگزار شما باشد، هم شما از کارهای او استفاده می‌بردید.

مثال میزنم: به طور خاص، او یک دانشمند یا مخترع یا فیلسوف یا اندیشمند یا شاعر یا روحانی است و گرفتار آرتروز یا سینوزیت یا سرطان یا مرضهای دیگر شده است. خبر کسالت او در روزنامه محلی، چاپ میشود و شما بازهم بی خیال و خندان به کارهای روزمره مشغول می‌مانید. پس از دو یا سه ماه، دوباره خبری دیگر چاپ میشود که مرگ او و تغزیه او را خبر دادند. آیا هنوز هم شما شرم نکردید و لبخند میزنید و ساکت ماندید و احساس پشیمانی نکردید که کاشکی، همان موقعی که او زنده بود و خبر کسالت او در روزنامه‌های شهرهای کشور، جنجال به پا کرده بود، کاشکی برای میوهخوار کردن آن اندیشمند، کاری میکردید و برای گیاهخوار کردن او کتابی و فیلمی می‌فرستادید و تلاشی میکردید تا او بجای شیمی‌درمانی یا آمپول زدن، خودش را با یک ماه میوه خواری درمان بکند و خدمتگزار شما باقی بماند و لااقل ده تا چهل سال دیگر به مملکت شما، سود رسانی نماید. نگویید کاشکی، نگویید وظیفه من نیست، نگویید چطوری، نگویید مسخره میشوم که نمیشوید زیرا او تحصیلکرده است، نگویید وقت ندارم، بهانه نیاورید، بلکه فقط و فقط و فقط کاری بکنید که مطمئن شوید او با خامگیاهخواری آشنا شد و آن را مطالعه و خودش را نجات داد و زنده ماند. آنگاه در گوشه خانه خوشحالی کنید که او تا سالها زندگی میکند و برای شما دهها کار ارزشمند را به یادگار میگذارد و شما چه زود یا دیر، چه مستقیم یا غیر مستقیم، از او استفاده خواهید برد.

مثال میزنم: او دوست صمیمی شما است و تحصیلات خوبی هم داشته است ولی امروز چیزی از میوهخواری نمیداند و اگر شما به او یاری نرسانید، به طور قطعی، او را از دست خواهید داد. اینطوری که شد، شما یک حامی، یک دوست، یک همدست، یک شریک، یک رفیق، یک دلسوز، یک همکار، یک متحد، یک هم صنف یا هم گروه، را از دست داده‌اید و ضعیف‌تر میشوید و احتمال شکست شما در کارهایتان و مقاصدتان، بیشتر خواهد بود.

حالا به مثال جاذب دیگری، چشم بدوزیم. در زمان کسالت امام خمینی، حداقل 100 نفر خامگیاهخوار در ایران بودند ولی هیچکدام از آنها زحمت نکشیدند تا رهبر محبوب خودشان را با خامگیاهخواری، از مرگ دردناک، نجات بدهند. آیا چنین چیزی شرم‌آور و ناراحت کننده نیست؟! بیایید مروری به تاریخ بکنیم تا ببینیم که پیشوای بزرگ، چگونه با مصرف روزانه سه عدد نان برشته سوخته و همچنین خوردن گوشت جانوران و تخم مرغان و لبنیات جانوری و شیر پستانداران، دستگاه ایمنی بدنش ضعیف شده و با داشتن یک پلاستیک از قرص و شربت و آمپول و با انجام شیمی درمانی، در حالیکه مدفوع او، مشکی و آلوده بوده و جسمش به شدت فرسوده شده بوده، به علاوه، بدون آنکه بداند با سه ماه میوه خواری میتوانسته تا دهها سال دیگر زنده بماند، و بدون آنکه یک نفر خامخوار، زحمتی بکشد تا برایش نامه و کتاب آموزشی گیاهخوار را ارسال بکند، و بدون اینکه خودش، تلاشی بکند تا از منابع دیگر علمی و دینی، موضوع گیاهخوار شدن را بفهمد و اجرا بکند؛ در نتیجه با سبک زندگی "برشته پسند، سرخ خوار، کشتار روا" به سرطان معده، ابتلا یافته است و مرده است. کاشکی و کاشکی، کسی بود که او را گیاهخوار میکرد تا او با اندکی میوه و سالاد، جانش را نجات میداد. ولی متاسفانه حتی پزشکان هم، آش جوشیده و نان برشته میخورند و به خودشان، آمپول میزنند، چه برسد به مردم عادی، که سواد را هم ناکافی کسب کرده، دنبال پول میدوند! خبر زیر را از دانشنامه ویکیپدیا میخوانیم.

علت اصلی مرگ سید روح‌الله خمینی «ایست قلبی» اعلام شد، اما بنا به گفته محمدحسین خوشنویس، عضو گروه پرستاری از آیت‌الله خمینی، «او در یک ماهه آخر حیات به سرطان معده مبتلا شده بود و در زمان دومین مرتبه از تزریق داروی شیمی درمانی، دچار سکته وسیع قلبی شد و درگذشت». حسن عارفی، سرپرست گروه پزشکی رهبر پیشین ایران، در مصاحبه‌ای با یکی از نشریات چاپ ایران گفت که «بیماری سرطان معده آیت‌الله خمینی زمانی آشکار شد که او اعلام کرد: اجابت مزاجش به شدت تیره است». وی در اواخر شب، ۱۳ خرداد سال ۱۳۶۸، (۳ ژوئن ۱۹۸۹) برابر با ۲۴ شوال ۱۴۰۹، در ساعت ۲۲ و ۲۰ دقیقه در سن ۸۷ سالگی درگذشت. مراسم تشییع وی در روز ۱۶ خرداد بنا بر گفته طرفدارانش، با حضور بیش از یک میلیون نفر برگزار شد و همان‌روز در بهشت زهرای تهران خاکسپاری شد که امروزه محل آرامگاه وی می‌باشد.

اکنون بیایید آن خبر را دوباره بررسی بکنیم:

ایست قلبی، ناشی از خوردن زیاد آملیت است. ایست قلبی مربوط به خوردن زیاد تخم مرغ است. وقتی کسی نمیداند چه بخورد، فوری به یاد تخم مرغ میافتد. اصلا کتابهای آشپزی را با عکس تخم مرغ پخته، چاپ میکنند. اما خدا، تخم را آفرید تا مرغ شود، بلکه نیافرید تا آملیت شود و به مصرف خوراک انسانها برسد. ولی این پیشوای بزرگ مسلمین، مانند بقیه مسلمین، همین تخم مرغ را بارها و بارها خورد تا قلبش ایستاد و مرد.

سرطان معده، ناشی از خوردن زیاد آش جوشیده است. سرطان از پیامدهای مستقیم ترکیب نان برشته و مصرف تخم مرغ است. ظاهرا تخم مرغ و سرخ کردنی و داروی شیمیایی با همدیگر دست میدهند و سرطان را میسازند. امام خمینی که جانش برای همگی، گرامی بوده، خبر نداشته که نان برشته را سرخ میکنند و به او میخورانند. خبر نداشته که آش را دو تا چهار ساعت میجوشانند و به او میخورانند. خبر نداشته که اگر یک ماه با سالاد و سبزی خام، زندگی بکند، معده او از خوشحالی به پرواز میافتد و هورا میکشد. خبر نداشته که سرطان معده را امروزه با خامخواری به سادگی درمان میکنند و میخندند. ولی پیشوا همچنان به مصرف آش جوشیده و نان برشته ادامه داده زیرا او فرصت فکر کردن به سلامتی خودش را نداشته و در حال سامان دادن به اوضاع انقلاب اسلامی بوده است. هرکس ازدواج بکند، سرش شلوغ میشود و هرکس که مدیر شرکت یا سازمانی بشود، سرش بیشتر شلوغ میشود. ولی پیشوای جامعه اسلامی بودن و انقلابات اجتماعی را رهبری کردن، چنان او را سرگرم داشته و همچنین وجود بی‌سوادی در دوران او، چنان زیاد بوده که او هرگز با چنین روشهای طبیعی، نتوانسته خودش را درمان بکند. اگر او با یک داروی گیاهی ساده از طب سنتی درمان میشد، بهتر از آن بود که با شیمی درمانی، مرگش را جلو بیاندازد.

شیمی درمانی، هم گران است و هم مرگ آور است. خیلی از کسانی که شیمی درمانی میکنند، میلیونها تومان پول را میدهند و خوب هم نمیشوند ولی با میوهخواری به مدت سه ماه، پولی نمیدهی و خوب هم میشوی! چون میوهخواری موجب تقویت دستگاه ایمنی و بهسازی متابولیسم بدن میشود. در شرایط مصرف خوراک پخته حیوانی، هر میکروب و ویروس ساده میتواند مؤثر باشد ولی در شرایط مصرف خوراک خام گیاهی، هیچ میکروبی یا ویروسی، توان ضربه رساندن به اندامهای جسم را ندارد. چه مسخره است وقتی که بفهمی: امام خمینی میتوانست با خواندن یک کتاب خامخواری و با خوردن یکماه میوه خام و دوری از سرخیدهها و پختنیها و فرآوردههای حیوانی، به آسانی، مرض قلبی و سرطان معده خودش را بهبود دهد و همچنان پیشتاز رهبری باقی بماند و اصلاحات مملکت را با سلامتی ادامه دهد. در کشورهای قارهها، خیلیها وقتی به رهبری رسیدند، با دیکتاتوری و کشتار نخبگان، زمینه واژگونی خودشان را فراهم کردند، ولی وقتی یک روحانی متعهد به اخلاق به قدرت برسد، از گناهان اجتماعی مردم، خواهد کاست زیرا میداند که گناهان، شکست میاورند و همچنین از زورگویی و گرفتن توانمندی و سلب آزادیهای مردم، خواهد کاست، چون میفهمد که میزان اشتباهات مردم، فراوان میشود، آنوقت است که او پیروز تاریخ میگردد. ولی امام خمینی، پس از رسیدن به اوج رهبری، در نتیجه مصرف داروهای شیمیایی و انجام کاری خطرناک به نام شیمی‌درمانی و به دلیل مصرف تخم مرغ به مدت دهها سال، جانش را از دست داد و از خدمتگذاری کنار رفت.

ما میتوانیم امروز درس بگیریم و آن وقتی که خبر کسالت اندیشمندی را میشنویم، با اطلاع دادن به او، برای گیاهخوار شدن ایشان، کوشش بکنیم تا از زنده ماندن آنها سود ببریم. یا آنکه همچنان به بی‌خیالی و بی‌اعتنایی ادامه داده و پشتیبان خودمان و دوست خودمان و خدمتکار خودمان را از دست بدهیم و ضرر کنیم. بیاییم منفعت شناس باشیم و برای نگاهداری منافع خودمان، هرگز درباره کسالت بزرگان مملکت،‌ بی‌اعتنا نباشیم ... .





طبقه بندی: مقالات تحلیلی فلسفی و پژوهش‌های علمی تکنیکی، گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
برچسب ها: نقشه بازرگانی، میوه خوار،
[ 1396/03/25 ] [ 23:29 ] [ حمید ناظمی ]
استاد فرخنده کشفی، مترجم کتابهای خوراک خام و فلسفه های گیاهخواری، ساکن در کشور آلمان و ایران، پاسخگوی گیاهخوار بوده و به توسعه فرهنگ حیوانی‌فروگذار مردم‌سالاری کمک جدی میکنند.

نام پاسخگوی گیاهخوار: فرخنده ماشاالله کشفی
شماره تماس در کشور آلمان: 004369911309673
شماره تماس در ایران 09199319761
نشانی: Waldthausen, 2863 Ritterhude, West Germany
وبلاگ اصلی: آخرین راه سلامتی  http://lastwayforhealth.persianblog.ir

عکس فرخنده کشفی




چگونه استاد ماشاء الله فرخنده کشفی به میوه‌خواری روی آورد؟

علت تمامی بیمارها و دردهایمان در این جهان اینست که ما انسانها "خوراک خام" را ترک کرده‌ایم و با کارخانه‌های اجاق‌ پخت سازی، همه غذاها را پخته کرده و سلولهایش را کشتیم و مواد سرخ شده و تفاله‌های پخته آنها را میخوریم. عملیات خطرناک پختن برای هر صنعتی مجاز باشد ولی برای فرآوری خوراک، بایستی قدغن گردد.

استاد فرخنده، پس از عمری شکیبایی در مقابل شکنجه‌های "خوراک پخته، حیوانی و گازی" توانست با در پیش گرفتن "رژیم غذایی میوه‌خواری" و انجام برنامه "خوراک خام گیاهی و برقی" و توجه جدی به ارزش والای فرهنگ حیوانی‌فروگذار مردم‌سالار، از امراض لاعلاج،‌ و انواع بیماریها،‌ شفا یابد که داستان درمان او را با هم مرور میکنیم تا پندی برای شنوندگان باشد و برای درمان خودشان این برنامه ساده میوه‌‌خواری را عملی سازند.
          من سید ماشاء الله فرخنده کشفی، درسال 1331 متولد شدم. در سه سالگی پدر و مادرم را از دست دادم. آنها هر دو در سی و پنج سالگی به فاصله ششماه از همدیگر فوت کردند. علتش را نمیدانم. اما به یاد دارم که تا شش سالگی نمیتوانستم روی پاهایم بایستم و راه بروم. آشنایان، مرا ماشی شل صدا میزدند. زنی بیکس که در خانواده ما زندگی میکرد، می‌بایست همیشه مرا به دوش میگرفت و این طرف و آن طرف میبرد. مانند هر بچه آی در هفت سالگی به دبستان رفتم، با شکمی باد کرده و پای چپی که تا اندازه‌ای بهبود یافته بود. این بهبودها تا این اواخر برایم قابل درک نبود. چطور شد بچه‌ای که سالها فلج بود، یک دفعه شفا یافت؟ امروز میدانم چرا. به هر حال درست است که من بالاخره توانستم راه بروم، ولی این نقص مادرزاد که امروز گریبانگیر پسرم نیز هست، هنوز در خانواده من ریشه‌کن نشده است و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. خلاصه معیوب بودم و این بیماری و نقص تا چهل سالگی مرا آزار میداد. در چهارده سالگی به بیماری تب مالت مبتلا شدم. سال بعد نیز در گرمای 42درجه اهواز به تب نوبه یا تب مالت و یا هر اسمی که اطبا روی آن گذاشتند، مبتلا شدم. این بار حالم خیلی بد شد و خواهرم که خیال کرده بود من مرده‌ام، طبق عادت مرسوم میخواست چشم‌ها و دهانم را ببندد که من با صدایی بسیار ضعیف به او گفتم این کار را نکند. از آن روز به بعد خواهرم از من میترسید. مرده‌ای دوباره زنده شده برای او به حساب میامدم. چقدر دارو خوردم و چند آمپول به من تزریق شد،‌ خدا میداند.
سال بعد در خرم آباد پشت سر هم در دو تابستان به مالاریا دچار شدم. کسی به درستی نمیدانست چرا من به این بیماریها مبتلا میشوم. در هجده سالگی گرفتار سنگ کلیه شدم، در آمریکا بودم که با شدت گرفتن درد و شروع خونریزی، عمل جراحی را ضروری دیدند و من از ترس اینکه مبادا به تنهایی در غربت زیر عمل جراحی بمیرم،‌ به ایران برگشتم. بعد از سالها معالجه و مصرف انواع داروهای گیاهی و شیمیایی، چون نتیجه‌ای حاصل نشد، مجبور شدم به اولین عمل جراحی سنگ کلیه تن بدهم. سنگی به بزرگی تقریبا تخم مرغی کوچک را از کلیه راستم بیرون آوردند. در این زمان دوباره درد پایم در مفصل ران و لگن شدت گرفت. تشخیص پزشکان رماتیسم بود. به طور مرتب دارو میخوردم، لحظه‌ای آرام نداشتم.
بعد از شش سال دوباره در همان کلیه، سنگی ساخته شد. نمیدانستم چکار کنم. تمام ایران را گشتم. اما هیچ پزشکی حاضر نبود برای بار دوم کلیه را عمل کند. تا اینکه در خرم آباد پزشکی را پیدا کردم که کلیه من را عمل کند. از چندین متخصص علت ابتلا به سنگ کلیه را پرسیدم، اما هیچ کدام جواب درستی به من ندادند. بیشتر آنان مصرف الکل را به من پیشنهاد میکردند. ولی علاوه بر اینکه جامعه ما اسلامی شده بود و مصرف الکل جرم محسوب میشد، شگفت و متعجب میشدم که چطور ممکن است پزشکان، خوردن نوشیدنی الکلی را به عنوان راه علاج سنگ کلیه به بیمار معرفی کنند؟ فقط یک پزشک در خرم آباد باقی مانده بود که من او را ملاقات نکرده بودم. یکروز پیش او رفتم که به من گفت نباید مواد کلسیمی، نان، گوشت، گردو، بادام و غیره بخورم! پس از اینکه سخنانش تمام شد، ‌به او گفتم: "آقای دکتر، شما که به من گفتید حق ندارم هیچ چیز بخورم و همه چیز برای من بد است،‌ پس بفرمایید من باید نان را در آب بزنم و بخورم؟" او با لحنی عصبانی گفت: "تو عجب آدمی هستی!‌ من به تو میگویم حق نداری نان بخوری، ‌آن وقت تو به من میگویی نان را در آب بزنی و بخوری؟" از او پرسیدم پس چه باید بخورم؟ اما واقعا نمیدانست که چه جوابی بدهد،‌ یا اینکه میدانست من حرفهایش را جدی تلقی نمیکنم. حالا میفهمم او تنها پزشکی بود که واقعیت را به من میگفت. گرچه مردم شهر ما میگفتند که دکتر فلانی چیزی نمیفهمد، اما او میدانست که همین خوردنی‌ها و مواد غذایی باعث این سنگ‌ سازی‌ها و بدبختی‌ها میشوند، نه باکتریها و ویروسها!
به هر حال از او هم چیزی یاد نگرفتم. تا اینکه در اثر عصبیت بیش از حد ناشی از جنگ درهشت سال دفاع مقدس، و از زور درد، تصمیم گرفتم خودکشی کنم. البته دوستم نگذاشت و گفت بهتر است از کشور بیرون بروم تا شاید چاره‌ای پیدا شود. من که خودم را مرده حس میکردم، به ناچار از کشور ایران خارج شدم. تا این زمان، نه تنها مشکل کلیه داشتم، ‌بلکه به زخم اثنا عشر نیز مبتلا شده بودم و اصلا لحظه‌ای مایل نبودم زنده باشم. تنها دوستان کوچولوی دانش‌آموزم بودند که مرا دلداری میدادند و روح بچه‌گانه مرا که با دنیای بیرون بیگانه بود، درک میکردند. سر کلاس درس نمیدانستم که درس بدهم یا درد بکشم. تمام مدت مباحث پزشکی در مدرسه در جریان بود، به طوری که دوستی که پس از سالها از ایتالیا آمده بود و از کارهای من برایش تعریف کرده بودند، گفته بود اینگونه مطالب را در سال سوم پزشکی تدریس میکنند. اما من چون خودم مریض بودم، ‌میخواستم بچه‌ها در مورد بدن خود بیشتر بدانند. بدون اینکه دوره ببینم شروع به تزریق آمپول برای خانواده و دوستان و زن و بچه‌هایشان کردم.
در طول جنگ، تمام کارهای درمانی بیماران جنگی را انجام میدادم. اما خودم بیمارتر از هر بیماری بودم. به هر حال آن بچه‌های عزیز و دوست داشتنی را رها کردم، عازم غربت شدم و از خداوند طلب رستگاری کردم. صبح روز سوم که در اتریش از خواب بیدار شدم، سیگار را ترک کردم و طولی نکشید که در اثر ترک سیگار شروع به پرخوری کردم و برای بار سوم به سنگ کلیه مبتلا شدم. این بار خود سنگ را دفع کردم ولی درد پا، شب و روزم را تباه کرده بود. به پزشک مراجعه کردم. خیال میکردم پزشکان اروپایی بهتر از پزشکان ایرانی هستند. به هر پزشکی که بر میخوردم،‌ از او میخواستم به جز مصرف دارو توصیه دیگری بکند. اما کم کم عبارت "گشتم نبود، نگرد که نیست" داشت برایم معنا پیدا میکرد. سال‌ها از خوردن مواد حیوانی و گوشت پرهیز کردم، اما وزنم از 57 کیلوگرم  به 76 کیلوگرم رسید. خیال میکردم اگر مواد حیوانی نخورم، دیگر همه چیز درست است و رماتیسم نخواهم داشت. دوبار دیگر به سنگ کلیه در کلیه چپ خودم دچار شدم که هر بار با ورزش و روزه آب، آنها را دفع کردم. بعد از دو سال اقامت در اتریش، دچار نوعی حساسیت شدم. از صبح تا شب آن قدر عطسه میکردم که همیشه از چشم‌ها و بینی‌ام،‌ آبی در جریان بود و چهره‌ام به قدری میخارید که کلافه‌ام میکرد. پزشکان میگفتند حساسیتی است که در دنیا، علاجی برای آن وجود ندارد. پایم همچنان درد میکرد و راه رفتن برایم شکنجه بزرگی شده بود.
به هر حال پس از حساسیت، نوبت آسم شد. یک روز در اتاقم احساس کردم با مرگ فاصله‌ای ندارم. نفس کشیدن برایم مشکل شده بود. وحشت کردم و به پزشک مراجعه کردم. او یک اسپری ضد آسم به من داد که می‌بایست همیشه از آن استفاده میکردم. از خودم پرسیدم تا کی میتوانم با این اسپری زندگی کنم؟ درد پا از یک طرف، درد کلیه از طرف دیگر. نمیتوانستم چیزی بخورم و درد معده برایم کشنده شده بود. دوازده بار پایم را با دستگاه اشعه مافوق صوت، ماساژ دادند. میگفتند امکان دارد نقرس داشته باشم. گرچه نقرس و رماتیسم هر دو از یک خانواده هستند. به هر حال فقط چند ساعتی که تاثیر اشعه در بدنم بود، خوب بودم. بعد از چند ساعت دوباره درد شروع میشد.
در اروپای متمدن که همه چیز به وفور یافت میشود، من بخت برگشته یا شاید هم خوشبخت،‌ بعد از هشت سال جنگ برای دفاع از میهن، هنوز نمیتوانستم چیزی بخورم. هیچ چیز برایم مزه‌ای نداشت. به سراغ درمان دل‌دردم رفتم، که بیش از حد، عذابم میداد و مزمن شده بود. با وسایلی عجیب و غریب و فرستادن لوله به درون معده‌ام، چندین عکس از آن گرفتند اما سرانجام گفتند که من هرگز خوب نمیشوم، زیرا زخم کهنه شده است. حق داشتند چون من از سه سالگی، گرفتار معده درد بودم و قرص خورده بودم. پرهیزهای طولانی که با نان خشک و گوشت میگرفتم، هیچ کدام موثر نبود که حتی مرا بدتر نیز کرده بود. تا اینکه روزی دوستی در اتریش که با او آشنا شده بودم،‌ آقای جمشید ایمانی راد، به دیدنم آمد و با دیدن حال و روزم به من گفت: "تمام قرص‌ها را دور بریز. تو را به خدا قرص نخور. من کتابی به تو معرفی میکنم که به حتم، برایت مفید واقع میشود." ناباورانه کتاب را که در اتریش موجود نبود، سفارشی از آلمان برایم فرستادند. از همان صفحه‌ اول،‌ به هر توصیه که نویسنده کرده بود، عمل کردم. پس از سه چهار روزی احساس کردم، حالم بهتر است وادامه دادم. آن کتاب،‌ "قابلمه را فراموش کن اثر هلموت واند میکر" بود.
وقتی از شر آنهمه درد و عذاب خلاصی یافتم، تصمیم گرفتم آن کتاب را ترجمه کنم. میدانستم هستند کسانی مثل من که نمیدانند باید چه کار کنند تا دوباره سالم بشوند. اما ضرب المثلی قدیمی هست که میگوید جوینده، یابنده است. من نه تنها با خواندن این کتاب، سلامتی خودم را باز یافتم. بلکه از طریق آن با کالجی به نام "مناسب برای زندگی" با نام Fit for Life" در آلمان آشنا شدم و با بهره گیری از تجربیات و تحقیقات پزشکان و پرفسورهای خوبی که آنان نیز مانند من بیمار بوده و علت بیماری خود و بیمارانشان را دریافتند،‌ به مدت پنج سال تحصیل کردم.
حالا این هدیه تندرستی را به شما عزیزانی که درد دارید و دلیلش را نمیدانید، تقدیم میکنم. از آنجا که این اولین اثر من است و از کمک کسی نیز در این غربت برخوردار نبودم، ‌ممکن است در دستور زبان فارسی، اشتباهات زیادی داشته باشم. اما صادقانه میگویم تمام توصیه‌های این کتاب را روی خودم، فرزندانم و کسانی که مایل بودند، آزمایش کردم تا صحت تک تک آنها برایم ثابت شود.
آنچه در این کتاب میخوانید،‌ قدمتی میلیون ساله دارد که به فراموشی سپرده شده است. از آنجا که من خودم از زندان بیماریها نجات یافتم،‌ ترجمه این کتاب را به شما هموطنان عزیزم تقدیم میکنم.
این کتاب متعلق به یک نویسنده نیست، بلکه تجربیات و تحقیقات بسیاری از اطبا و پرفسورها و دانشمندانی است که در طول سالها مبارزه با نظام پزشکی حاضر، مطب خود را نیز از دست دادند و حتی زندانی شدند. اما این نهضت را زنده نگه داشتند. تا اینکه در سال 1822،‌ در آمریکا تحت عنوان "حفظ تندرستی و بهداشت طبیعی" به نام Hygienie Natural رسمیت پیدا کرد. در آلمان و فرانسه عمومیت یافت و من نیز یکی از دانشجویان این کالج آلمانی بودم.
در این باره کتابهای متعددی برایتان در دست ترجمه دارم. تمام آنچه در این کتاب میخوانید، نتیجه آزمایشهایی است که من روی بدن خودم انجام دادم. حتی یکسال تمام یک جرعه آب ننوشیدم و میوه‌خواری کردم. برای هیچ پزشکی قابل قبول نیست شخصی که بیماری کلیه داشته و کلیه او در اثر دوبار عمل جراحی کوچک شده است، آب ننوشد. اکنون مدت چهار سال است که هر روز صبح یک لیوان آب مقطر با آبلیموی تازه می‌نوشم و این تنها آبی است که در طول روز مصرف میکنم. این را نیز هیچ یک از پزشکان معمولی نمیتواند بپذیرد. زیرا این آقایان معتقدند اگر کسی آب مقطر بنوشد، سلولهایش پاره میشود و در مدت کمی می‌میرد. با این حال هستند، پزشکان دیگری که خودشان مدت چهل سال است آب مقطر می‌نوشند. من میخواستم سالم شوم و سرطان داشتم. تصور میکردم مانند پدرم در جوانی می‌میرم. به همین دلیل به هر پیشنهادی عمل میکردم. بنابراین تا مرز مرگ رفتم و حالا رمز تندرستی را با شما تقسیم میکنم. من پول زیادی خرج کردم تا اینکه دریافتم تندرستی یعنی چه! برای هر دلار کار کردم. پدر و مادری هم نداشتم که برایم ارثی بجا گذارد. امیدوارم بتوانم هزینه چاپ این کتاب را تامین کنم و مهمتر اینکه از این هجرت برای شما هموطنانم دستاوردی داشته باشم.

طرز میوه‌خوار شدن چنین می‌باشد:
هموطن گرامی، می‌بینید که ایشان با "میوه‌خوار" شدن و کنار گذاشتن غذاهای خاکستر شده، غذاهای سرخ شده، غذاهای آب پز شده، غذاهای بخارپز شده، غذاهای جوشانده شده، غذاهای برشته شده، غذاهای بریان شده، و به دلخواه مصرف کردن خوراکهای خام مطلق گیاهی مانند سالادها و میوه‌ها و سبزیجات،‌ توانسته است بر امراض لاعلاج خودش چیرگی یابد. بدانید که ما انسانها از گونه میمونهای میوه‌خوار هستیم ولی صنعتهای پیشرفته امروزی، تمدن ما را نه تنها از مصرف میوه‌ها جدا کردند بلکه اگر سالادی هم تهیه میکنیم، آن را جوشانده و میگوییم آش جوشیده و سوپ پخته بخوریم!‌ یا اگر نان و کیک و شیرینی تهیه میکنیم،‌ آن را برشته کرده و میگوییم مواد برشته خاصیت دارند!‌ از آن بدتر آن نادانهایی هستند که کالباس و سوسیس جانوران جنگل را میخورند! و سپس با صورتهای خالدار،‌ بیمارستانها را پر میکنند! و اقتصاد مملکت را گیج مینمایند!‌ دوستان عزیز اگر هیچ راهی را بلد نیستید و نمیدانید چه کنید،‌ ما به شما پیشنهاد میکنیم که جانوری "میوه خوار" باشید و بعد از آنکه فهمیدید نبایستی غذاها را پخت و عملیات پختن قدغن است،‌ به دنبال نوآوری در خوراک و ساختن غذاهای جدید باشید. در شرق و غرب و همینجا در ایران، خیلی‌ها با میوه‌ خواری، جان خودشان را نجات میدهند. میوه خواری آنست که به جز میوه‌ها چیزی نخوری و این برنامه میوه خوری را تا یکماه یا یکسال ادامه بدهی تا درمان بشوی. با مصرف میوه‌ها و کنار گذاشتن غذاهای پخته، تمام مواد لازم به بدن میرسد و جسم شما چنان نیرو میگیرد که تمام بیماریها را به تدریج از خودش بیرون ریخته و آسوده میگردد.


چگونه استاد فرخنده با روزه آب، آشنا شد و آن را پیگیری نمود؟

درست در زمانی که در اوج ناامیدی بودم و دنبال امیدی میگشتم، یکی از کسانی که به وسیله روزه آب گرفتن، بیماری آلرژی خودش را درمان کرده بود، خواندن کتاب شلتون به نام "روزه آب میتواند زندگیت را نجات دهد" را به من پیشنهاد کرد. من در آن روزگار، از دکترها قطع امید کرده بودم. سرگردان و بریده از همه به دنبال روش درمانی دیگری غیر از روش دکترها میگشتم که در آن شرایط بحرانی با این کتاب آشنا شدم. از آنجا که از خانواده‌ای مذهبی بودم در گذشته بارها از سنین ده و دوازده سالگی، روزه اسلامی گرفته و به همین خاطر با روزه گرفتن تا اندازه‌ای آشنا بودم. اما نه روزه آب که در کتاب شلتون به آن پرداخته شده بود.
پس از تهیه و خواندن این کتاب، تصمیم گرفتم که روزه آب بگیرم تا این نوع روزه گرفتن را هم تجربه بکنم. بدون اینکه اطلاعی داشته باشم که با گرفتن این نوع روزه، بدنم چه نوع واکنش‌هایی را نشان میدهد و اینکه در هنگام روزه آب، چه مشکلات و بحران‌های پاکسازی میتواند پیش آید!
قبل از اینکه روزه آب را شروع بکنم، وزنم بالا بود و راه رفتن برایم مشکل شده بود. نه تنها در پاهایم با مشکلات بسیاری مواجه شده بودم، بلکه زخم معده و اثنی عشر هم داشتم و کلیه‌ام که دوبار عمل جراحی شده بود در اثر عفونت متورم شده بود و غدد بدخیم، بدنم را احاطه کرده بودند. چون تا حدودی به خط پایان رسیده بودم و از دکترها نیز قطع امید کرده بودم بدون آشنایی به چگونگی گرفتن این روزه آب، شروع به انجام آن کردم. من شنیده بودم که در آلمان و در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکایی دکترهایی با روش این پزشک، که مدت چهل سال با روزه‌داران خودش را مشغول کرده بود، کلینیک‌هایی برای گرفتن روزه آب دایر کردند و مردم را در این کشورها با گرفتن روزه آب، درمان میکنند. به ناچار به کلینیک روزه‌داران در یکی از شهرهای آلمان در "برمن" رفتم و تحت سرپرستی پرفسوری آلمانی مدت یک هفته روزه آب گرفتم. اما چون هزینه این قبیل درمانگاهها بالا بود، قادر نبودم که بیشتر از این مدت در آنجا بمانم. به ناچار تصمیم گرفتم بدون کمک کسی در خانه خویش، روزه آب بگیرم.
پس از بازگشت از آلمان، بیشتر کتب موجود در فرهنگ آلمانی که درباره روزه آب، نوشته شده بودند را تهیه کردم و خودم را بیشتر مطلع نمودم تا اینکه با استفاده از این اطلاعات و تجربه‌ای که از کلینیک آلمانی گرفته بودم سرانجام تصمیم گرفتم که بدون کمک کسی، خودم روزه آب را بگیرم. به هر حال روزه آب را شروع کردم و در بین خانواده بودم، آنها مشغول زندگی معمولی خودشان بودند و من در اتاقی دیگر در حال روزه گرفتن بودم. من هرگز به مشکلاتی که برای خود و خانواده‌ام در اثر این نوع روزه، یعنی روزه آب گرفتن،‌ ممکن بود به وجود آید، فکر نکرده بودم. زیرا به قدری مشکلات داشتم که نمیدانستم به کدام یک از آنها فکر کنم. بعدها در طول روزه آب بود که فهمیدم، غذا خوردن را برای سه فرزند و همسرم، تبدیل به شکنجه کردم و خودم نیز در اثر بوی غذاهایی که در خانه پخته میشد، ناراحت بودم. اما چاره نداشتم و به هر ریسمانی آویزان میشدم تا امیدی تازه پیدا کنم و خودم را از مرگ زودرسی که دکترها پیش‌بینی کرده بودند، نجات بدهم. روزه آب را با تمام این مشکلات شروع کردم و طبق آن تجربه‌ای که از آن کلینیک آلمانی کسب کرده بودم، پس از سپری شدن سه روز اول، دیگر به غذا خوردن فکر نمیکردم و بدنم مانند شمعی، در حال ذوب شدن بود و غرق در عرق میشدم، به طوری که همسرم بعضی از روزها تا سه بار ملافه‌هایم را عوض میکرد.
یک تشک سفید و پنبه‌ای بزرگی داشتیم که بچه‌ها روی آن کشتی میگرفتند و روزها تبدیل به مبلی میشد که میتوانستیم روی آن بنشینیم. من روی این تشک میخوابیدم و روزه آب میگرفتم. چنان عرق میکردم که نه تنها ملافه‌هایم خیس میشدند، بلکه عرق‌هایم از این تشک پنبه‌ای عبور میکرد و فرش زیر را هم خیس میکرد. عرقی بدبو و کشنده‌ای که در آغاز بیشتر بوی داروهایی را میداد که از قبل مصرف کرده بودم. خلاصه دوازده روزی از این روزه آب گذشت و مشکل آنچنانی برایم رخ نداد و به روزه آب ادامه دادم. تا اینکه در روز سیزدهم مانند کسی که با ماشین در جاده‌ای باشد و نتواند ماشین خودش را کنترل کند، کنترل خودم روی بدنم را از دست دادم و شدت عرق کردن و تهوع به قدری بود که همسرم گفت اگر به بیمارستان نروی، خودم را از بالکن به پایین پرت میکنم. طولی نکشید که آمبولانسی آمد و مرا به بیمارستان برد.
من همه چیز را زیر نظر داشتم و میدانستم که خطری تهدیدم نمیکند، اما شدت پاکسازی چنان سریع بود که همسرم به راستی ترسیده بود و نمیدانست با من چه کند. پس از بستری شدن در بیمارستان به علت اینکه آب زیادی از بدنم دفع شده بود و تنها پوستی از استخوان از من باقی مانده بود تصمیم گرفتند که به من سرمی وصل کنند. هنوز چند دقیقه از وصل کردن سرم نگذشته بود که بدنم تمام آن واکنش‌های پاکسازی را قطع کرد و من در شرایط جدیدی قرار گرفتم. من از اینکه آنها در اثر بی‌اطلاعی، مانع پاکسازی بدنم شده بودند، متاسف شدم و سرم را بیرون کشیدم و به پرستار گفتم که حالم خوب است و میخواهم به خانه برگردم که با ممانعت او مواجه شدم. او گفت باید صبر کنم تا هنگام صبح، دکترها مرا معاینه بکنند و اگر اجازه دادند به خانه بازگردم.
روز بعد که دکترها دور تختم جمع شدند هر کدامشان نظری میدادند و از من میخواستند که مدت بیشتری در بیمارستان بمانم که با تمام نظرات آنها مخالفت کردم و به خانه برگشتم. در طول این مدت توانسته بودم تا ده کیلو از وزنم کم بکنم. زمانی که خوردن خوراکهای خام را شروع کردم متوجه شدم که نه دردپا دارم و نه دیگر با زخم معده و اثنی‌عشر مشکلی دارم. تورم کلیه از بین رفته بود و از چنان انرژی برخوردار بودم که هرگز در تمام عمرم به یاد نداشتم. غده‌های سرطانی‌ام بسیار کوچک شده بودند و احساس شعف فراوانی تمام وجودم را در بر گرفته بود. احساس میکردم از زندان بیماریها رها شدم به همین علت مربی فوتبال شدم و هر روز کیلومترها می‌دویدم و از تمام دردهای گذشته دیگر خبری نبود.
میدانستم که تحول بزرگی در من به وجود آمده است. اما مطمئن نبودم که غده‌های سرطانی که داشتم دفع شده باشند. به همین خاطر عکس برداری کردم که توسط عکس مشخص شد، غدد سرطانی بسیار کوچک شده و حتی برخی از آنها دفع گشته بودند. من منتظر موقعیتی بودم که دوباره روزه آب بگیرم و بقیه تومورها را دفع نمایم. به همین دلیل با پسر بزرگم که او نیز با خام‌خواری هشیاری عجیبی به دست آورده بود و من هم از طریق مربی‌گری فوتبال توانسته بودم رابطه دوستانه عمیقی با او برقرار بکنم، صحبت کردم و از او خواستم کمک کند تا بتوانم خانه‌ای کوچک برای خودم مهیا بکنم و دوباره به تنهایی، روزه آب را شروع نمایم که بقیه تومورهای سرطانی را هم دفع نمایم.
او نیز با کم کردن هشت کیلو از وزن خودش از بلای آلرژی خلاص شده بود و مرا خوب می‌فهمید. خلاصه پس از چند روز خانه‌ای تهیه کردم و به هدفی که خواستم رسیدم و پس از چند روز دوباره روزه آب گرفتم.
این بار دارای مقداری تجربه بودم و با خواندن کتب مختلف درباره روزه آب، با روند پاکسازی و بحران‌هایی که در زمان پاکسازی ممکن است پیش آید آشنا شدم و با آگاهی بیشتری روزه آب را گرفتم. پس از بیست و چهار روزی که از این دوره گذشت، احساس کردم که دیگر نیاز به روزه آب ندارم و از درون ندایی شنیدم که دیگر بدنم از وجود غدد سرطانی پاک شده است. به همین خاطر آگاهانه روزه آب را شکستم و بدون پیش آمدن مشکلی این مرحله را پشت سر گذاشتم. پس از چند روز با ترس و تردید دوباره عکس‌برداری کردم که به من گفتند که دیگر غده سرطانی ندارم. وزنم از هفتاد و شش کیلو به چهل و سه کیلو رسیده بود. من مانند آفریقایی‌های گرسنه‌ای بودم که فقط پوستی بر استخوان دارند.
سرشار از انرژی بودم و از تمام دردهای گذشته آزاد شده بودم و شعف و نشاط، تمام وجودم را احاطه کرده بود. مانند بچه‌ها به راحتی می‌خوابیدم و با پرندگان از خواب بیدار میشدم. با ورزش و با امیدواری غیر قابل توصیف، روزگار را میگذراندم. پس از مدتی تصمیم گرفتم که در آلمان، شروع به تحصیل بکنم و تمامی علومی که درباره تندرستی و روزه آب در آنجا موجود بود را یاد بگیرم. نتیجه آن پس از پنج سال این شد که تمام روشهای درمانی دیگری که از سراسر دنیا جمع‌آوری کرده بودند و در کالج فیت‌فور‌لایف، آن را عرضه میکردند را یاد بگیرم و بدانم که علت بیماری ما انسان‌ها که از خودمان بیگانه گشتیم، چیست.
پس از اتمام تحصیلاتم به آلمان رفتم و در یکی از کلینیک‌های روزه‌داران، استخدام شدم. یکسال و نیم در آن کلینیک،‌ تجارب علمی لازم را فرا گرفتم و برای مسلط شدن بیشتر بر خود به کسب اطلاعاتی شروع کردم که زندگی جدیدم به آنها نیاز داشت. بیمارانی که دنبال تندرستی میگردند باید بدانند که روزه آب گرفتن، باید جزئی از روش درمانی باشد، که آنها برای سالم کردن خودشان به آن نیاز دارند. روزه آب یک فراوانی و یک برکت است. روزه آب، بدن را در شرایطی قرار میدهد که بتواند خودش را بازسازی و درمان نماید. تمامی موجودات، روزه آب میگیرند. پس اگر کسی میخواهد سالم بشود و سالم بماند، باید از برکات روزه آب، استفاده نماید.


طرز گرفتن روزه‌آب، برای درمان بیماری‌ها چنین است: پیش از انجام روزه آب، باید به مدت یکماه از برنامه خوراک خام پیروی بکنید وگرنه نبایستی وارد روزه آب بشوید. سپس تصمیم میگیرید تا به مدت یکهفته یا یکماه از خوردن هر گونه خوراک جامد پرهیز نمایید. بنابراین نه صبحانه و نه ناهار و نه شام خواهید داشت. در این مدت، روزی هشت لیوان آب می‌نوشید. علاوه بر آب خالی، بایستی هر روز به اجبار یک لیوان آبمیوه دلخواه مانند آب هندوانه، آب انار، آب انگور، آب پرتقال، آب سیب، آب هویج، آب عسل لیموترش، عرقیات یا چای یا آب سبزی و غیره را بنوشید. در این مدت، هر سه تا پنج روز یکبار به توالت میروید و فضله یا سرگین سیاه رنگ قیر مانندی را خالی میکنید. هر موقع خلطی به گلو آوردید، آن را به بیرون تف بکنید چون نبایستی خلط‌ها بلعیده گردند. بدانید خلط زرد و سرگین سیاه، همان آشغالهایی هستند که از ذوب شدن چربی‌ها و پاکسازی اندام‌های مسموم توسط جسم به بیرون راهنمایی میشوند. پس از پایان روزه آب، باید شروع به مصرف خوراک خام بکنید. برای انجام برنامه روزه آب، با یک پزشک پاسخگوی گیاهخوار تماس بگیرید تا تحت نظر او شروع نمایید.



پیشنهاد گیاهخوارخواهی برای ورود شما به عصر وجتاریانیست دموکراتیک:
اگر در آلمان هستید بایستی مانند ایشان، به همین درمانگاه روش طبیعی تندرستی بروید. حتی اگر لازم بود، در آنجا استخدام شوید و مدتی کارآموزی بکنید. کتابهای گوناگون و فیلمها را پیدا نمایید و ترجمه بکنید تا مردم ایران هم استفاده نمایند. اگر توانش را داشتید، مرکزهایی الگو گرفته از مرکز آلمانی را در ایران، پیاده سازی بکنید.





طبقه بندی: معرفی مکان یا متخصص،
برچسب ها: پاسخگوی گیاهخوار، میوه خوار،
[ 1393/11/22 ] [ 16:32 ] [ حمید ناظمی ]
انجمن میوه خواران انجمنی است خود جوش ، مردمی و صرفاً تجربی، متشکل از مردان و زنانی که پس از تحمّل درد و رنج بسیار از بیماریِ پخته خواری،روش تغذیه میوه خواری را برگزیده و بدون مصرف هیچگونه داروی گیاهی یا شیمیائی ،به آرامش جسمی و روحی رسیده،سلامتی و نشاط خود را باز یافته اند.در آنجا کسی برای شما نسخه نمینویسد و تجویزی انجام نمیگردد،فقط تجربه شفا یافتگان را خواهید شنید ولی در پیروی از آن مختار هستید زیرا افراد از نظر ساختار جسمی و روحی،گروه های خونی و ژنتیکی بسیار متفاوت هستند و ممکن است تغذیه طبیعی یک فرد دیگر برای شما کارساز نباشد لذا توصیه میشود با متخصصین تغذیه مشورت نمائید.

هم اکنون انجمن دارای بیش از 5000 نفر دوست دار میباشد (برابر تعداد شماره های تماس).
مراجعه به جلسات رایگان است و هیچ شرطی در بر ندارد.

آدرس جلسات انجمن : پنج جلسه است و مسئولیت هر جلسه با برگزار کنندگان همان جلسه میباشد و نویسندگان این وبلاگ از هر لحاظ اعلام بیطرفی کامل وعدم پذیرش مسئولیت در قبال آنها و هر فرد دیگری را مینمایند.

سایت اصلی:  mivekharan.blogfa.com
مقدم شما را گرامی میداریم
m55z55{@}yahoo.com


پاسخگوهای گیاهخوار در شهرستانهای ایران

**اصفهان : میوه خواران
سه شنبه ها7 شب بزرگراه شهید خرازی خیابان کهندژ اولین چهار راه خیابان مدرس نجفی کوچه 6 مجموعه فرهنگی قرآنی معلم. حاج محمد علی رضائی09131942545

**اصفهان :میوه خواران
جمعه ها 8 صبح بلوار سعدی بعد از صداوسیما، روبرویِ تالارِ زیتون،وسط پارک،داخلِ نماز خانه.
حاج محمد علی رضائی 09131942545
حاج حسن بابازاده 09131133942

**اصفهان : میوه خواران
جمعه ها 7:30 صبح خیابان جی خ همدانیان روبروی نمایشگاه گل و گیاه،تالار شاهین
09138729790 حاج حسین حصومیان

***خمینی شهر : جلسه دوستداران میوه درمانی.
دوشنبه هاساعت 19:30 خیابان شریعتی جنوبی،انتهای کوچه شهید عمومی، مجتمع الغدیر
09131111649حاج هاشمی

***سبزوار : انجمن تغذیه طبیعی
(((تغییر روز برگزاری)))
سه شنبه ها ساعت14:30 الی 16:30 در خیابان بیهق ،حسینیه پامنار جنب وضو خانه مسجد پامنار
09159715123 یوسفی
09151711104 آسیایی
09151735202 داورزنی

***فلاورجان شهر کلیشاد و سودرجان : گردهمآیی میوه درمانی و دوستداران سلامتی،
سه شنبه ها : 19:30
خیابان مطهری حسینیه امامزاده شاهچراغ ، باحضور متخصص تغذیه و تندرستی آقای شفق



عکس سبد میوه



پیشنهاد گیاهخوارخواهی برای تشکیل جامعه وجتاریانیست:

به شما تضمین میدهیم که با میوه خوار شدن از امراض لاعلاج و مرگ به طوری فوری رهایی خواهید یافت. میوه خوار کسی است که به جز میوه ها خوراکی دیگر را انتخاب نمیکند. یک انسان میوه خوار به دنبال خریدن گوشت جانوران و مصرف تخم مرغان و دوشیدن شیر پستانداران نیست و از آش جوشیده و نان برشته دوری میکند. یک انسان میوه خوار تلاش میکند تا میوه را خوراک هر روز خودش قرار بدهد و از خوردن میوه و سبزی و سالاد، هیچگونه ترسی ندارد. او روزی یک کیلو تا دو کیلو میوه مانند خرما، پرتقال، انگور، خربزه و هندوانه را میخورد. هرکسی که گرفتار بیماری شده باشد، و از علوم پزشکی ناامید گشته باشد، میتواند با برنامه میوه خواری در طول سه ماه تا یکسال از بیماری خودش خلاصی و رهایی پیدا بکند.



طبقه بندی: معرفی مکان یا متخصص،
برچسب ها: پاسخگوی گیاهخوار، میوه خوار،
[ 1393/11/22 ] [ 16:09 ] [ حمید ناظمی ]
نام کتاب رافود: قابلمه را فراموش کن
نویسنده: هلموت واند میکر
مترجم: ماشاءالله فرخنده
این کتاب، رژیم غذایی میوه خواری را توضیح میدهد.

دانلود فایل کتاب یا صوت

فهرست مطالب: پیشگفتاری از دکتر فریتس بِخِر، مقدمه، قضیه به همین سادگی است، سرطان دختر قابلمه است، پیشگفتار 1989، بیماریها عواملی شفابخش هستند، پیشگفتار درباره چاپ مجدد این کتاب در سال 1991، اگر میخواهی سالم شوی قابلمه را فراموش کن، آیا میوه‌ها اسیدساز هستند؟، کشف روش طبیعی تندرستی، خوردن صحیح میوه‌ها، غذاهای اسیدی، قوانین میوه‌خواری، ایجاد تعادل بین محیط اسیدی و بازی ph بدن، مشخصات غذای طبیعی چیست؟، میوه‌خواری در آلاسکا، مسمومیت‌ها، اعتیاد به چربی، شیر، کلسیم، آیا مسدود شدن عروق و انسداد شرایین را میتوان برطرف کرد؟، روزه داری، آیا باید نان خورد؟، چرا اصولا مصرف غلات برای انسان خوب نیست؟، رماتیسم و نقرس و سیاتیک، چربی خون، فشار خون، یبوست و مشکلات گوارش، پروستات، حساسیت، سرماخوردگی و سرفه و عطسه و گرفتگی صدا، اخلاط، مخالفان نان، تیروئید و غده فوق کلیوی، غذای اطفال، دندان‌ها، گوش‌درد و سوت کشیدن گوش، درک و غریزه، جایگاه مرگ در روده‌هاست، چه باید نوشید؟، زنده یا مرده؟،‌ شکر کارخانه‌آی و عسل، ورزش و تحرک جسمانی، مواد شیمیایی ضد آفات و علف هرز و حشره‌کش‌ها، روش صحیح ترکیب مواد غذایی، ترکیب مواد نشاسته‌ای با مواد اسیدی، گوشت و ماهی و تخم مرغ، غذاهای پخته و ابتذال انسان، انسان به دنبال دارویی معجزه‌گر میگردد، برنامه غذایی، آیا عادت ماهیانه ضروری است؟، مسائل جنسی و تغذیه، چگونه ذهن خود را تقویت کنیم؟، غذاهای گرم، فشار خون بالا، آیا در بدن آشغال و جرم وجود دارد؟، اصول تندرستی، درمان و درمان و درمان، نظم و انضباط، موانع، چگونه میتوان سالم شد و سالم ماند؟، بوی بدن، 22 اصول زندگی، اظهارات یک متخصص امور تندرستی در آلمان، رماتیسم و بیماریهای مفصلی مانند آرتروز، طول عمر، ویتامین‌ها و مواد معدنی، تحولات بنیادین، قهوه و کافئین، مواظب خورشید باش، انجیر شفا بخش، سلام بر رگ‌های سخت شده، راهی به سوی تندرستی فقط خودفریبی است، فقط با درست زندگی کردن است که بدن میتواند خودش بیماریها را درمان کند، پدیده‌ای به نام الکل C2H5OH، خامخواران اسکلت‌های متحرک نیستند، افت قند خون، میوه‌ها سالمترین مواد غذایی هستند، نیروی جاذبه، آلوده‌کنندگان محیط زیست، قلب و درمان و آنزیم، گیاهان دارویی، 2500 کیلومتر رگ خونی، کاهش و افزایش وزن، نشاسته‌ی دانه‌ها در خون و ادرار، هشتاد درصد غذاهای پخته انگل‌زا است، مواد زمینی، اصول طبیعی زیستن، کنگره سرطان در هامبورگ در سال 1990، جمع بندی، سوال و جواب، ضمیمه، فهرست کتابهای مرجع.








هر روز بر تعداد کسانی که در گوشه و کنار جهان، بیماریهایی لاعلاج نظیر سرطان داشته و دوباره سالم شده اند، افزوده میشود. دکتر شلتون در درمانگاه و مدرسه تندرستی خود، بهبود چهل هزار نفر از این افراد راممکن ساخت. امروزه پزشکان و درمان گران زیادی راه و روش او را دنبال میکنند، که همواره موفقیت این روش را به اثبات رسانده اند. این روند که از سال 1822 در آمریکا تاسیس شده، با وجود موانع فراوانی که نظام پزشکی بر سر راهش قرار داده، توانسته است خود را تا به امروز از گردباد حوادث نجات دهد. این روش درمانی که شیوه ای طبیعی است، تنها امید کسانی است که بیمار شده اند و میخواهند دوباره سالم شوند. آنچه در این کتاب میخوانید، تنها راه دستیابی به سلامت کامل و عمر طولانی است.
این کتاب، رژیم میوه خواری را به خوبی تشریح کرده است.

طرز میوه‌خوار شدن چنین می‌باشد:
هموطن گرامی، می‌بینید که ایشان با "میوه‌خوار" شدن و کنار گذاشتن غذاهای خاکستر شده، غذاهای سرخ شده، غذاهای آب پز شده، غذاهای بخارپز شده، غذاهای جوشانده شده، غذاهای برشته شده، غذاهای بریان شده، و به دلخواه مصرف کردن خوراکهای خام مطلق گیاهی مانند سالادها و میوه‌ها و سبزیجات،‌ توانسته است بر امراض لاعلاج خودش چیرگی یابد. بدانید که ما انسانها از گونه میمونهای میوه‌خوار هستیم ولی صنعتهای پیشرفته امروزی، تمدن ما را نه تنها از مصرف میوه‌ها جدا کردند بلکه اگر سالادی هم تهیه میکنیم، آن را جوشانده و میگوییم آش جوشیده و سوپ پخته بخوریم!‌ یا اگر نان و کیک و شیرینی تهیه میکنیم،‌ آن را برشته کرده و میگوییم مواد برشته خاصیت دارند!‌ از آن بدتر آن نادانهایی هستند که کالباس و سوسیس جانوران جنگل را میخورند! و سپس با صورتهای خالدار،‌ بیمارستانها را پر میکنند! و اقتصاد مملکت را گیج مینمایند!‌ دوستان عزیز اگر هیچ راهی را بلد نیستید و نمیدانید چه کنید،‌ ما به شما پیشنهاد میکنیم که جانوری "میوه خوار" باشید و بعد از آنکه فهمیدید نبایستی غذاها را پخت و عملیات پختن قدغن است،‌ به دنبال نوآوری در خوراک و ساختن غذاهای جدید باشید. در شرق و غرب و همینجا در ایران، خیلی‌ها با میوه‌ خواری، جان خودشان را نجات میدهند. میوه خواری آنست که به جز میوه‌ها چیزی نخوری و این برنامه میوه خوری را تا یکماه یا یکسال ادامه بدهی تا درمان بشوی. با مصرف میوه‌ها و کنار گذاشتن غذاهای پخته، تمام مواد لازم به بدن میرسد و جسم شما چنان نیرو میگیرد که تمام بیماریها را به تدریج از خودش بیرون ریخته و آسوده میگردد.

پیشنهاد گیاهخوارخواهی برای میوه‌خوار شدن:
حتما به نشانی نمایندگی انتشارات نسل نواندیش در شهرهای استانهای خودتان بروید و این کتاب را بخرید. به علاوه آن، اینکه فایل صوت آن را دانلود کنید و بارها با پلیر، گوش بکنید تا مطالبش را یاد بگیرید.




طبقه بندی: معرفی کتاب یا صوت،
برچسب ها: میوه خوار،
[ 1392/10/17 ] [ 12:27 ] [ حمید ناظمی ]

قرآن همش گیر داده به مومنین که اگر خداپرستین برین میوه بخورین!! اما مردم همش گیر میدن به خدا که ما گرسنمونه و نون و گوشت میخواهیم! قرآن میگه برین اون پاکیزه ها رو بخورین و خداتونو شکر کنین!! اما مردم میگن پس کلسیم و ویتامین و پروتئینمون چی میشه؟! قران میگه دامداریها رو واستون حلال کردیم اجازه دارین بخورین!! اما مردم میگن هنوز واسمون کمه، صنایع گوشت شترمرغ و بوقلمون و گاو و خوک و میگو و قورباغه و کبک و کفتر و پودر سوسک میخوایم!

عکس سبد میوهها


میوه‌خوار باش و از پختنی و حیوانی که تو را بیمار میکند دوری کن



طبقه بندی: گسترش فرهنگ حیوانی‌‌فروگذار و بیان مخالفت های گیاهخوارخواهی،
برچسب ها: میوه خوار،
[ 1391/04/19 ] [ 12:37 ] [ حمید ناظمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

مهمترین کتاب ها
درباره وبلاگ

-------------------------
مرکز بین‌المللی نظریه‌پردازی
علوم و تکنولوژی
-------------------------

اینجانب، بنده خدا، کوشا هستم تا تجربیات گیاهخوارخواهی خود را به رایگان به شما هموطنان انتقال دهم. شکایت، انتقاد، پیشنهاد، و تبلیغ پذیرفته میشود.

جهت راهنمایی مردم و پشتیبانی از بیماران، زحمت بکشید و کدهای بنرهای تبلیغ فراهم آمده را در سایت خودتان بگنجانید یا لینک آنها را به مراجعان خودتان بدهید.

نسخه برداری از مطالب، تنها از مقالاتی مجاز میباشد که حداقل چهار سال از انتشار آن گذشته باشد چون مطالب گنجانده شده، همیشه در معرض ویرایش و اصلاح و تغییر و تبدیل و تکمیل هستند.

با گذاشتن نظر، خرابی هر لینک از مطالب را اعتراض بدهید تا آن را درست نماییم.

از تاریخ شهریور سال 1394 همه کتابهای وبلاگ به طور تمیز با صفحات وسط چین آماده چاپ شدند پس فایلهایی که در گذشته دانلود کردید را پاک نمایید و دوباره دانلود کنید.

مقاله های ارزشمند از تجربیات و تفسیرهای خودتان تهیه کنید و به ما ارسال نمایید تا آن را با خوشحالی با یا بدون نام شما به چاپ برسانیم. اگر از تجربیات خودتان عکس و فیلم گرفتید آن را در اختیار ما بگذارید تا به نسل بعدی منتقل بکنیم.

این سایت بر خلاف معمول دیگر سایتها، مخالف تخریب عکسها و جدولها و نمودارهای فراهم آمده از طریق گنجاندن تبلیغ و فخرفروشی بر روی آنها است و تصاویر تهیه شده را سالم و تمیز و بدون تبلیغ و نامنویسی در هر مطلب، نشان میدهد.


مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطف کنید نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خودتان را به طور علمی و دقیق و به فارسی بدون فینگلیش بنویسید و به طور کامل، تجربه خودتان را توضیح بدهید و حتما منبع و نشانی لازم و شماره تماس را برای مراجعه بگذارید. قبل از ارسال نظر، خودتان دیدگاهتان را بازبینی و ویرایش کنید.
2- نظراتی که شامل دروغ پردازی و زشت نویسی باشد، و بدگویی از مسئولین مملکت بکند یا توهین به مکاتب غرب و شرق بکند، با اهانت به اسلام، بی‌احترامی به دانشمندان، پست شمردن قومیت‌ها و باطل دیدن مذاهب، بدبینی به عقاید دیگران یا انتقام جویی و یا حسدورزی به بزرگان جامعه داشته باشد و یا میل به بداندیشی و سرنگونی آمریکا داشته باشد یا از دشمنی با قدرتهای برتر و نابودی کشورهای خاص منطقه و جهان حرف زده باشد، و یا اینکه مغایرت با حقوق بشر یا دیگر مقررات عمومی جهان داشته باشد و یا اینکه متضاد با قوانین محلی ایران و غیره باشد و یا مخالفت جدی با پیشرفت فلسفه بکند و یا دنبال جلوگیری از گسترش صنعت و رسانه باشد و یا برای ترویج مبارزه و جنگ نوشته شده باشد یا اینکه اسلام را مساوی توسعه افکار خشن و خطرناک جلوه بدهد و یا با شکوفایی افراد و احزاب و گروهکها مخالفت بکند و یا با آموزه‌های اخلاق مخالف باشد و برای رشد آزادی و ایجاد تکامل، مانع گذاشته باشد، هرگز منتشر نمی‌شوند.
3- از ارسال دیدگاههای نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متنهای طولانی خودداری نمایید.
4- از آنچه که در نظرات بیاید، برای تکمیل مطلب استفاده خواهد شد.
5- قبل از ارسال نظرتان، آن را بازبینی بکنید تا عیب نداشته باشد.
6- تبلیغات گذاشته شده در بخش نظردهی اگر مرتبط به مطلب نباشد حذف میشود.


.............................

نشانیهای مهم برای درمان بیماری:

الف) به طور اینترنتی تحت معالجات فارغ‌التحصیلان غذادرمانی پرفسور خرسند در سایت ایشان، فرم مشخصات بیمار جدید را پر نمایید تا روند درمان شما را پیگیری نمایند.

تلفن تماس خارج از کشور ایران 31.076.5879591 و 31.06.64272022
تلفن تماس داخل کشور ایران 98.09355593759 و 98.09174475469
سایت پرفسور خرسند www.khorsand.org

ب) به "انجمن و رستوران تغذیه طبیعی ایران" در تهران
به آدرس: بالاتر از میدان پونك، انتهای اشرفی اصفهانی، بلوار سیمون بولیوار، خیابان البرز، نبش كوچه ششم، پلاك 22 مراجعه کنید.
شماره تماس به انجمن با نام خانم حسینی:
تلفن تهران 02144804556
09121164728 یا 09194694257
سایت IranRawVegan.ir
اینستاگرام salamatmehrzamin
تلگرام khamgiahkhari

..............................

در اینجا میتوانید هرگونه مرض لاعلاج که شما را از درمانش ناامید کردند را بدون هزینه از طریق روش خوراك خام، شفا بدهید.

مهم: حتما از این انجمن درخواست بکنید تا پکیج مخصوصی از کتابهای مهم را برایتان به شهرستان پست بکند، چون متاسفانه از این کتابها در مغازه ها پیدا نمیشود.

شما برای تکمیل تحصیلات خودتان میتوانید با گرفتن پکیج از انجمن، به طوری غیر حضوری، دوره مهم آموزشی پژوهشی خودتان را در اینجا بگذرانند. بعلاوه شرکتهای مواد غذایی میتوانند از این "پکیج" برای نوآوریهای تولیدی صنایع غذایی خودشان استفاده ها بکنند چون دستورها و اطلاعات نایاب دارد. ماهانه توسط خانم حسینی، همایش ملی خوراک خام گیاه خواری به رایگان برگزار میشود که ورود به آن برای همه علاقه مندان آزاد است و از همه شهرستان های ایران به آنجا میایند و شما میتوانید شماره موبایلتان را به انجمن بدهید تا برایتان زمانش را پیامک بفرستند. اگر هم توفیق شرکت نیافتید فیلمهایش را درخواست بکنید.

...........................

توصیه من اینست که آن شهرستانی هایی که میخواهند فعال جدی گیاهخواری باشند باید مبالغی چند صدهزار تومانی و حتی بیشتر را برای خرید کتاب و فیلم آشپزی گیاهی از فروشگاه گوویندا درخواست بکنند تا برایشان پست بکند.

فروشگاه گیاهی گوویندا: تهران، خیابان پاسداران، بهستان دهم، اختیاریه جنوبی، روبروی پارک نیلوفر، پلاک 26
تلفن 22584621 و 22110618
سایت govinda-veg.com

انجمن گیاهخواران و رستوران آناندا: تهران، پاسداران، بهستان دهم، اختیاریه جنوبی، جنب مخابرات
تلفن : 22556767 ، 22551352
سایت ivegs.com

..........................

کسانی که دوست دارند تا مردم را به رایگان با خوراک خام، درمان بکنند میتوانند نشستهای خانگی، تشکیل بدهند. پس هرگز هزینه نتراشید و هرگز مغازه یا خانه را اجاره نکنید. بلکه مانند برگزاری جلسات قرآن و دعا که همسایه ها به دیدن یکدیگر میایند و کنار هم مینشینند، شما هم میتوانید میهمانان گیاهخوار را دعوت کنید تا در اتاقی از منزل شما، کنار یکدیگر بنشینند و درباره خوراک خام و طرز درمان بیماریها گفتگو بکنند.
هدف شما از برگزاری این جلسات، نباید تجارت کردن و پولدار شدن باشد. بلکه باید میهمانان را هر دو هفته به منزل خودتان دعوت بنمایید و هرکس مایل بود، تعدادی میوه و خشکبار و یا خوراک خام که نوآوری کرده است را با خودش به جلسه بیاورد و همگی آنها به رایگان، با یکدیگر گفتگو بکنند و مباحثه بکنند و همدیگر را یاری نمایند تا با همدلی و همکاری، خامگیاهخواری را ادامه بدهند.

..........................

از نیکوکاران و خیَرین محترم، خواهشمندیم که هزاران نسخه از کتاب خامخواری آوانسیان را به هزینه شخصی چاپ بکنند و در تمامی مسجدها و کتابخانه ها و مدرسه ها و دانشگاههای شهرهای کشور و گروه خودتان؛ به رایگان توزیع نمایند تا به امید خدا، انقلاب تغذیه پس از انقلاب اسلامی، شدنی و ممکن گردد. چون میلیونها دلار صرفه جویی در تبادلات مالی و سود پولی در هر کشور به وجود خواهد آمد که رقم زیادی است و آن پول که در راه خشنودی خدا و پیامبر و پیشوا و خدمت به مردم، خرج نشود بر روی زمین ماندگار نمیماند بلکه در انحرافات بزرگ و راههای بیهوده، تلف خواهد شد پس پولهایتان را برای خشنودی خدا خرج کنید تا ماندگار شود و نجات یابد.

..........................

باز هم برای هزارمین بار تکرار میکنیم که محصولات حیوانی و پختن خوراک و مصرف دارو، عامل اصلی همگی بیماری‌هاست و تا هنگامی که شما با این دو عامل اصلی مخالفت نکنید، به کار بردن دیگر توصیه های سلامتی، پیروزی مهمی برایتان نمیاورد. مخالفت با آشپزی حیوانی، باید مهمترین قدم و اولین گام شما باشد. پس از آن بقیه علوم پزشکی و توصیه های سلامتی به سلیقه‌ها و خوشایند شما بستگی دارد.

زین استخوان و آتش، تباه شوند خوراکها
گر تو نمیپسندی، تغییر ده خوراک را

سخن گرانبهای دکتر هاوزر: یک مثقال پیشگیری بهتر از یک خروار درمان است.
...........................

اگر برای مشاوره جهت گیاهخوار شدن با من میخواهید تماس بگیرید یا دنبال درمان قطعی با برنامه میوه خوار و برنامه خوراک خام و برنامه روزه آب هستید، نشانی: تهران. موبایل من 98.09353669432 میباشد و به طور تلفنی به رایگان پاسخ میدهم اما مراجعه حضوری امکان‌پذیر نیست. یا با خانم خلیلی متخصص خوراک خام و روزه آب و روانشناسی، مشورت بکنید که به شماره تماس 09360606393 در خدمت شماست.

لطفا پیام نگذارید چون اینترنت، وقت گیر است و من به پیام ها جواب نمیدهم.

...........................

حتما اگر اولین باری است که به این بلاگ مراجعه میکنید، پیشنهاد میکنم که "کتاب راهنمای خوراک خام" یعنی کتاب خامخواری آوانسیان را از قسمت بالای وبلاگ که نوشته "مهمترین کتابها" پیدا کرده، آن را چاپ کنید و مطالعه بفرمایید.

اگر نیازی فوری به درمان دارید، میتوانید با جستجو در فروشگاههای شهرتان، كتاب "خام‌خواری نویسنده آوانسیان" را پیدا كرده و با اجرای آن كتاب از ناراحتی هایتان خلاص بشوید.

...............................

ْاز گوگل برای جستجوی گیاهخواری استفاده فرمایید.

Google: Vegetarian

Google: Vegan

Google: Raw Food

Google: water/juice Fasting

Google: Vegan Bodybuilding

Google: Vegan Democracy

..................................

لطف کنید برای تبلیغ از زحمات این وبلاگ، بنرهای تهیه شده یا لینک اصلی را در سایت خود بگذارید سپس به ما اطلاع بدهید تا در اولین فرصت جبران کنیم.

.............................

We want to establish a community of "Fasting Raw Food Vegan liberal Social Democratic Republics" worldwide

ما استقرار جمهوری های فاستینگ رافود وگان لیبرال سوسیالیستی لائیک دموکراتیک کمونیستی یعنی "توده های روزه دار خوراک خام گیاه خوار آزادی خواه برابری جوی بیطرف مردم سالار " را در سرتاسر سیاره زمین واقع در منظومه شمسی درون كهكشان راه شیری خواستاریم !!!

-------------------------------

:-)

طرز گرفتن خوراک خام برای درمان بیماریها چنین است: {میوه + سبزی + سالاد + نوآوری}.

همه خوراکهای پخته شده با اجاق گاز مانند آش جوشیده و نان برشته و سرخ کردنیها به علاوه همه فرآوردههای حیوانی که با دامپروری فراهم میشوند مانند آبگوشت جانوران و آملیت تخم مرغان و شیرآوردهای پستانداران باید برای همیشه به طور جدی قدغن شده و کنار گذاشته شوند. رنجش در هر کدام از اندامهای جسم و دردهای موقتی، نشانه پاکسازی و بازسازی بافتها بوده که سبب بهبود بیماری شما میشود. پس باید در سختیهای آن، شکیبا بمانید و خدا را سپاس بگذارید تا پله‌های تندرستی را یکی پس از دیگری بالا بروید. رفتن به بیمارستان ممنوع است زیرا پرستاران آنجا، شما را از مصرف خوراک خام پشیمان میکنند و به شما خوراکهای پخته و داروهای سمی میدهند و پزشکان هم هزینه های گزاف از شما میخواهند. دقت کنید که مصرف تمام داروها باید در کمتر از دو هفته از شروع خوراک خام به طور همیشگی فراموش شود. مدت دوره از یک ماه تا سه ماه یا شش ماه و بیش از آن است. انجام آن را به روش خیلی ساده با خوردن میوه آغاز نمایید. مثلا برای صبحانه یک هندوانه کامل، برای ناهار نیم کیلو خرما و برای شام یک کاسه سالاد از گوجه و خیار را امتحان کنید و روزهای بعدی را متفاوت از امروز غذا بخورید. هرگز غذاهای حرارت دیده با تنورهای سنتی و صنعتی یا اجاق گاز منزل یا مایکرویو مانند آش جوشیده، نان برشته، ته دیگ قابلمه و مواد سوخته، شیرینی سرخ شده، شیر گاو و ماست و پنیر گوسفند و املت تخم مرغ و کله پاچه و آبگوشت و کباب و پلومرغ و همبرگر و قند سفید و غیره را نخورید. در مدت خامخواری، هر روز، شعار زیر را پیوسته تکرار نمایید.
شعار: پختنی نخورید، حیوانی نخورید، دارو نخورید، از خوراک خام گیاهی هر اندازه دوست دارید بخورید.

:-)

طرز گرفتن روزه آب برای درمان بیماری‌ها چنین است: {روزی هشت لیوان آب خالی + یک لیوان آبمیوه به اجبار}.

پیش از انجام روزه آب، باید به مدت یکماه از برنامه خوراک خام پیروی بکنید وگرنه نباید وارد روزه آب بشوید. سپس تصمیم میگیرید تا به مدت یک هفته یا یک ماه تا دو ماه از خوردن هر گونه مواد جامد خوراکی پرهیز نمایید. بنابراین، نه صبحانه و نه ناهار و نه شام خواهید داشت. در این مدت، روزی بیش از هشت لیوان آب می‌نوشید. علاوه بر آب خالی، باید هر روز به اجبار یک لیوان آبمیوه دلخواه مانند آب هندوانه، آب انار، آب انگور، آب پرتقال، آب سیب، آب هویج، آب عسل لیموترش، عرقیات یا چای یا آب سبزی و غیره را بنوشید. جسم شما پس از چندین بار احساس گرسنگی، شروع به سوزاندن چربیهای موجود در میان بافتها میکند و از آن موفع به بعد، گرسنگی تا پایان دوره مشاهده نمیشود. در این مدت، هر پنج روز، یکبار به توالت میروید تا سرگین سیاه رنگ قیر مانندی را خالی کنید. هر موقع که خلطی به گلو آوردید، آن را به بیرون تف بکنید چون نباید خلطها بلعیده گردند. بدانید خلط زرد و سرگین سیاه، همان آشغالهایی خطرناکی هستند که از ذوب شدن چربی‌ها و پاکسازی اندام‌های مسموم توسط جسم به بیرون راهنمایی میشوند. پس از پایان روزه آب، باید شروع به مصرف خوراک خام بکنید. برای انجام برنامه آسان روزه آب، ضروری است تا با یک پاسخگوی گیاهخوار تماس بگیرید و تحت نظر او شروع نمایید و هر جمعه، وزن خودتان را به او گزارش بدهید. در مدت روزه آب با خودتان پیوسته شعار زیر را تکرار کنید.
شعار: همه دردها نشانه بیرون ریزی مواد سمی است بنابراین به هیچ خوراکی مشتاق نباش و هر روز، بیش از دیروز بر روزه آب پایداری کن.

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

توضیحات تئوریک سلامتی:

رنجش ها و مشکلات جسمی مردم یا بخاطر تصادفات بیرونی به وجود میایند، مانند تصادفهای خیابانی هنگام رانندگی یا بخاطر اختلالات درونی روی میدهند مانند مریضیهایی که تجربه میکنیم. تمامی امراض، که اختلالات درونی جسم ما میباشند، پیامدی از خطاهای خوراکی و اشتباهات غذایی بوده و با اصلاح تغذیه که به بازسازی خوراک روزانه بینجامد، بهبود واقعی پیدا میکنند.
بیماریهای صعب العلاج از قبیل امراض قلبی و عروقی ، چاقی مفرط، سرطان ها، رفلکس شدید معده و سرطان روده و ضعف دستگاه گوارش، واریس و التهاب ستون فقرات، زانو درد شدید، نفخ و گاز بدبو، عفونتهای رحم زنان و مثانه، دیسک کمر یا گردن، آرتروز، نقرس، استرامپل، آسم و گواتر، مشکلات پوستی و جوش و دمل، قند و چربی و فشار خون، آلرژیهای فصلی، اعتیادها، ضعف های جنسی مانند زودانزالی مردان و قاعدگی زیاد زنان، سیروز کبدی و ضعف کلیه و دیالیزی، سینوزیت مزمن، برونشیت مزمن، سل، حتی بیماریهای لاعلاجی مانند ایدز و هپاتیت و تومور مغزی و ام اس، (یعنی همانهایی که بهشان گفته شده بزودی میمیرند)، همچنین کمک به رفع افسردگی ها و تمایلات به خودکشی، پیری زودرس در جوانی، طاسی یا سفیدی موی سر، و غیره، که همگی این بیماریها توسط "برنامه آموزشی یکماهه تا چندماهه خوراک خام گیاهی" قابل درمان قطعی بدون عوارض جانبی میباشد. خوشبختانه انجام این برنامه شما را از هزینه های گزاف چند میلیون تومانی تکنولوژیکال برای درمان مریضیهایتان نجات میدهد.

"برنامه خوراک خام گیاهی" بر این فلسفه مبتنی است که تمامی بیماریهای جسمی و حتی روانی منشاء تغذیه دارند.
هرگاه سلولهای عضوی از جسم خاصیت ارتجاعی نداشته باشند و نتوانند وظایف خود را خوب انجام بدهند و علاوه بر آن در اثر گرسنگی شدید و مسمومیت زیاد بخاطر تمرکز آلودگی ها برای بیرون ریزی همین سموم و برطرف کردن گرسنگی خودشان دست به کوشش زیاد بزنند آن وقت است که ما به واکنشهای دردناکی مبتلا میشویم و میگوییم که مریض شده ایم.
به طور کلی خوراک ما به دو گونه گیاهی و حیوانی تقسیم میشود. خوراکهای حیوانی مانند انواع گوشتها، تخم مرغ ها و شیر و لبنیات، همگی آنها سمی هستند، و کثافت های چسبناکی دارند که در درون مویرگها و بافتهای عضلات و بیرون آن به صورت چربی تجمع پیدا میکند.
البته جسم انسان، اندکی چربی پاکیزه را برای مصرف بیش از یکماه گرسنگی نگه میدارد اما سموم ناشی از خوراکهای حیوانی که در مغازه های ساندویچ فروشی، فست فودها، قصابی ها و رستورانها به فروش میروند به وزن ده ها کیلوگرم در بدن به این چربی پاکیزه ضمیمه میشود. بدن ما کثافت های چسبناک را با زحمت زیادی به بیرون بافتها و ماهیچه ها هل میدهد و از ناچاری پیرامون قلب و شکم و بالای جمجمه مغز زیر پوست سر ذخیره مینماید تا به درون جسم ما آسیب نرسد و از سکته های قلبی و مغزی از کودکی تا جوانی در امان بمانیم... .
روش بدن برای بیرون ریزی کثافات چسبناک گندیده قدیمی اینست که آنها را خمیر میکند و پس از سالها با بازگردانی به روده به گازی بدبو تصعید مینماید. گوشتها و تخم مرغها حاوی کلسترول، چسبنده ای پنبه مانند هستند که درون رگها رسوب میکند. آنها حاوی آنتی بیوتیک و استروئیدها هم هستند. هضم تخم مرغ برای بدن بسیار مشکل است و گوشت در روده دراز ما خیلی فوری متعفن میشود. به عبارتی بهتر آنها موادی مرده هستند زیرا گوشت و تخم مرغ یعنی جنازه یک حیوان مرده که بدنمان نیازی به آنها ندارد. باید هشدار داد که بر خلاف خوش باوری مردم، که شیر حاوی کلسیم است، میگوییم که شیر سبب دفع کلسیم استخوانهاست زیرا همه پروتئینهای حیوانی حتی لبنیات خون را اسیدی میکنند. بدن ما باید اندکی قلیایی (یعنی آلکالی یا بازی) باشد. جسم هوشمندانه برای ادامه سوخت و ساز و کارکرد ارگانها مقادیری از کلسیم استخوانها و دندانها را جدا میکند تا خون را به حالت قلیایی برگرداند. چنین دفع کلسیمی در بلند مدت سبب نرمی و سپس پوکی استخوانها میشود. امروزه علم ثابت کرده است که پرخاشگری اخلاقی بخاطر اسیدی شدن خون روی میدهد. وقتی به بازار میرویم میبینیم که به بهانه امگاسه، جان ماهی را گرفته اند، به بهانه آهن، جگر گوسفند را دریده اند، به بهانه کلسیم، شیر گوساله وشتر را ربوده اند، به بهانه پروتئین، ماهیچه های گاو را چاقو زده اند، به بهانه ویتامین، مرغ را به سیخ کشیده اند و به بهانه رنگ سرخ، غذاها را با روغن میسوزانند. ما این همه گناهان را با نامهای بیوشیمیایی میکنیم و هزارجور سم و کثافت و انگل و باکتری و ویروس و آشغال سوخته را داخل بدنمان میکنیم و و وقتی مریض شدیم، فیلسوف میشویم و با مغز معیوب مان، درباره وجود یا عدم عدالت الهی، شروع به تئوری پردازی میکنیم. حالا درباره خوراکهای گیاهی توضیح میدهیم که بدبختانه آنها نیز توسط حرارت اجاقهای گازی و برقی با عملیات پخت در بیش از نصف دمای جوش آب به مواد سوخته تبدیل میشوند. نان برشته و مواد سوخته در غذاها به رنگهای زرد، طلایی، قهوه ای ، سرخ و مشکی قابل شناسایی با چشم میباشد. البته مواد برشته همرنگ را بخاطر اینکه همرنگ غذای اصلی است نمیتوان تمیز داد. از مواد برشته رنگی میشود به ته دیگ قابلمه، برشتگی انواع نانها، پخته شدن حبوبات آش و سوختگی سبزی کوکو در روغن و کباب گوسفند و مرغ پخته شده، یا پیاز سرخ شده و شیرینی های طلایی رنگ شده اشاره نمود. مواد سوخته که به رنگ مشکی و حتی قهوه ای باشند، خوراک گیاهی را به شدت زیادی مسموم میکند. بدن ما این مواد برشته سرخ و سوخته را به ترتیب به زیر پوست سر و چهره، سپس کمر و سینه و بعد پاها و دستها و یا آلت تناسلی اخراج و تبعید میکند تا رگها خالی مانده بتوانند خونرسانی بکنند که شما آنها را جوش قرمز مینامید. در چندین روز بعد چنانچه جسم فرصتی برای تخلیه آنها پیدا بکند پس از فراخوانی از سطح پوست به دستگاه گوارش، به صورت خلط زرد یا قهوه ای رنگ به دهان شما بالا میاورد که باید آن را تف بکنید. این بیرون ریزی با واکنش هایی مانند عطسه، سرفه، تب و سردرد یا آبریزش همراه است و نیاکان ما خیال میکردند که میکروبها و سرما یا گرمای هوا است که در آنها این واکنش ها را ایجاد میکند و به اصطلاح خودشان میگفتند سرما خوردم ! زیرا تغییرات درجه دمای باد در ذوب مواد برشته موثر و مفید میباشد. آنها به جاهایی میرفتند پر از مریض ! که نامش بیمارستان بود و تحت نظر افرادی سفید پوش به بلعیدن قرص و کپسول تشویق میشدند.
سفید پوشهای بیچاره ای که پزشک نام داشتند وقتی میدیدند که مریضها داغ شدند و خیلی تب کردند، ظالمانه با زدن آمپول های دردناک به آنجای مردم کوشش میکردند تا آنها را تسکین دهند چون که از چرخ و فلک زدن مواد برشته و سوخته به رنگ سرخ و مشکی داخل خون مریض هایشان بی خبر بودند. حالا کی و چطور واردات این مواد سوخته تیره رنگ انجام شده بوده نسل آنها نمیدانست !
اما ما امروزه میدانیم که مردمان نسل های قبلی تنور نانوایی و اجاقهایی گازی و برقی خانگی به صورت ملی ! بلکه بین المللی !! تولید میکردند که با آنها بتوانند خوراکهایشان را آنقدر بسوزانند تا سطح آن خوراکها پر از خاکسترهای تیره رنگ خوشگل بشود !!!.

ولی جسم هرگز نان برشته قهوه ای و کوکو سبزی سوخته سیاه و ته دیگ برشته و هر تفاله غذایی پخته سوخته که خاکستر شده را نمیتواند بجای غذا قبول بکند بلکه آن خاکستر بر آمده از غذاهای جوشیده و سوخته را سم به حساب آورده و تلاش میکند تا از بدن خارج بکند.
پختن توسط اجاق گازهای لعنتی، آنزیمهای گیاهی را نابود میکند، ویتامین ها را میسوزاند، طوری که از سلولهای غذاهای گیاهی تنها کربنی بدون مواد معدنی مینرالها باقی میماند. عملیات پختن بر روی غذاهای حیوانی هم سبب آزاد شدن ماده بنفش یا آبی رنگ به نام دیگوکسین که شبیه نفت است میشود.
از آنجا که مواد برشته ناشی از طبخ و پختن خوراک های گیاهی مانند کثافت های گندیده ناشی شده از خوراکهای حیوانی برگرفته از لاشه متعفن جنازه گاو و مردار خونین گوسفند، چسبنده نیستند، بیرون ریزی آنها برای جسم آسانتر است.
آگاه باشید که تغذیه ما در طول این چند هزار سال تاریخ بشریت به طور اساسی غلط بوده است و نباید با بردن نام پیامبران چوپان و بهانه جویی از اینکه امامان ما، نان پزی و شیر دوشی میکردند و با توصیف تناولهای غذایی پیشوایان دینی و یادآوری اعتیاد پدرانمان به دودهای سیگار و قلیان، غلط بودن مصرف مردار حیوانات را کار درست پنداشت !! و خیالات کرد که اجداد ما مریض نمیشدند !!!
جالب آنست که عمر ما انسانها حدود 250 تا 350سال است و شما باید هر روز سیگار و گوشت و غذای پخته و شیر مصرف کنید تا قبل از 50سالگی به آغوش مرگ بروید !
چون اگر معتاد به اینجور چیزها نباشید و هر ماه برگه های دفترچه تامین اجتماعی تان توسط مطب ها، سیاه نشود به بالای 100سالگی میرسید. توضیح بیشتر آنستکه برای جسم دهها سال طول میکشد تا کثافات گوشتی را خارج بکند در حالی که خارج کردن خاکستر سرخ و سیاه غذاها، به بیشتر از چندین ماه نیاز ندارد. برخی از دواهای مدرن و خوراک های سوپرمارکتی از قبیل کنسروها و بیسکویت ها هم مواد شیمیایی دارند که چون جسم از آنها متنفر است توی لثه ها زیر گلو یا جاهای دیگر متمرکزشان میکند تا وقتی فرصتی پیدا کرد بیرون بریزد.

لازم است بدانید که خوراکهای حیوانی و نان برشته و غذاهای شیمیایی سوپر مارکتها در بدن انسان، هزاران نوع اختلالات متضاد به وجود میاورند و سلولهای متخصص اعضای بدن را به سلولهای گرسنه، تنبل و ناتوان تبدیل میکنند. باکتری ها و ویروس ها تنها میتوانند بر سلولهای تنبل زائد غلبه بکنند که اگر شما "سنت های اجتماعی و مذهبی نظام خوراک پخته حیوانی و گازی امروزی" را بر اندازید و به "برنامه نوین پیشنهادی خوراک خام گیاهی و برقی" بپیوندید آنگاه خداوند به شما جسمی طبیعی با سلولهایی قدرتمند و متخصص خواهد داد جوری که هیچ میکروبی رخصت تکثیر و شجاعت آزار رسانی به دستگاههای بدنتان را نخواهد داشت. "برنامه خوراک خام گیاهی" بسیار پیشرفته بوده و محدودیت سنی ندارد. بهمین خاطر از کودکان گرفته تا بزرگسالان همگی میتوانند از فواید آن بهره مند بشوند. برای نوزادان بی دندان تازه متولد شده، میشود شیرهای گیاهی سویا و بادام داد یا اینکه آبمیوه ها را جایگزین هایی خوب و کافی به جای شیر مادر دانست. مثلا انگور مساوی است با شیر مادر !
تکرار میکنم: انگور مساویست با شیر مادر!!
چرا به جای شیر فاسد گاو به نوزادان خودمان، آب انگور و پرتقال و گوجه ندهیم؟ برای شیرخواران، حتی عصاره میوه ها از شیر مادر هم بهتر است. آهای مادرانی که در سینه هایتان، شیر ندارید تا به نوزادتان بدهید، با آبمیوه ها کودکانتان را تنومند بپرورانید... .
هیچ نوزادی به شیر مادر دیگر جانوران پستاندار جنگل، نیاز ندارد بلکه تنها با آب سبزیجات و آبمیوه ها میتواند استخوان بسازد و فربه شود و به رشد و بلوغ برسد. در برنامه خوراک خام، شما مختار هستید که از میوه ها و سبزیجات، خشکبار و مغزها و جوانه حبوبات و غلات به هر مقداری که دوست دارید و در هر موقعی که مایلید تناول بنمایید. زنان میتوانند با کنار گذاشتن اجاق گاز و مایکروفر به سلیقه خودشان با چرخ کردن، خرد کردن، برش زدن، پودر کردن، خشک کردن و با اضافه کردن روغن و نمک و چاشنی ها، سالادهایی قشنگ اختراع کنند.

شایان توجه است وقتی که عطسه میکنید یا آبریزش و سر درد دارید، شما از واکنشهای شدید درمانی ناراحت هستید ولی گلایه دارید که مریض شده اید. به هیچ وجهی بیمارستان نروید. چون وقتی چنین شد میتوانید جسم را تحت فرایند پاکسازی فوری قرار بدهید به این شیوه که از خوردن هر خوراکی، به مدت سه روز یا بیشتر خودداری بکنید و تنها آب و مایعات بنوشید و سپس برنامه آموزش خوراک خام گیاهی را آغاز بکنید. جسم است که درمان میکند و پزشک و داروها هیچ کاره اند بلکه خرابکارند.
همیشه این نکته خیلی مهم را بخاطر داشته باشید که پختن خوراک، سبب ریشه ای همگی بیماریهاست و داروی هر بیماری تنها میتواند خوراک خام گیاهی یعنی خوراک نسوخته نجوشیده نابرشته ! باشد. در نتیجه، دارو چیزی نیست جز همان خوراک خام گیاهی !!
بدن شما در این سه روز گرسنگی ! با خیال راحت، خاکستر خوراکهای پخته را از مویرگهای خون خارج میکند و شما بهبودی خوبی پیدا میکنید. تاسف آور است که حتی پرسوادترین پزشکان هم در مصاحبه های رادیویی تلویزیونی استدلال میاورند که همه مشاغل برای سلامتی خطرآفرین هستند زیرا به گمانشان چند عضله تحرک دارند و بقیه ندارند و واسه مردم گمانه زنی میکنند که بیماریهای شایع امروزی پیامد آلودگی هوا و پشت میز نشینی یا ورزش نکردن است !!!.
نادانی این پزشکان پرسواد ! از موضوع تغذیه آنقدر زیاد است که قدرت تشخیص و تفهیم سمی بودن شیر و نان و آبگوشت را ندارند و برای ورزشکاران کتاب مینویسند و تخم مرغ تجویز میکنند. ورزشکاران بیخبر بدبخت هم آنقدر سیب زمینی پخته و تخم مرغ و همبرگر و کالباس و سوسیس میخورند که جسمشان زودی فرسوده بلکه منفجر میشود و پیر و کچل میشوند. در وضعیت فاسد تغذیه ای جامعه خوراک پخته گوشتخوار سیاره زمین، ما چه ورزشکار باشیم یا نباشیم، به هر حال، جان سالم بدر نخواهیم برد... .

امروزه همه کشورهای جهان تحت سیاستهای سلامتی، سالانه میلیونها دلار بودجه برای گسترش فناوریهای پزشکی به منظور ریشه کن سازی بیماری ها انجام میدهند و متاسفانه همیشه هم دچار بحرانهای اقتصادی هستند. بخاطر "رافود وگان" نبودن جامعه های خوراک پخته گوشتخوار کنونی، وضعیت رفاه و اقتصادی کشورها چنان افتضاح شده است که جوانان، اخلاق را رها میکنند تا برای داشتن مسکن و پول ازدواج، دست به دامن دزدی، قتل، جرم خیابانی و جنایت های خانوادگی شوند اینطوری است که صفحات حوادث روزنامه ها از داستانهایش هر روز پر میشود. از طرف دیگر پزشکان و بقیه اقشار جامعه هم نمیدانند که تمامی بیماری های عجیب و لاعلاج میان ما انسانها بخاطر مصارف خوراک حیوانی و واردات مواد سوخته میباشد اینطورست که بخاطر جهالت فراگیر کنونی، هرکسی تقصیر را به گردن میکروبها میاندازند. ولی باید دقت کرد که هیچ کدام از این صنعت های پزشکی و روشهای تشخیص به بدن ما کمک نمیکند و تا جسم یک بیمار با شکیبایی و صبر، این کثافات و سوخته ها را به بیرون از خودش انتقال ندهد روند رشد امراض در دهه های بعدی عمر به گونه های بدتری ادامه مییابد. شوربختی اینجاست که هیچ کدام از فناوریهای گرانقیمت پزشکی قادر نیست تا مویرگها را از مواد سوخته خالی بکند مگر تصمیم قاطعانه خود بیمار به نخوردن مواد سوخته ! و نپختن خوراکهای گیاهی ! به همین خاطر ما به سیاست گذاران مملکتمان تذکر میدهیم که تمام این پولهایی که منحرفانه در فناوریهای پزشکی خرج میشوند، تلف شده و به باد رفته اند ! چون نمیتوانند به هدف درمان نایل بشوند... . اقتصاددانان باید بدانند که این افتضاح ترین گردش مالی کلان در اقتصاد یک کشور است که میلیاردها تومان پول و میلیونها ساعت زمان مردم، بخاطر وجود منحوس صنایع پخت و پز به نابودی کشانده میشوند و جنگ و تبعات بحرانی انقلابی بجا میگذارند. بهترین راه همین است که شما در هر شغل یا جایگاهی که قرار دارید از توسعه برنامه خوراک خام گیاهی در شهرستان خودتان حمایت بکنید. قابل یادآوری است که بیمار پس از درمان خودش در این برنامه آموزشی بنا به انگیزه ای که دارد تغذیه خودش را هر اندازه بتواند از 80 تا 95درصد یا 100درصد به این برنامه نزدیک میکند تا همیشه از بیماریها مصون بماند.
جهت مشارکت و توسعه فرهنگ وگان در ایران و کشورهای دیگر، استفاده از نظریه پردازیها و مطالب تحلیلی و آپلود فایلهای این بلاگ، در کتابها و سایتهای دیگر با حفظ حقوق مادی و معنوی نویسنده مجاز است و باید با هماهنگی انجام گیرد.

شما را مژده میدهم به اینکه کوشش تان برای تشکیل جامعه حیوانی‌فروگذار مردمسالار Vegan Democratic Society از طریق گذار از ساختار غلط"فرد سالاری، فناوری پزشکی، خوراک پخته، نان برشته، گوشت خوار" به ساختار درست "مردم سالاری، روزه آب، خوراک خام، نان پساب، گیاه خوار" (فاستینگ رافود وگان دموکراتیک)، همگی معضلات اجتماعی، روانشناختی و اقتصادی کشور را حل خواهد نمود.


شاد کام و آینده ساز باشید.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
کادر راست وبلاگ
......................

پارسی طب

..................... ....................... دانلود ....................... ....................... .......................
.......................
.......................

.......................

.

.......................
.......................
.......................
.......................
....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ....................... ..................... ..................... ......................
...................... ...................... ...................... ......................